گفت‌و‌گوی «جام‌جم» با نویسنده و کارگردان «پهلوانان»

قهرمان‌های ایرانی برای زندگی امروز

چالش‌های جزیره‌ای در تولید پویانمایی

در دهمین نشست تخصصی بررسی سینمای ایران و جهان که در روزنامه جام‌جم با حضور بهزاد زهرایی (مدرس و منتقد سینما) و از مدرسین «مدرسه نقد»، محمدامین احمدی، سید‌علی ماه و مهدی صالحی از هنرجویان مدرسه نقد برگزار شد به نقش و اهمیت پویانمایی اشاره و عنوان شد: پویانمایی به‌عنوان یک ابزار قوی در آموزش و تربیت نسل جوان، امروزه نقش کلیدی در فرهنگ‌سازی ایفا می‌کند.
در دهمین نشست تخصصی بررسی سینمای ایران و جهان که در روزنامه جام‌جم با حضور بهزاد زهرایی (مدرس و منتقد سینما) و از مدرسین «مدرسه نقد»، محمدامین احمدی، سید‌علی ماه و مهدی صالحی از هنرجویان مدرسه نقد برگزار شد به نقش و اهمیت پویانمایی اشاره و عنوان شد: پویانمایی به‌عنوان یک ابزار قوی در آموزش و تربیت نسل جوان، امروزه نقش کلیدی در فرهنگ‌سازی ایفا می‌کند.
کد خبر: ۱۴۹۸۱۴۷
 
با توجه به هزینه‌های بالای تولید پویانمایی و رقابت شدید میان شرکت‌های تولیدکننده در سطح جهانی، اهمیت کیفیت، داستان‌پردازی و طراحی کاراکترها به‌وضوح احساس می‌شود. در شرایطی که مخاطبان به‌راحتی می‌توانند از محتوای ملی به سمت پلتفرم‌های خارجی منتقل شوند،ارائه محتوای جذاب وباکیفیت ضروری است.همچنین، استفاده ازروان‌شناسان کودک و توجه به جزئیات بومی در تولیدات می‌تواند به جذب بیشتر کودکان و خانواده‌ها کمک کند. در این زمینه، وجود نیروی متخصص و ابزارهای مناسب، شرط اساسی برای موفقیت است.
   
پویانمایی: ابزاری برای تربیت یا تهاجم فرهنگی؟

زهرایی: نشست دیگری از مدرسه نقد تحت عنوان «اهمیت پویانمایی، ساخت و کارکرد آن برای کودکان و نوجوانان» را با حضور هنرجویان مدرسه نقد برگزار می‌کنیم. ما طبیعتا می‌توانیم نگاهی سریع به تاریخچه پویانمایی داشته باشیم که هم در مشرق زمین، هم در اروپا و هم در آمریکا وجود داشته است؛ اما آنچه که در این نشست مدنظر ماست، اثرگذاری اجتماعی، خط‌دهی فکری و تربیت کودکان و نوجوانان با پویانمایی‌هاست. مهم‌ترین نمونه‌های این تأثیرات را می‌توانیم در شخصیت‌هایی مانند میکی‌ماوس ببینیم که مفاهیمی مانند یهودیت و فراماسونری را به شکلی نمادین مطرح می‌کردند و بارها درباره آنها صحبت شده است. همچنین، در مجموعه بسیار جذاب و طولانی‌مدت «تام و جری» نیز می‌توانیم این تأثیرات را مشاهده کنیم.
به موازات این‌ آثار، کمپانی دیزنی تولیدات پویانمایی بلندی داشته است؛پویانمایی‌هایی که درسینما نمایش داده می‌شدند.از قدیمی‌ترین‌ها مانند «سیندرلا»، «زیبای خفته» و «سفیدبرفی و هفت کوتوله» تا پویانمایی‌های جدیدتر مانند «داستان اسباب‌بازی»، «در جستجوی نمو» و... واقعیت قضیه این است که وقتی این پویانمایی‌های قدیمی را حتی تا به امروز با دقت و از منظر کارشناسی بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم گویی پشت این داستان‌های فانتزی و خیال‌انگیز کودکانه، اهداف و برنامه‌هایی نهفته است. این پویانمایی‌ها، همان‌طور که فیلم‌های بزرگ هالیوودی مانیفست‌های خود را به مخاطبان القا می‌کنند، مانیفست‌هایی نیز برای کودکان دارند. هدف ما در نشست حاضر، بحث درباره کارکرد پویانمایی و اهمیت آن است. امروزه دیگرانی از طریق پویانمایی‌ها در حال تربیت نسل خود و انتقال پیام‌های‌شان به دنیا هستند، پس ما نباید از این ابزار مهم در تربیت نسل جدیدمان غافل باشیم.
گاهی نیز در فرنگستان پویانمایی‌هایی ساخته می‌شوند که جنبه‌های علمی و روان‌شناختی دارند، مانند پویانمایی «برون و درون» که اثری زیبا و فاخر است و فقط رویکرد علمی دارد، اما اندک‌اند و معمولا پویانمایی‌هایی ساخته می‌شوند که از نظر محتوا هدف‌دار هستند و جوانان و نوجوانان ما در معرض این هجمه‌های فرهنگی قرار می‌گیرند. نباید سابقه تولید ۷۰ ‌ساله در ایران در تولید پویانمایی را فراموش کنیم. به‌خصوص که این حوزه روز‌به‌روز به سوی جدی گرفته‌شدن پیش می‌رود و پویانمایی‌های قابل توجهی نیز ساخته می‌شوند؛ مثلا مجموعه‌‌ای مانند «شکرستان» که با فرهنگ ما همخوانی داشته و از نظر موسیقی، روایت، فرم و ساختار هنری، جزو کارهای بسیار خوب و ماندگار محسوب می‌شود. این مجموعه هنوز به‌روز است و قابلیت ارائه به نسل‌های جدید را نیز دارد که هر ساله در تلویزیون تکرار ‌شود و همچنان درخشان باشد. در میان کارهای بلند نیز پویانمایی‌هایی مانند «پسر دلفینی ۱»
 بسیار موفق بوده‌اند و کارهای خوب دیگری نیز وجود دارند.حالا می‌خواهم ابتدا مقدمه‌ای درباره اهمیت پویانمایی، به‌ویژه در کشورمان بیان کنم. ما معمولا درباره سینما و فیلم‌های داستانی بلند صحبت می‌کنیم، اما بخش قابل‌توجهی از مخاطبان ما را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند؛ بنابراین، باید درباره اهمیت پویانمایی و نقش آن در تربیت و آموزش این گروه سنی نیز صحبت کنیم.
   
کدام سخت‌تر است: تولید پویانمایی یا استخراج نفت؟

صالحی: 
در مورد اهمیت پویانمایی، همان‌طور که فرمودید، پویانمایی را می‌توان به دو بخش غربی و شرقی تقسیم کرد که هر کدام تأثیرات فرهنگی خاص خود را دارند و هر یک به شیوه‌ای خاص عمل می‌کنند؛ اما تأثیر پویانمایی بر فرهنگ جامعه را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد: تأثیرات فرهنگی، تأثیرات اجتماعی و تأثیرات روان‌شناختی.
در بخش تأثیرات فرهنگی، پویانمایی می‌تواند ارزش‌ها و سنت‌های فرهنگی خاص را به مخاطبان جهانی خود منتقل کند. به‌عنوان مثال، پویانمایی‌های ژاپنی که امروزه بازار بسیار خوبی در دنیا دارند، سبک زندگی، لباس، غذاها و حتی شخصیت‌های خود را به جهانیان معرفی می‌کنند. این پویانمایی‌ها حتی با هدف داشتن جنبه‌های جهانی‌تر، از عناصر فرهنگی و شخصیت‌ها و داستان‌های معروف سایر کشورها استفاده می‌کنند تا بتوانند مخاطبان بیشتری را جذب کنند که می‌توانم به «آرش کمانگیر» اشاره کنم که در یکی از انیمه‌های ژاپنی حضور داشت یا سندباد و پینوکیو نیز که در گذشته هم مورد استفاده بوده و درآمد بسیار بالایی را هم برای این کشور ایجاد کرده؛ مثلا ژاپن در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۰ میلیارد دلار از فروش انیمه به سایر کشورها به دست آورده در حالی که ما از استخراج و فروش نفت در همان سال ۵۵ میلیارد دلار درآمد داشتیم و سوالی که مطرح می‌شود این است کدام سخت‌تر است: تولید پویانمایی یا استخراج نفت؟
از نظر اجتماعی نیز پویانمایی می‌تواند مسائل اجتماعی مهمی را مطرح کند که باعث افزایش آگاهی عمومی می‌شود. این رسانه می‌تواند مفاهیم اخلاقی، احترام به طبیعت، تعاملات اجتماعی و مواردی از این دست را به کودکان آموزش دهد.
همچنین، پویانمایی‌ها تأثیرات روان‌شناختی نیز دارند؛ به این معنا که به مخاطبان خود، به‌ویژه کودکان، کمک می‌کنند تا با احساسات و مشکلات خود بهتر مواجه شوند و آنها را مدیریت کنند. این تأثیرات از طریق چالش‌های ایجادشده برای شخصیت‌های داستانی، به کودکان منتقل می‌شود و درنهایت می‌تواند نوعی آموزش غیرمستقیم برای آنها محسوب شود.
   
چرا پویانمایی در جشنواره فجر جایگاه مستقلی ندارد؟

​​​​​​​احمدی: 
من با یک سؤال شروع می‌کنم: چرا در بزرگ‌ترین جشنواره سینمایی ایران، یعنی جشنواره فجر، بخش پویانمایی به‌صورت جداگانه وجود ندارد؟ همیشه پویانمایی به‌عنوان بخشی فرعی در کنار بخش سینمایی در نظر گرفته شده، درحالی‌که در بسیاری از جشنواره‌های معتبر جهانی، بخش جداگانه‌ای برای پویانمایی در نظر گرفته می‌شود.
درحال‌حاضر، پویانمایی‌ها عمدتا به‌عنوان سرگرمی کودکان شناخته می‌شوند که این نگرش به‌شدت سطحی و مشکل‌ساز است. این نگاه باعث شده که بسیاری از پتانسیل‌های پویانمایی نادیده گرفته شود. امروزه تقریبا همه افراد با رسانه‌ها سروکار دارند و از آنها تأثیر می‌گیرند. کودکان و نوجوانان نیز یکی از مهم‌ترین مخاطبان پیام‌های رسانه‌ها هستند، بنابراین تأثیر رسانه‌ها بر این گروه سنی بسیار مهم است. پویانمایی‌ها می‌توانند داستان‌های پیچیده، مفاهیم عمیق و پیام‌های اجتماعی مهمی را به تصویر بکشند که حتی برای بزرگسالان نیز جذاب باشد؛ اما این نگرش محدود که به آن اشاره کردیم، باعث می‌شود که این قابلیت‌ها نادیده گرفته شود.
علاوه‌براین، توجه به پویانمایی به‌عنوان یک رسانه با قدرت تأثیرگذاری بالا می‌تواند به افزایش اعتبار و جایگاه این هنر در جامعه کمک کند. هرقدر به یک چیز بها داده شود، به مرور باعث پیشرفت و رشد آن خواهد شد. یکی دیگر از جنبه‌های مثبت پویانمایی، توانایی آن در جلب توجه کودکان به موضوعات علمی و آموزشی است. بسیاری از پویانمایی‌ها با محتوای آموزشی ساخته می‌شوند که به کودکان کمک می‌کنند تا مفاهیم علمی و حتی درسی را به زبان ساده و قابل فهم یاد بگیرند. این امر می‌تواند به توسعه علاقه و انگیزه کودکان برای یادگیری کمک کند و پایه‌های علمی قوی‌تری را برای آنها فراهم سازد.
در مورد جنبه‌های تربیتی، پویانمایی‌ها می‌توانند نقش مهمی در تقویت ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی داشته باشند. بسیاری از پویانمایی‌ها به موضوعاتی مانند اهمیت خانواده، دوستی، احترام به والدین و همکاری با دیگران می‌پردازند. این مفاهیم می‌توانند به کودکان کمک کنند تا مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی خود را تقویت کرده و به افرادی مسئولیت‌پذیر و همدل تبدیل شوند.
   
تسخیر روح کودکان توسط پویانمایی خارجی

سیدعلی ماه:
 پویانمایی به‌عنوان یک رسانه قدرتمند، در شکل‌گیری شخصیت کودکان نقش دارد. در گذشته، کودکان پای قصه‌های بزرگ‌ترها می‌نشستند، اما با ظهور رسانه‌ها، پویانمایی‌ها جایگزین آن شدند. در بازه تربیتی هفت سال اول زندگی، خاطرات و تجربه‌ها، ازجمله تماشای پویانمایی، نقش بسزایی در شکل‌گیری شخصیت ایفا می‌کنند.
جلب‌توجه کودکان به پویانمایی‌ها ویژگی‌های خاصی دارد. 
سه مؤلفه اصلی که توجه کودکان یک تا هفت‌ساله را جلب می‌کند، شامل تحرک، رنگ‌های درخشان و تولید صداست. پویانمایی‌های موفقی مانند تام و جری، میکی‌ماوس و پلنگ صورتی با رعایت این مؤلفه‌ها همچنان جذابیت خود را حفظ کرده‌اند. همچنین  درک خواسته‌های انسان در تمام سنین (انسان‌شناسی) در ساخت پویانمایی‌های موفق دیزنی مشهود  است.
بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای در دنیا روی پویانمایی‌هایی متمرکز است که گروه سنی یک تا هفت سال را هدف قرار می‌دهند، زیرا شخصیت هر فرد در این بازه زمانی شکل می‌گیرد. سازندگان پویانمایی از این موضوع آگاه هستند و سعی می‌کنند فرهنگ و باورهای خود را در لایه‌های داستان جای دهند. کودکان با دنیای پویانمایی و تصاویری که می‌بینند، ارتباط قوی برقرار می‌کنند و انتظارات خود از دنیا را بر اساس آن شکل می‌دهند.
متاسفانه، پویانمایی‌های خارجی توانسته‌اند شخصیت و روح کودکان ایرانی را تسخیر کنند. این موضوع باعث شده است که کودکان نتوانند با شخصیت‌های اصیل خود ارتباط برقرار کنند و با کاهش مهارت‌های ارتباطی، افزایش پرخاشگری، منفعل شدن، تغذیه نامناسب و اختلالات خواب مواجه شوند. نوع روایت و شخصیت‌پردازی در پویانمایی‌های خارجی با فرهنگ و آداب و رسوم ما هماهنگ نیست و خلاقیت را در کودکان از بین می‌برد.
بنابراین، ضرورت دارد پویانمایی‌های بومی ساخته شوند که با تصاویر، موسیقی و روایت منطبق با فرهنگ و ساختار ذهنی کودکان ایرانی هماهنگ باشند. تنها در این صورت است که کودکان می‌توانند با این پویانمایی‌ها ارتباط برقرار کنند و از آنها تأثیر مثبت بگیرند. پویانمایی بومی باید با ساختار ادبیات و دین ما همخوانی داشته باشد تا بتواند نقش موثری در تربیت و شکل‌دهی شخصیت کودکان ایفا کند.
   
پویانمایی داخلی، راهی برای مقابله با تهاجم فرهنگی و تربیت نسل آینده

زهرایی:
 خب، حالا به نکته‌ای می‌رسیم که دوستان اشاره کردند: بحث عارضه‌ها و اهدافی که می‌تواند در تولید پویانمایی‌های داخلی وجود داشته باشد. طبیعتا همه می‌دانیم که ساخت یک پویانمایی خوب حداقل سه‌برابر یک فیلم سینمایی هزینه‌بر است و گاهی حتی تا پنج یا شش‌برابر نیز می‌رسد. این قاعده در همه دنیا وجود دارد، چون کار پویانمایی بسیار پرزحمت و زمان‌بر است.
من در اینجا دو پیشنهاد دارم. اول این‌که باید نهادها وارد عرصه تولید پویانمایی‌های متنوع شوند. این‌که فقط یک یا دو پویانمایی فاخر و موفق مانند شکرستان داشته باشیم، کافی نیست. باید نیازهای جامعه، فرهنگ وارزش‌های مورد نظر ما که متأسفانه در برابر هجمه فرهنگ غربی در حال کمرنگ‌شدن است، در قالب قصه‌های جذاب و متناسب با کودکان ارائه شود. همان‌طور که مولانا گفته‌اند: «چونک با کودک سر و کارم فتاد/ هم زبان کودکان باید گشاد.» باید در قالب پویانمایی‌ها، معلم دیگری برای کودکان‌مان داشته باشیم.
چرا نباید مانند تام و جری، یک‌سری پویانمایی‌های سریالی داشته باشیم که در عین سرگرمی، درس‌های زندگی را نیز به کودکان بیاموزند؟ شاید بگوییم شکرستان بوده، اما شکرستان تنها یک نمونه است. آمریکا پویانمایی‌هایی مانند عصر حجر، تام و جری، میکی‌ماوس، دانلد داک، باگز بانی،ریک و مورتی و سیمپسون‌ها را دارند که اینها نه برای ما، بلکه برای پرورش نسل خودشان ساخته شده‌اند. ما نیز باید این کار را انجام دهیم.
حالا این مهم پدیدار می‌شود که ارگان‌ها و نهادهای دارای بودجه باید صرف‌نظر از این‌که سال‌ها روی دفاع‌مقدس و سایر موضوعات مد نظرشان تمرکز کرده‌اند به پویانمایی هم توجه بیشتری نشان دهند. ما می‌توانیم محتوای ارزشمندی را با زبان مناسب کودکان و رعایت اصول روان‌شناسی کودک، در قالب پویانمایی‌های جذاب و متناسب با گروه‌های سنی متفاوت ارائه دهیم که بعضی آثار مثل سریال «شجاعان» که در مورد هوانیروز ارتش بود یا پویانمایی‌هایی باموضوع معرفی شهدا مثل شهید ابراهیم هادی،بهنام محمدی، حسین فهمیده و آثار دیگر ساخته شده ولی آن‌چنان‌که باید و شایدهمچون انیمه‌های ژاپنی وسایرکشورها ازنظرنوع ساخت جذاب نبودند.
پیشنهاد ما این است که ارگان‌هایی که در حوزه سینما فعالیت می‌کنند، همان روایت‌های تاریخ معاصر را که به ما نشان می‌دهند، برای کودکان نیز در قالب پویانمایی جذاب با استانداردهای جهانی تولید کنند.
اما یک نکته مهم، باید مراقب باشیم کار از دست‌مان در نرود. پارسال در جشنواره فجر، پویانمایی‌ای به نام «رویاشهر» ساخته شد که سیاسی‌ترین و ایدئولوگ‌ترین فیلم حاضر در جشنواره بود که با دکترین جمهوری اسلامی ایران در تضاد بود. در این پویانمایی، پیام مستقیم این بود که ما باید به سمت سلاح اتمی دست یابیم، حتی اگر نابود شویم و این در‌حالی است که مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی‌های مختلف و رسانه‌های عمومی اعلام کرده‌اند که: «داشتن سلاح اتمی حرام است و ما به‌دنبال آن نیستیم.»
این پویانمایی در قالب یک داستان، دانشمندان ایرانی و غربی را نشان می‌داد که به سمت سلاح اتمی حرکت می‌کنند و حتی گفته می‌شود که اگر نابود شویم، باز هم باید این کار را انجام دهیم. این یک دیدگاه کاملا متضاد با دیدگاه‌های رسمی کشور بود و جای تعجب دارد که چطور چنین پویانمایی‌ای در زمان ریاست آقای محمد خزایی بر سازمان سینمایی ساخته شده و جناب ایل‌بیگی در نظارت و ارزشیابی چگونه متوجه بروز این عارضه نشدند! این انیمیشن حتی در جشنواره فجر هم پذیرفته شد! این نمونه‌ای بارز از یک پویانمایی ایدئولوژیک و سیاسی بود که با دیدگاه‌های رسمی کشور و حتی دینی و اجتماعی ما در تضاد بوده و هست.
در کنار این، باید مراقب باشیم که پویانمایی‌هایی که می‌سازیم، الهام گرفته از کاراکترهای خارجی نباشد. مثلا برخی برای جذاب‌تر کردن پویانمایی‌ها، ظاهر کاراکترها را شبیه به شخصیت‌های غربی مثل باربی یا انیمه‌های ژاپنی طراحی می‌کنند، در حالی‌که این کاراکترها با فلسفه و فرهنگ خاص خودشان ساخته شده‌اند. حتی طراحی چشم‌های درشت در انیمه‌های ژاپنی، یک فلسفه پشت‌پرده دارد. غربی‌ها نیز به همین شکل، فرهنگ و آداب و رسوم خود را در قالب پویانمایی‌ها به کودکان سراسر دنیا آموزش می‌دهند.
بنابراین کسانی که می‌خواهند در این حوزه وارد شوند، باید با کارشناسان و روان‌شناسان کودک همکاری کنند و بسیار مهم است که نیازهای روانی و رشد کودکان و نوجوانان در‌نظر گرفته شود. روان‌شناسان می‌توانند مشخص کنند که در هر سنی چه نیازهایی وجود دارد و چگونه می‌توان این نیازها را در قالب پویانمایی برطرف کرد. این کار یک فرآیند پرورشی و هدایتی کاملا حرفه‌ای است که باید در قالب سرگرمی ارائه شود.
   
چگونه می‌توانیم با تولیدات جهانی رقابت کنیم؟

صالحی: 
چرا پویانمایی در دنیا این‌قدر مهم شده است؟ همان‌طور که فرمودید، دلایل متعددی دارد. یکی از این دلایل، هزینه‌های بالای تولید پویانمایی است. واقعا تولید پویانمایی هزینه‌های زیادی دارد. موضوع دیگر رقابت شدید بین شرکت‌های تولیدکننده پویانمایی در دنیاست. ما باید بتوانیم از نظر کیفیت، داستان، طراحی کاراکترهای دوبعدی وسه‌بعدی و استفاده ازفناوری‌های جدیدبا آنها رقابت کنیم.
امروزه با وجود اینترنت، اگر مخاطبی از فیلم یا پویانمایی‌ای که از شبکه‌های ملی پخش می‌شود خوشش نیاید، به‌راحتی سراغ پلتفرم‌های دیگر می‌رود و محتوای مورد علاقه خود را مصرف می‌کند؛ بنابراین محتوای ما باید آن‌قدر جذاب و باکیفیت باشد که مخاطب را به خود جذب کند. 
متأسفانه درپلتفرم‌های مختلف،تعدادپویانمایی‌های خارجی بسیاربیشتر ازپویانمایی‌های داخلی است.این پویانمایی‌هانه‌ فقط برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان نیز جذاب است.خانواده‌ها دورهم می‌نشینند و این پویانمایی‌ها را تماشا می‌کنند. حتی گاهی این پویانمایی‌ها به تبلیغ اسباب‌بازی‌ها یا سبک‌های زندگی خاصی می‌پردازند که به فروش محصولات مرتبط کمک می‌کند.
یکی از مشکلات اصلی، مسائل مالی و سرمایه‌گذاری است. نهادهای دولتی که مسئولیت حمایت از این حوزه را دارند، باید وارد عمل شوند و این کارها را مدیریت کنند. علاوه بر این، مشکلات دیگری مانند نیاز به فناوری‌های پیشرفته و نیروی متخصص نیز وجود دارد. خوشبختانه در کشور ما افراد متخصص زیادی در حوزه پویانمایی وجود دارند اما به ابزار و تجهیزات مناسب نیاز است. این ابزارها شامل کامپیوترهای قدرتمند، نرم‌افزارهای تخصصی و حتی فناوری‌هایی مانند موشن‌کپچر است.
اگر بخواهیم با تولیدات روز دنیا رقابت کنیم، باید تا ۷۰ درصد از نظر کیفیت و محتوا با آنها برابری کنیم. خوشبختانه دانش و امکانات لازم برای این کار در کشور وجود دارد. تنها ۳۰ درصد باقی‌مانده ممکن است مربوط به ابزارهای خاصی مانند موشن‌کپچر یا کامپیوترهای فوق‌پیشرفته باشد که هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم.
اگر بتوانیم این عوامل را کنار هم قرار دهیم، یعنی حمایت بخش دولتی، دسترسی به ابزارهای لازم (که بسیاری از آنها در ایران موجود است) و یک همت بلند، قطعا می‌توانیم در این حوزه موفق شویم. از نظر داستانی نیز ما کمبودی نداریم. بسیاری از کشورها  از داستان‌های ما استفاده می‌کنند،زیراخودشان دراین زمینه ضعف دارند.ما داستان‌های بسیارغنی،باورپذیر وجذابی داریم که می‌توانند پایه‌ پویانمایی‌های موفق باشند. حتی اگر نخواهیم داستان‌های جدید بنویسیم، همین داستان‌های موجود می‌توانند بسیار موفق باشند.
اما یک مشکل دیگر این است که تولیدات عروسکی ما، هرچند خوب هستند ولی جذابیت پویانمایی را ندارند. تولیدات کودک باید جذابیت بصری و هیجان خاص خود را داشته باشد تا بتواند کودکان و حتی بزرگسالان را جذب کند. مثلا در گذشته ما «هادی و هدی» یا «خانه مادربزرگ» را داشتیم که داستان عالی و شخصیت‌پردازی خوبی داشت ولی امروزه برخی آثار عروسکی مثل کلیله و دمنه آن جذابیت گذشته را به‌دلیل عدم پویایی و کمی هم استفاده از رنگ‌های خنثی و گاه تیره ندارد ولی در عوض مجموعه «موزی و مازی» که عروسکی هم بود به‌دلیل استفاده از رنگ‌های شاد، تحرک بالا و باورپذیری با استقبال خوبی روبه‌رو شد. اگر بتوانیم در این سمت حرکت کرده، قطعا می‌توانیم نسل کودک و مخاطبان هدف خود را به‌خوبی جذب کنیم.
   
نقش پویانمایی در آموزش مهارت‌های زندگی از حل مسأله تا خودشناسی

احمدی: 
جنبه‌های تربیتی پویانمایی می‌تواند به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای ترویج هویت، ارزش‌ها، فرهنگ‌ها و حتی مهارت‌های زندگی مورد استفاده قرار گیرد. 
در مورد مهارت‌های زندگی، یکی از مهم‌ترین مباحث، مهارت‌های شناختی است. پویانمایی‌ها می‌توانند به کودکان آموزش دهند که چگونه مسائل را حل کنند و با مشکلات مواجه شوند. این موضوع بسیار مهم است، زیرا مهارت حل مسأله یکی از کلیدی‌ترین توانایی‌هایی است که کودکان باید در زندگی بیاموزند.
به‌عنوان مثال، پویانمایی‌هایی مانند «پاندای کونگ‌فوکار» می‌تواند به کودکان کمک کند تا هویت خود را بشناسند، اعتماد به نفس خود را تقویت کنند و عزت نفس خود را افزایش دهند. این پویانمایی‌ها با استفاده از کاراکترهای جذاب و داستان‌های آموزنده، مفاهیم عمیقی را به کودکان منتقل می‌کنند. ما می‌توانیم از این روش‌ها در پویانمایی‌های داخلی خود نیز استفاده کنیم و مفاهیم مشابهی را به کودکان خود آموزش دهیم.
در مورد پویانمایی‌های داخلی، یکی از نکاتی که به چشم می‌خورد، نبود جزئیات ریز و بومی است. به‌عنوان مثال در پویانمایی «پسر دلفینی»، اگرچه لهجه‌ها و ظاهر افراد جنوبی بود، اما معماری‌ها ایرانی نبودند و بیشتر شبیه به معماری‌های ژاپنی یا شرق آسیایی بودند. این موضوع یک ضعف محسوب می‌شود و باید حل شود. پویانمایی‌های داخلی باید به جزئیات فرهنگی و بومی توجه بیشتری داشته باشند تا بتوانند هویت ملی را به‌درستی به کودکان منتقل کنند.
نکته دیگر این است که کودکان بسیاری از رفتارها و عادت‌هایی را که در رسانه‌ها می‌بینند، تقلید می‌کنند.حتی رفتارها و عادت‌های آنها می‌تواند تحت تأثیر محتوایی باشد که در رسانه‌ها مشاهده می‌کنند. به‌طورکلی، محصولات رسانه‌ای این قابلیت را دارند که بر نگرش‌ها، عقاید، رفتارها و حتی فرآیند جامعه‌پذیری کودکان تأثیر بگذارند. آنها به کودکان یاد می‌دهند که چه چیزهایی خوب و چه چیزهایی بد است.
نکته مهم این است که وقتی کودکان تجربه و آگاهی زیادی ندارند، هر چه در رسانه‌ها ‌ببینند را به‌عنوان تجربه واقعی می‌پذیرند. این موضوع اهمیت تولید پویانمایی‌هایی با محتوای سالم و آموزنده را دوچندان می‌کند. پویانمایی‌ها باید به گونه‌ای ساخته شوند که نه‌تنها سرگرم‌کننده باشند، بلکه ارزش‌های مثبت، مهارت‌های زندگی و هویت فرهنگی را نیز به کودکان آموزش دهند. از نمونه موفق داخلی آن می‌توان به «مهارت‌های زندگی» اشاره کرد که با استفاده از روان‌شناس توانستند برنامه‌ای خوب و مناسب کودکان تولید کنند که امیدواریم این روند ادامه داشته باشد.
   
واقعی کردن فضای تولید

سید علی ماه:
 در خصوص پویانمایی، یک‌سری پیشنهاد‌ها دارم که حالا با ذکر چند مثال خدمت‌تان عرض می‌کنم:
 
۱- بومی‌سازی فضای تولید پویانمایی:
 یعنی واقعی کردن فضای تولید و آموزش که باید در هماهنگی و در یک راستا باشد. صرف این‌که مراکزی مانند دانشگاه‌ها یا متولیان فرهنگی کشور مثل حوزه هنری و امثال اینها کلاس‌هایی برای پویانمایی برگزار می‌کنند، کافی نیست. مشکل اینجاست که بسیاری از آموزش‌دیدگان در فضایی رهاشده و بدون حمایت، به دنبال فرصتی برای تولید می‌گردند. این موضوع را به عینه دیده‌ایم. اگر در یک فضای مناسب بتوانیم تولید را همراه با آموزش پیش ببریم، می‌توانیم به نتایج بهتری برسیم؛ اما اگر این اتفاق نیفتد، به دلیل این‌که ما خودمان در این فضا تلاش کردیم و با حمایت‌هایی که حوزه هنری انجام داد، توانستیم یک فضای جدیدی ایجاد کنیم. در این فضا، دانشجویان می‌توانستند سفارشات بیرونی بگیرند و در حین انجام سفارشات، زیر نظر اساتید مجرب تربیت شوند؛ اما متأسفانه به دلایلی که هنوز روشن نیست، در مرحله نهایی که قرار بود کار شروع شود، متولیان حوزه هنری کار را متوقف کردند.
 
۲- زندگی کردن با کاراکترها و شخصیت‌ها:
رهبر معظم انقلاب درسال۱۳۹۲ در دیداراعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره لزوم پیوست فرهنگی درساخت عروسک‌های ملی سخن گفتند. به‌عنوان مثال، شخصیت‌هایی مثل دارا و سارا. وقتی شما می‌خواهید یک شخصیت را در بین جوانان، نوجوانان و کودکان جا بیندازید، در مقابل شخصیت‌هایی مثل میکی‌ماوس و دیگر شخصیت‌های دیزنی که تعدادشان هم کم نیست، باید ابتدا خود آن کمپانی‌ها بیایند و عروسک‌های‌شان را بسازند. آنها شخصیت و کاراکتر خود را در فضای عمومی معرفی می‌کنند. مثلا بازی‌های ویدئویی، عروسک‌ها، لباس‌ها، کیف‌ها و دیگر محصولات جانبی را تولید می‌کنند. وقتی آن پویانمایی پخش می‌شود، با استقبال جهانی مواجه می‌شود.به موازات این، محصولات جانبی نیز عرضه می‌شوند تا تجربه‌ای همه‌جانبه و روزمره ایجاد کنند. حتی وقتی کودک پای تلویزیون نشسته، شخصیت‌هایی مثل میکی‌ماوس در اتاقش حضور دارند. به‌عنوان مثال، شخصیت‌هایی مثل «سیا ساکتی» توانستند فرهنگ بستن کمربند ایمنی و رانندگی درست را بین مردم جا بیندازند. این نشان‌دهنده پتانسیل و قابلیت ما در حوزه رسانه و پویانمایی است که متأسفانه مغفول مانده است.
 
۳- به‌کارگیری هنرمندانی که درک فضای فرهنگی بومی را داشته باشند:
این هنرمندان باید فضای فرهنگی ما را درک کرده و به آن عشق ورزیده باشند. متولیان امروزی، باید از این هنرمندان استفاده کنند. به‌عنوان مثال، در گذشته، نیروی راهنمایی و رانندگی، اداره برق، گاز، شهرداری و دیگر نهادها نیز در گذشته کارهای خوبی در حوزه فرهنگ‌سازی انجام دادند؛ اما چرا امروز با وجود نسل جدیدی که به رسانه و حرفه‌های مرتبط مسلط‌تر است، از آنها استفاده نمی‌شود و تولیدات مشابهی نداریم؟
 
۴- ضعف بزرگ در داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی
 این ضعف هم در پویانمایی وهم درسینما وجود دارد. ما نتوانسته‌ایم فیلمنامه‌هایی قوی تولید کنیم. به‌عنوان مثال، فیلمنامه‌‌ای قوی مانند شکرستان شاید به‌ظاهر ساده و پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما به‌واسطه داستان‌سرایی خوب توانست خود را در بین کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان جا بیندازد.
 
۵- عدم تمرکز بر فضای پویانمایی در کشور

این موضوع به دلیل سپردن مدارس ونهادهای مختلف به‌صورت جزیره‌ای است.هرکس دریک شهر یا یک ارگان،کاری انجام می‌دهد، اما نمی‌توانند حرف واحد و درستی در این زمینه داشته باشند. این موضوع مانع از رسیدن به پویانمایی‌های تراز و بومی می‌شود. همان‌طور که در سینما، سینمای ملی نداریم، در پویانمایی نیز پویانمایی ملی نداریم. چرا؟ چون متولیانی نداریم که از بالا بتوانند تقسیم‌کار مناسبی برای رسیدن به یک پویانمایی خوب و هدفمند انجام دهند.
   
توجه به روان‌شناسی کودک در تولید پویانمایی کلید موفقیت در ارتباط با مخاطب

زهرایی: 
نکته اول، نهادها و ارگان‌هایی که در حیطه سینما فعالیت می‌کنند، باید تولید پویانمایی را درجهت فرهنگ‌سازی جوانان جدی بگیرند و تلاش کنند. نکته دوم این است که هرکس پویانمایی می‌سازد وباکودک کار می‌کند،باید بداند که از روان‌شناسی کودک نباید غافل باشد. پس‌نیاز به کارشناسان و روان‌شناسان و روان‌پزشکان درحوزه کودک در کنار خود دارد. نکته سوم این است که با توجه به این‌که شاید تولید پویانمایی چندین برابر یک فیلم سینمایی هزینه ببرد، اما این بهایی است که ما برای تعلیم و تربیت نوجوانان و کودکان ارزشمندمان می‌پردازیم. چون آنها سرمایه این کشور هستند. ما باید بسیار بیش از این به نسل جوان‌مان توجه کنیم. زمانی کل تولیدات کودک، عروسکی بود. مثل مدرسه موشها، شهر موش‌ها، نخودی، قلی، هادی و هدی که تولیدات مخصوص کودک بودند و علاوه بر آموزش، فرهنگ‌سازی هم می‌کردند.ولی امروزه دیگر این‌ نوع کارهاکمرنگ شده و اگر هم تولید می‌شوند، معمولا تقلیدی از کارهای هالیوودی هستند.چون بیشتر دنبال این هستند که به پای آنها برسند وفروش پیداکنند پس حتما دربخش آموزش ضعیف عمل می‌کنند و به‌واقع به نظرمن،با توجه به تعداد نسل جوان و جمعیتی که داریم، مهم است که تولیدات پویانمایی به چندین برابر آمار فعلی برسد. شاید بتوان اشاره کرد که فضای پویانمایی به نسبت فضای سینمایی بکر و دست‌نخورده‌تر است و از قضا دردسر کمتری دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها