یادداشت/حسینی مقدم

میان ناگفته‌ها؛ مردم دنبال توضیح‌اند

این روزها اگر در یک صبح عادی از خانه بیرون بزنیم، با رفتارهایی مواجه می‌شویم که توجه را به خود جلب می‌کند؛ نوعی مکث، یک درنگ کوتاه معنادار در نگاه مردم. انگار همه چیزی را با خودشان مرور می‌کنند؛ از قیمت نان و کرایه تاکسی، از بی‌آبی، جیره‌بندی‌های مکررش، سرماخوردگی‌های بی‌امانی که مثل خوره به جان همه افتاده، کمبود برخی داروها که بیمار را به مرز سکته رسانده، گرانی‌های تصاعدی که مهارش از دست همه در رفته، تورمی که هوش از سر همه پرانده تا خبری که شب گذشته در گوشی‌شان دیدند اما مطمئن نیستند چقدر درست بوده
این روزها اگر در یک صبح عادی از خانه بیرون بزنیم، با رفتارهایی مواجه می‌شویم که توجه را به خود جلب می‌کند؛ نوعی مکث، یک درنگ کوتاه معنادار در نگاه مردم. انگار همه چیزی را با خودشان مرور می‌کنند؛ از قیمت نان و کرایه تاکسی، از بی‌آبی، جیره‌بندی‌های مکررش، سرماخوردگی‌های بی‌امانی که مثل خوره به جان همه افتاده، کمبود برخی داروها که بیمار را به مرز سکته رسانده، گرانی‌های تصاعدی که مهارش از دست همه در رفته، تورمی که هوش از سر همه پرانده تا خبری که شب گذشته در گوشی‌شان دیدند اما مطمئن نیستند چقدر درست بوده
کد خبر: ۱۵۳۰۰۸۶
نویسنده سید محی‌الدین حسینی‌مقدم

 

این روزها اگر در یک صبح عادی از خانه بیرون بزنیم، با رفتارهایی مواجه می‌شویم که توجه را به خود جلب می‌کند؛ نوعی مکث، یک درنگ کوتاه معنادار در نگاه مردم. انگار همه چیزی را با خودشان مرور می‌کنند؛ از قیمت نان و کرایه تاکسی، از بی‌آبی، جیره‌بندی‌های مکررش، سرماخوردگی‌های بی‌امانی که مثل خوره به جان همه افتاده، کمبود برخی داروها که بیمار را به مرز سکته رسانده، گرانی‌های تصاعدی که مهارش از دست همه در رفته، تورمی که هوش از سر همه پرانده تا خبری که شب گذشته در گوشی‌شان دیدند اما مطمئن نیستند چقدر درست بوده. زندگی جاری است، اما زیر پوست شهر یک سؤال مطرح است: به راستی دور و برمان چه خبر است؟

این سؤال نه از سر گلایه است و نه از سر بی‌صبری. بیشتر شبیه نیاز طبیعی انسانی برای فهمیدن محیطی است که در آن زندگی می‌کند. آدم‌ها وقتی ندانند چه پیش روست، آرامتر راه می‌روند، تصمیم‌هایشان را عقب می‌اندازند و برنامه‌های کوچک روزمره را نیمه‌تمام می‌گذارند. این تعلیق آرام و طولانی، خودش نوعی خستگی می‌سازد؛ خستگی از حدس زدن.

در چنین روزهایی، توضیح دادن ارزشش بیشتر حس می‌شود. کافی است یک تصمیم، یک سیاست یا حتی یک تغییر کوچک قبل از اجرا به زبان ساده گفته شود؛ مردم بهتر از آنچه تصور می‌کنیم همراهی می‌کنند. جامعه ما بارها نشان داده که وقتی بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مضطرب که نمی‌شود هیچ، مسئولانه‌تر هم رفتار می‌کند.

اما وقتی توضیح‌ها و پاسخ‌گویی‌ها به موقع و شفاف انجام نمی‌شود، روایت‌های کوچک و پراکنده جای خالی‌شان را پر می‌کنند. گاهی از گفت‌وگوهای روزمره، گاهی از همین شبکه‌های اجتماعی و گاهی از برداشت‌های شخصی. این روایت‌های پراکنده به هیچ‌وجه نمی‌توانند نقش پاسخگویی به‌موقع  را برای ما بازی کنند. مردم به توضیح نیاز دارند نه تأویل.

در این میان، رسانه‌ها وظیفه‌ای انسانی‌تر از همیشه دارند. این نه هیجان است و نه ارائه نسخه‌های پیچیده؛ فقط روایت تجربه مردم و تبدیل آن به پرسشی شفاف. شاید شفافیت کمک کند بخش‌هایی از ناگفته‌ها به گفت‌وگو تبدیل شوند.

جامعه و فضای اجتماعی برخلاف تصور ما، ناامید یا بی‌اعتنا از مسائل و مشکلات نیست فقط محتاط‌تر شده، کمی دقیق‌تر شده و بیشتر و بیشتر به دنبال قطعیت، عینیت، شفافیت و بازنمایی حقیقت آنچه که هست و نه حقیقت آنچه که باید باشد، می‌گردد. این جست‌وجو برای فهمیدن و نشانه‌ای از بلوغ اجتماعی است نه بحران. مردم ما می‌خواهند بدانند، چون می‌خواهند بهتر زندگی کنند؛ و این خواسته‌ای کاملاً طبیعی است.

با این اوصاف هر جامعه‌ای برای ادامه مسیر به دنبال شنیدن توضیح و پاسخگویی مسئولانه است نه وعده و نه توجیه؛ توضیحی که پل بسازد میان آنچه تصمیم‌سازان می‌دانند و آنچه مردم تجربه می‌کنند. و در یک جمله، مردم دنبال یک چیزند و آن کلماتی است که بتوانند به آن‌ تکیه کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
باید دندان طمع غرب را کشید

دکتر منوچهر متکی در گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه جام‌جم ضمن تحلیل دشمنی‌های اخیر آمریکا و تروئیکای اروپایی مطرح کرد:

باید دندان طمع غرب را کشید

مجری‌گری فرمول ندارد

گپ‌و‌گفت خبرنگار جام‌جم با قصه‌نویس رادیو و «چشم شب روشن» تلویزیون که مدتی است از رسانه کناره گرفته است

مجری‌گری فرمول ندارد

نیازمندی ها