فارسی‌ کشی در هند و انگلیس قاتل

کد خبر: ۱۵۴۰۷۰۰
نویسنده سینا واحد

اگر، یک ایرانی وطن‌پرست؛ برای یک گردش «۱۰ روزه»، به کشور «انگلیس مسافرت کند و پس از ورود؛ به خیابان‌های‌تر و تمیز و آسفالت‌شده، بنگرد و بگوید: لعنت خدا و تاریخ بر این امپراتوری دزد و پنجه خونین، حرف گزاف و خیال‌بافانه، نگفته است! برای این‌که سال‌ها قبل از انقلاب ۵۷، نویسنده پرکاری به نام «علی‌اصغر حاج سیدجوادی» در یکی از مقالاتش، چنین نوشته: ... اگر شما، مشاهده می‌کنید، در کشور انگلیس همه‌جا، آسفالت‌شده و دیگر در شهرها، جاده خاکی مشاهده نمی‌شود، برای این است که: نفت ایران را می‌دزدند و با این غارتگری متداوم، شهر‌های خویش را آباد می‌کنند ... با کمترین هزینه؟! و با نفت دزدی‌شده ...

با این «نفت‌دزدی»، آشکارترین، صنعت و شغل تاریخی امپراتوری انگلیس، همین «دزدی نفت» است که از  کشف «نفت» و شکل‌گیری صنعت نفت و تجارت و بازرگانی بین‌المللی آن، آغاز شده است و به صورت پیچیده امروزی درآمده است. این تمدن «پنجه خونین» و «ویرانگر»، یک صفت و یک خصوصیت برجسته دیگر هم دارد که کمتر به آن توجه می‌گردد؛ و اگر هم توجه شود به خسارت‌ها و ویرانگری‌های «عاطفی» که در حوزه نفوذ و قدرت هر زبان ملی، شکل می‌گیرد، هرگز نگاه نمی‌شود.

به هر حال، این «امپراتوری دزد یا دزدان»، پس از اشغال سرزمین هندوستان قدیم – که بسیار وسیع‌تر از هندوستان امروزین بود – متوجه این حقیقت شد، که در این سرزمین عجیب، آن ارزشی که، در راس همه «ارزش‌ها» قرار دارد و به عنوان یک سپر نامرئی برای همه مواریث معنوی و انسان‌گرایانه و پیوندآفرین جغرافیایی و سرزمینی؛ «حیات‌آفرینی» یا «تحرک‌آفرینی» می‌کند؛ زبان و ادبیات و قدرت بی‌انت‌های واژگان «زبان فارسی» است. به همین خاطر، پس از تمامیت سلطه اقتصادی و نظامی و قدرت کشتن یا به کیفر رساندن مبارزین مسلمان هند، استراتژی «بیرون راندن» زبان و ادبیات فارسی از تمدن و همه نهاد‌های تمدن‌آفرین جامعه هندی را، در راس سیاست‌های استعماری خویش قرار داد و با خشونت و سبعیت حکومتی تلاش کرد تا «زبان اقتدار فارسی» را، به هر شکل که شده از «زنده بودن» و «نفس کشیدن»، در روابط تاریخی اقوام، ادیان و نژاد‌ها در جامعه بزرگ هندی، دور و آن را به «زبانی مرده» و «بی‌نفس» و «بی‌حیات» تبدیل کند. بنابراین، با یک دیکتاتوری فرهنگی جلادانه، انگلیس «پنجه خونین»، توانست در پس سالیان سیاه سلطه بر هند، «زبان فارسی» را، کم‌نور و بی‌حیات سازد و زیرساخت تمدنی هند را، از «زبان فارسی»، به «زبان انگلیسی» تغییر دهد!

از همین ایستگاه سیاه و پرغم، سلطه خونین انگلیس، آغاز می‌شود و به پیش می‌رود و پس از گاندی و استقلال سیاسی جامعه بزرگ هند، زنجیر‌های این سلطه، پابرجا می‌ماند و نمی‌گذارد؛ استقلال سیاسی از انگلیس، شکوه و فرخی گذشته مسلمانان هند را، احیا کند و فرهنگ فاخر عصر شاه جهان و «داراشکوه» و «اُپانیشادها» و شعر و شاعرانه سخن گفتن «مکتب هندی» را، بازسازی یا «حیات‌آفرینی تاریخی» کند.

کشتن «زبان و ادبیات فارسی» در جامعه هند، بزرگ‌ترین توطئه فرهنگی و خیانت تمدنی است که «انگلیس پنجه خونین» در تاریخ مشرق‌زمین، مرتکب شده و نشانگر یک پنجه خونین سلطه‌گرانه است؛ که از «لندن» بر سر «فرهنگ‌ها»، «ملت‌ها» و «عاطفه‌ها»، اگر فرود بیاید، چیزی باقی نمی‌گذارد؛ جز فقر و بی‌توانی و بی‌نوایی.
آیا نباید از اعماق وجدان شاعرانه بشری فریاد زد: لعنت زمین و آسمان، بر این «انگلیس ...»

و باید دانست و باید به همه وطن‌پرستان ایران مقتدر گفت: امپراتوری که، برای «زبان و ادبیات فارسی» در سرزمین هند، بستر مرگ و فقر، پهن کرده است، نمی‌تواند برای «انسانیت» و مفهومی جهانی به‌نام «بشریت» ارزش قائل شود و اگر، مدعی شود؛ یک دروغ بزرگ است!

newsQrCode
برچسب ها: سینا واحد
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها