بیانات رهبر معظم انقلاب درباره پرهیز از اسراف در همه حوزهها از جمله نان، گاز، بنزین و مواد خوراکی، در شرایطی مطرح شد که اقتصاد ایران با مجموعهای از ناترازیهای مزمن و پرهزینه روبهروست؛ ناترازیهایی که هم دولت و بودجه عمومی را تحت فشار گذاشته و هم معیشت خانوار را در معرض فشار تورمی مستمر قرار داده است. در نگاه اول توصیه رهبر معظم انقلاب، یک توصیه اخلاقی به نظر میرسد اما در واقع ریشههای عمیقی در سازوکار اقتصادی کشور دارد. اسراف در مصرف حاملهای انرژی، نان یارانهای، آب و غذا نه یک رفتار فردی بلکه بخشی از یک پدیده گسترده اقتصادی و اجتماعی است که سالهاست بودجه، تولید و ثبات اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار داده است.
پویشی برای کاهش مصرف
رئیسجمهور زمستان سال گذشته پویش«۲ درجه کمتر» را مطرح کرد؛ دکتر مسعود پزشکیان همزمان با سرد شدن هوا، با انتشار یک ویدئو با اشاره به آلودگی هوا و تأثیرات منفی آن بر سلامت جامعه از همه درخواست کرد تا دمای وسایل گرمایشی خود را ۲ درجه کاهش دهند. پویشی که با هدف صرفهجویی ۱۰ درصدی به کمک صنایع بزرگ کشور، تولید و پخش برنامههای متنوع آموزشی با همکاری صداوسیما، تبلیغات محیطی، همراهی ائمه جمعه و جماعات و همراهی مردم سبب شد تا شبکه گاز کشور نسبت به سال قبل از آن پایدارتر باشد. رئیس جمهور بهمن سال گذشته پس از مطرح شدن این پویش گفت: همراهی مردم و تلاش مسئولان در اجرایی کردن طرحهایی نظیر پویش۲درجه کمتر،سبب صرفهجویی روزانه تا۲۰میلیون لیتر سوخت شد که با احتساب دیگراقدامهاوبرنامهها تا روزانه۴۰میلیون لیتر کاهش مصرف نیز رسید.
۱۰۰میلیارد دلار یارانه پنهان!
با این حال امروز یکی از مسائل کشور، پرداخت حجم عظیم یارانههای پنهان است؛ بنابر برآوردها، مجموع یارانههای پنهان انرژی در ایران به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در سال میرسد. در این میان، یارانه نان یکی از بارزترین نمونههاست؛ چرا که دولت ۲۵۰ هزار میلیارد تومان بهعنوان یارانه گندم، آرد و نان در کشور پرداخت میکند. برخی گزارشها نشان میدهد بخشی از نان بهعنوان خوراک دام مصرف میشود. این هدررفت در کنار هزینه سنگین تولید و توزیع، به معنای اتلاف دوگانه منابع مالی دولت و محصول تولیدی است. البته مسأله فقط هزینه بالا نیست، بلکه ناترازی شکل گرفته میان هزینه و کارآمدی مصرف است. برآوردها نشان میدهد در برخی استانها، دورریز نان به ۱۰ تا ۱۵ درصد کل مصرف میرسد؛ عددی که در بسیاری ازکشورها کمتر از ۲ درصد است. شدت مصرف انرژی در ایران دو برابر میانگین جهانی است. برای نمونه، شدت مصرف گاز ایران سرانهای نزدیک به برخی کشورهای سردسیر اروپایی دارد، در حالی که کارایی ساختمانها و صنایع ایران بسیار پایینتر است. ناترازی یارانهای به معنی آن است که دولت باید بخش بزرگی از منابع خود را بدون بازده اقتصادی مناسب هزینه کند. نتیجه این فرآیند، کسری بودجه، چاپ پول و کاهش سرمایهگذاری در بخشهای حیاتی است. با این حال مصرف بالای انرژی در کشور ما سالهاست به یکی از عوامل اصلی اختلال در بخش تولید (تعطیلی موقتی کارخانهها) تبدیل شده است. قیمت پایین انرژی موجب شده صنایع بهینهسازی را مقرونبهصرفه ندانند و خانوارها نیز انگیزهای برای کاهش مصرف نداشته باشند. کشورمان در زمستان با ناترازی گاز و تابستان با کمبود برق روبهروست که نشان میدهد یارانهای که به این حاملهای انرژی داده میشود تا در خدمت تولید باشد، خود به عامل کاهش تولید و افزایش قیمت محصولات تبدیل شده است.
افزایش تولید، لازم اما ناکافی است
ناترازی گاز در چند سال گذشته به یک بحران تبدیل شده، هر چند میزان تولید رشد داشته اما روند رشد مصرف از آن پیشی گرفته است. میزان ناترازی گاز در سال ۱۳۹۹ روزانه حدود ۱۵۵ میلیون مترمکعب بود که زمستان سال گذشته به حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب رسید که نشان میدهد ناترازی ۴۸ درصد بیشتر شده است. با این حال بنابر آخرین آمارهای اعلام شده، ناترازی گاز سالانه بیش از ۱۶ میلیارد دلار زیان بر اقتصاد کشور تحمیل میکند. کارشناسان معتقدند افزایش تولید گاز، نسخه پرهزینه و زمانبر است و بدون اصلاح مصرف، فقط منابع ملی هدر میرود. طبق برآوردها با تداوم روند فعلی ناترازی گاز تا سال ۱۴۱۰ با کسری روزانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب مواجه خواهد شد.
رشد مصرف بنزین دو برابر افزایش تولید
ناترازی بنزین که هر روز تشدید میشود نتیجه رشد سریع مصرف است و سبب شده ایران از صادرکننده به واردکننده این فرآورده تبدیل شود و فشار سنگینی بر بودجه میگذارد. طی یک سال گذشته (شهریور ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴) تولید بنزین و نفتگاز به ترتیب ۴.۳ و ۴.۷میلیون لیتر در روز نسبت به یک سال قبل از آن افزایش یافت، به طوری که تولید روزانه بنزین تا پایان شهریور سال جاری، به ۱۰۲.۳میلیون لیتر و نفتگاز به ۱۱۵.۷میلیون لیتر رسید.
با این حال میانگین مصرف روزانه بنزین در سال جاری به ۱۳۳ میلیون لیتر رسیده که نسبت به مدت مشابه پارسال ۹ میلیون لیتر افزایش یافته است.این اعداد نشان میدهد هرچند میزان تولید به حدود ۱۰۵ میلیون لیتر در روز رسیده اما رشد مصرف دو برابر رشد تولید بوده و برای تأمین بنزین مورد نیاز کشور باید روزانه ۲۸ میلیون لیتر وارد شود. سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره میگوید: در سال ۹۸ حدود شش میلیارد دلار صادرات بنزین داشتیم اما در سال جاری باید شش میلیارد دلار واردات داشته باشیم. هرقدر پول برای بنزین هزینه شود برای بنیه دفاعی، معیشت و داروی مردم اعتبارات کاهش پیدا میکند. ناترازی برق و بحران آب نیز در کنار سایر ناترازیها، اقتصاد ایران را با چالش مواجه کرده؛ به طوری که خاموشیها امسال بیشتر شد و برق بخش صنعت به مدت زیاد قطع میشد. بحران آب در ایران امروز به مرحلهای رسیده که بسیاری از کارشناسان آن را مهمترین تهدید زیربنایی کشور در دهه پیشرو میدانند. ترکیب رشد جمعیت، الگوی نامناسب مصرف، فرسودگی زیرساختها و تغییرات اقلیمی، منابع آبی ایران را در معرض فشار بیسابقه قرار داده و بیش از ۸۰ درصد آب تجدیدپذیر کشور مصرف میشود؛ در حالیکه استاندارد جهانی استفاده از حداکثر ۴۰ درصد است. بخش کشاورزی با مصرف بیش از ۸۵ درصد منابع آبی، محور اصلی این ناترازی محسوب میشود که بازدهی پایین آبیاری، محصولاتی با نیاز آبی بالا و نبود سیاستهای قیمتی و غیر قیمتی کارآمد به تشدید این بحران انجامیده که تداوم این روند میتواند امنیت غذایی و تولید کشاورزی را تهدید کند.
۱۰ درصد صرفهجویی معادل درآمد ۹۰۰ هزار بشکه نفت
دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور چندی پیش گفت: اگر فقط ۱۰ درصد در مصرف انرژی صرفهجویی کنیم، روزانه میتوانیم به میزان ۸۰۰ الی ۹۰۰ هزار بشکه نفت ذخیره کنیم. با این صرفهجویی بخشی از معیشت مردم سامان مییابد و توسعه معنا پیدا میکند. کارشناسان مدیریت یا همان بهینهسازی مصرف را تنها مسیر کمهزینه و عملی بای حل ناترازیها کشور میدانند که بدون تحمیل بار مالی بر مردم و دولت قابل اجراست. با این حال رفتار مصرفی خانوادهها مستقیم بر مجموعه اقتصاد کلان تأثیر میگذارد. هرچند دلیل اصلی تورم در ایران رشد نقدینگی و کسری بودجه است اما اسراف در مصرف انرژی، نان و کالاهای اساسی دیگر سبب افزایش کسری بودجه، رشد تقاضای غیرضروری و افزایش هزینههای زندگی خانوارها میشود. هرچه مصرف بالاتر باشد، دولت باید یارانه بیشتری پرداخت کند. این افزایش در نهایت یا با استقراض از بانک مرکزی یا نظام بانکی جبران میشود یا با کاهش بودجه عمرانی و زیرساختی که رشد اقتصادی را کم میکند، تأمین خواهد شد. همچنین مصرف بیش از نیاز به معنای فشار بیشتر بر زنجیره تامین، تولید و واردات است. اسراف بهتدریج فشار مالی به خانوار و دولت را افزایش میدهد. اصلاح ساختارها نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است. با این حال توصیه اخیر رهبرمعظمانقلاب درباره پرهیز از اسراف، اگرچه به ظاهر ناظر بر رفتار خانوارهاست اما ریشه در یک حقیقت اقتصادی عمیق دارد؛زیرا کشورمان همزمان با بحران ناترازی انرژی و ناترازی بودجه روبهروست. این ناترازیها در نهایت به تورم، کاهش رشد اقتصادی و افت رفاه خانوار منجر میشوند. هرچند دولت باید نقش خود را در سیاستگذاری و تنظیمگری در راستای مصرف بهینه انجام دهد و انضباط مالی را در دستور کار خود قرار دهد اما رفتار مصرفی مردم بخشی از مشکل کنونی است با این حال بخش بزرگتر به سیاستگذاری معیوب، سیاستهای غیرقیمتی و قیمتی نادرست و ساختارهای ناکارآمد مربوط است. با این حال اسراف فقط یک مسأله اخلاقی نیست بلکه موضوعی ملی و اقتصادی است که اصلاح آن نیازمند همافزایی مردم و دولت، اصلاح زیرساختها، بهروزرسانی سیاستها و ارتقای بهرهوری در تولید و مصرف است.