به گزارش خبرنگار جامجم،رسیدگی به این پرونده از سال ۱۳۹۵ و با گزارش سرقتهای مشابه خانه در شمال تهران آغاز شد. مأموران با حضور در محلهای سرقت متوجه دزد خوشتیپی شدند که با فریب نگهبان خانهها، وارد شده و طلا و عتیقههای میلیاردی را سرقت کرده است. اغلب سرقتها در خانههای شمال تهران رخ داده و سارق از سه خانه میلیاردی سرقت کرده بود. با توجه به حساسیت موضوع، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تهران تحقیقات گستردهای را آغاز کردند و متوجه نقطه مشترکی در تمام سرقتها شدند.
طلاهای سرقت شده مالباختگان همگی از یک طلافروشی خریداری شده بود که همین موضوع احتمال نقش داشتن صاحبان طلافروشی در این سرقتها را قوت بخشید. مأموران تحقیقات را روی دو مرد طلافروش متمرکز کرده و از این طریق به سارق خانهها رسیده و او را دستگیر کردند. متهم بعد از قرار گرفتن در برابر دلایل پلیسی به این سرقتها اعتراف کرد و گفت: دو مرد طلافروش، آدرس خانه مشتریان پولدارشان را میدادند و من به آنجا دستبرد میزدم.
پس از این اعتراف، دو طلافروش و دو زنی که در این سرقتها نقش پوششی را داشتند، دستگیر شدند. متهمان در بازجویی به سرقت از ۱۱ خانه اعتراف کردند. سعید، متهم اصلی پرونده گفت: من سارق حرفهای خانه هستم و پس از آشنایی با دو طلافروشی تصمیم گرفتیم از خانه مشتریان پولدار آنها سرقت کنیم. آنها آدرس خانه مشتریان پولدارشان که طلای زیادی در خانه داشتند را به من میدادند. همگی وضع مالی خوبی داشتیم و فقط از خانههایی سرقت میکردیم که اموال میلیاردی در آنجا بود. در این مدت به ۱۱ خانه دستبرد زدم که سه مورد ازدزدیهایم، ابرسرقت بود. اولین ابرسرقت مربوط به خانهای ۵۰۰۰ متری در شمال تهران بود. اطلاعات صاحبخانه را از طلافروشان گرفته و خودم را بهعنوان دوست مالک معرفی کرده و وارد شدم. آن زمان ۱۵۰میلیون تومان پول لباس داده بودم و همین باعث شد نگهبان شک نکند. خودم را به ساختمان رسانده و در یکی از اتاقها متوجه عتیقه و طلاها شدم که همه را بار ماشین کرده و از آنجا فرار کردم. آنها را ۵/۳میلیارد تومان فروختم. دومین سرقت بزرگم هم در شمال تهران بود. مالک زن تنهایی بود که اول سعی کردم با او رابطه عاشقانه برقرار کرده و از این طریق وارد خانهاش شوم اما آن زن زرنگتر ازاین حرفها بود. به همین خاطر مثل خانه اول با فریب نگهبان واردمجتمع شده ودر نبود آن زن طلا وعتیقههایش راسرقت کردم.سومین خانهای که از آن سرقت بزرگ کردم، در غرب تهران بود. ازآنجاهم میلیاردی سرقت کردم اما بقیه سرقتها میلیاردی نبود.
پس از تکمیل تحقیقات پرونده متهمان برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و با توجه به جلب رضایت ۱۰ نفر از شاکیان به حبسهای طولانیمدت و رد مال به آخرین شاکی محکوم شدند. این شاکی که دزدان به خانه ۵۰۰۰ متریاش دستبرد زده بودند، عین عتیقهها را خواست و گفته بود؛ این عتیقهها قابل فروش نیستند و دزدان دروغ میگویند که آنها را فروختهاند. گاوصندوق خانه من حرفهای بود و باز کردن آن ساعتها طول میکشید اما سارق در کمتر از یک ساعت در گاوصندوق را باز کرد که نشان میدهدبه احتمال زیاد رمز آن را داشته است.
با گذشت ۹ سال از این سرقتها، متهمان درخواست اعسار از رد مال کردند و به این درخواست بهصورت ویدئو کنفرانس رسیدگی شد سارق حرفهای در این جلسه گفت: باتوجه به افزایش قیمت طلا در این ۹ سال نمیتوانم اموال سرقتی را یک جا بپردازم. قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.