در اواسط سخنان دکتر جواد منصوری، حضرت آقا ناغافل وارد میشوند و صدای بلندی از جمعیت ناشی از ترکیب حس غافلگیری و شادی ناگهانی شنیده میشود و آن غریو زودجای خود رابه شعارهایی میدهد که ارادت قلبی این ملت بصیر را به علی و فرزندانش متجلی میسازد:حیدر حیدر... یا لثارات الحسین ...شوق دیدار بیواسطه چهره محبوب از نزدیکترین فاصله ممکن، عدهای را تقریبا بلافاصه بعد از نماز صبح به حریم ولایت کشانده و باعث شده تعداد بسیار بیشتری از ظرفیت حسینیه وارد صحن آن شوند؛ برای همین، لحظاتی پس از استقرار حضرت آقا وبه محض حصول فیض دیدار، تعدادی که ساعتهاست تحت فشار جمعیت سرپا بودهاند، عرق کرده و در عین حال هیجانزده از میان جمعیت خارج میشوند تا به سالن کناری بروند و دمی بیاسایند. همین، جا را باز میکند و میتوانیم بنشینیم و بالاخره چهره یار بر ما هم مکشوف میشود.
حاشیه است و نباید به متن پرداخت اما یک نکته مربوط به سخنان آقا توجهم را از حاشیه برگرفت: لحن آقا که ضمن حماسی بودن و برخورداری از صلابت و اتقان همیشگی، آمیخته با شوری ویژه حتی مطایبه بود. ایشان حتی در توصیف ماهیت مواضع آمریکا نسبت به ایران، لطیفهای گفتند. جمعیت هم دوبار برخلاف سیاق معمول که فقط شعار میدادند، در واکنش به سخنان آقا دست زدند. یکبار برای آن لطیفه، یکبار هم برای پاسخ صریح آقا به تهدید طرف مبنی براینکه اینبار هر گونه تعدی به ایران به جنگ منطقهای ختم میشود. آن لحن و این واکنشها من را هم که به سنگ بودن و عدم بروز احساسات مشهورم، هیجانزده کرد. خلاصه امام و ماموم هر دو در یومالله ۱۲ بهمن به عنوان روزی، به تعبیر خود آقا «استثنایی»، در میان تهدیدها و لفاظیهای دشمن شوری دشمنشکن بروز دادند تا مصداق «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» باشند؛ بلکه فراتر از آن، مطمئنالقلوب از پیروزی نهایی، از پس اینهمه فتنهانگیزیها و مخاطرات، سرخوشی و فرح عمیق سید علی و یارانش آیه «قُلْ بِفَضْلِ اللَّه وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِک فَلْیفْرَحُوا هُوَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ» را معنا کرد. باشد که دشمن از خوشی خدایی این ملت، خشمی مرگآفرین متحمل شود و بیشتر خودخوری کند.