پاسدار صبور میراث مکتوب

در میان نام‌های ماندگار ایران‌شناسی معاصر، نام عبدالمجید ارفعی با وقار و احترام ویژه‌ای همراه است؛ پژوهشگری که عمر خود را وقف خواندن صداهای خاموش تاریخ کرد و دیروز با خاموشی او، جامعه علمی ایران یکی از دقیق‌ترین و صبورترین راویان گذشته خود را از دست داد.ارفعی از آن دست دانشمندانی بود که شهرت برایش هدف نبود؛ بلکه کشف حقیقت و رمزگشایی از میراث باستانی ایران، افق اصلی تلاش‌های او را شکل می‌داد.
در میان نام‌های ماندگار ایران‌شناسی معاصر، نام عبدالمجید ارفعی با وقار و احترام ویژه‌ای همراه است؛ پژوهشگری که عمر خود را وقف خواندن صداهای خاموش تاریخ کرد و دیروز با خاموشی او، جامعه علمی ایران یکی از دقیق‌ترین و صبورترین راویان گذشته خود را از دست داد.ارفعی از آن دست دانشمندانی بود که شهرت برایش هدف نبود؛ بلکه کشف حقیقت و رمزگشایی از میراث باستانی ایران، افق اصلی تلاش‌های او را شکل می‌داد.
کد خبر: ۱۵۴۴۵۴۱
 
تخصص او در زبان‌های باستانی، به‌ویژه زبان ایلامی، جایگاهی کم‌نظیر برایش در میان ایران‌شناسان جهان رقم زد. او سال‌ها با حوصله‌ای مثال‌زدنی بر گل‌نوشته‌ها و الواح کهن خم شد تا واژه‌هایی را بخواند که قرن‌ها در سکوت مانده بودند. در روزگاری که شتاب و سطحی‌نگری به آفت پژوهش بدل شده، روش علمی و دقت وسواس‌گونه ارفعی یادآور سنت اصیل تحقیق بود. آنچه از او چهره‌ای متمایز می‌ساخت، فقط دانش گسترده‌اش نبود؛ بلکه پیوند عمیق میان دانش و تعهد فرهنگی در وجودش جریان داشت. او باور داشت که فهم زبان‌های باستانی صرفا یک کار دانشگاهی نیست بلکه راهی برای بازیابی حافظه تاریخی یک ملت است. به همین دلیل، فعالیت‌هایش تنها در فضای دانشگاهی محدود نماند و همواره کوشید اهمیت میراث مکتوب ایران باستان را برای مخاطبان عمومی نیز روشن کند. نسلی از دانشجویان و علاقه‌مندان ایران‌شناسی، ارفعی را نه فقط به‌عنوان استاد بلکه به‌مثابه الگویی از فروتنی علمی به یاد خواهند آورد. روایت‌ها از کلاس‌های او نشان می‌دهد که چگونه پیچیده‌ترین مباحث زبان‌شناسی تاریخی را با صبر و دقت توضیح می‌داد و دانشجو را به تفکر مستقل تشویق می‌کرد. این ویژگی، میراثی نامرئی اما ماندگار از او بر جای گذاشته است. درگذشت او تنها فقدان یک پژوهشگر نیست؛ بلکه یادآور شکنندگی حافظه انسانی است - حافظه‌ای که هرچند با رفتن صاحبانش خاموش می‌شود اما اثرش در آثار مکتوب و شاگردان‌شان همچنان زنده می‌ماند. الواحی که او خواند، کتاب‌هایی که نوشت و ذهن‌هایی که پرورش داد، همچنان به سخن گفتن ادامه خواهند داد. دانش، وقتی با چنین پشتکاری آمیخته شود، نوعی امتداد حیات می‌آفریند. امروز جامعه علمی ایران در سوگ نشسته است اما سوگی که با قدردانی همراه است. قدردانی از مردی که عمر خود را صرف شنیدن نجواهای دور تاریخ کرد تا ما امروز گذشته خود را روشن‌تر ببینیم. نام عبدالمجید ارفعی در حافظه ایران‌شناسی باقی خواهد ماند؛ نه فقط به‌عنوان متخصصی برجسته در زبان‌های باستانی بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از این‌که چگونه می‌توان عمر را آرام، دقیق و وفادارانه در خدمت فرهنگ و دانایی صرف کرد. فراتر از آثار مکتوب، آنچه از ارفعی به یادگار می‌ماند، نوعی منش علمی است؛ منشِ آرام، بی‌هیاهو و سخت‌کوشی که امروز بیش از هر زمان به آن نیاز داریم. او نشان داد پژوهش جدی الزاما با جنجال و خودنمایی همراه نیست و می‌توان در سکوت کتابخانه‌ها نیز اثری ماندگار بر حافظه یک ملت گذاشت. شاید فقدان او خلأیی در جامعه ایران‌شناسی ایجاد کند اما راهی که گشود همچنان پیش روی پژوهشگران جوان قرار دارد. اکنون وظیفه نسل تازه است که با همان دقت و صداقت، چراغی را که ارفعی سال‌ها روشن نگه داشت، خاموش نگذارند و روایت علمی گذشته ایران را با همان وسواس و عشق ادامه دهند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها