رخدادهای اخیر توسط عدهای که با رفتارهای هنجارشکنانهای همچون شعارهایی با الفاظ و کلمات رکیک، آتشزدن و پارهکردن پرچم همراه بود، حرکتی کاملا بیگانه از ریشههای اصیل جنبش دانشجویی کشور محسوب میشود.این رفتارها بیشتر یادآور پروژههای رسانهای برای القای شکاف در جامعه است تا بازتاب مطالبات واقعی دانشجویان، اما در برابر این تلاشها، صدای اکثریت دانشگاهیان، صدای عقلانیت، قانونمداری و دفاع از عزت ملی بوده است. با این حال واقعیت دانشگاههای ایران چیز دیگری است؛ اکثریت دانشجویان، اساتید و تشکلهای فعال، دانشگاه را سنگر علم، پیشرفت و مسئولیتپذیری اجتماعیمیدانند.
همه ایران، زیر یک پرچم
برای ملتی که پرچمش یادگار خون هزاران شهید است، حرمت این نماد ملی فراتر از یک نشانه ظاهری است و تعرض به آن کار دانشجویان نیست. چراکه دانشجویان زیر همین پرچم درس خواندهاند، رشد کردهاند و رؤیای ساختن آیندهای بهتر برای ایران را در سر پروراندند. به همین دلیل است که این اتفاقات را باید به پای دانشجونمایان نوشت.
زهرا سادات میرهاشمی، رئیس دانشکده الهیأت دانشگاه الزهرا(س) در گفتوگو با جامجم زیر سایه این پرچم واحد بودن را مایه افتخار میداند و میگوید: «نماد یک کشور یکپارچه، پرچم آن کشور است؛ نمادی که در تمام کشورهای دنیا برای آن ارزش فراوانی قائلند و حتی در برخی کشورها توهین و بیحرمتی به آن جرمانگاری شده و مجازات دارد. وقتی ما قانون اساسی داریم و بر التزام به آن تاکید میکنیم، درواقع نماد کشور و قانون اساسی در پرچم جمع و متبلور شدهاست.»
وی در ادامه تاکید میکند: «متأسفانه در کشور ما جرمانگاریها و مجازاتها در این زمینه به صراحت دیده نمیشود. بیحرمتی به این نمادها واقعا دل مردم را به درد میآورد. ازمنظرحقوقی، هر آنچه موجب جریحهدار شدن افکار عمومی یا برهم خوردن نظم عمومی شود، باید مورد توجه قرار گیرد. بیحرمتی به آنچه برای قریب به اتفاق ایرانیان مقدس و نماد افتخار است. به هرحال لازم است این موضوع ازمنظرحقوقی بهگونهای تعریف شودکه امکان پیگیری آنوجود داشتهباشد.»
دشمن ناکام ماند
دانشگاهها همواره محل تبادلنظر ونقدهستندامادراین روزها،تنها گروه کوچکی تحت تأثیرجریانات تحریکآمیزقرار گرفتند.
رئیس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا(س) نیز معتقد است که طی این اتفاقات، دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاهها کمتر تحت تأثیر جریانهایی قرار میگیرند که اقتدار و انسجام ملی را هدف سوءقصد قرار دادهاند.
وی میافزاید: «کسانی که بیشتر تحت تأثیر این مسائل قرار میگیرند و تحرکات آنان مشهود است، عمدتا دانشجویان جوان دوره کارشناسی هستند. البته این موضوع درباره همه دانشجویان صدق نمیکند و همگان را نمیتوان در این چارچوب قرار داد. آنچه گفته میشود ناظر به همه دانشجویاننیست.»
آنطور که میرهاشمی توضیح میدهد؛ فضای حاکم بر کشور و رویکرد مدارا با دانشجویان و فراهم کردن امکان بیان آزادانه دیدگاهها، شرایطی ایجاد کرده که عدهای بسیار اندک و انگشتشمار از آن سوءاستفاده میکنند. در حالی که بسیاری از دانشجویان دیگر نیز تمایل دارند مطالبات منطقی، مشکلات و اعتراضات خود را به گوش مسئولان برسانند، همین چند نفر محدود بر موج ایجادشده سوار میشوند و مسیر آن را به انحراف میکشانند؛ مسیری که در نهایت تنها دشمن را خوشحال و خشنود میکند و هیچ منفعتی برای همان دانشجویان معترض نیز در پی نخواهد داشت. حتی اگر قصد آنان طرح مسالمتآمیز انتقادات باشد، دشمن از این فضا سوءاستفادهمیکند.
بههرحال، تلاش برای خدشهدار کردن عزت ملی، اگر هم با هیاهوی کوتاهی همراه شود، محکوم به شکست است. ارزشها و نمادهای میهنی و احساس تعلق قلبی به کشور، در دل جوانان این مرز و بوم بهویژه قشر دانشگاهی ریشه دوانده و هیچ حرکتی نمیتواند این پیوند را بگسلد.
واکنش مسئولان به اتفاقات اخیر
اتفاقات ناگوار این روزهای دانشجویان، صدای دانشگاه نبود؛ بلکه حاشیهای گذرا بود که با هوشیاری بدنه متعهد دانشگاه، به متن غالب تبدیل نشد.در پی این حوادث، شاهد بیانیه و صحبتهای مختلفی از رؤسای دانشگاهها بودیم. حتی حسین سیماییصراف، وزیر علوم هم با اشاره به تلاش رسانههای معاند برای القای بحرانی بودن وضعیت دانشگاهها تاکید کرد که فضای دانشگاهها به هیچوجه بحرانی نیست. وی در عین حال اعلام کرد که برگزاری حضوری کلاسهای درس منوط به پرهیز از هرگونه توهین، فحاشی و خشونت فیزیکی خواهد بود. در این بین بسیاری از بهارستانیها هم به این مسأله واکنش نشان دادند و نشست فوقالعاده کمیسیون امنیت ملی مجلس برای بررسی تحولات اخیر و وضعیت دانشگاههای تهران، با حضور وزیر علوم، این هفته نیز برگزار خواهد شد.