کارآگاه و دستیارش ستوان ظهوری تمام راههای ورودی خانه را بررسی کرده و به این اطمینان رسیده بودند که قاتل یا قاتلان خیلی راحت و به دعوت خود زهرا وارد منزل او شدهاند. محمود هم همین را قبول کرد: خانهمان را برای فروش گذاشته بودیم. شاید مشتری آمده.
مشکل آنجا بود که محمود به جای سپردن خانه به بنگاه ترجیح داده بود در روزنامه آگهی بدهد و الان نمیشد سراغ شخص خاصی رفت. هیچ سرنخی در صحنه قتل وجود نداشت نه ردپا، نه اثرانگشت مشکوک و نه هیچ چیز دیگر. همسایهها هم سرشان به کار خودشان گرم بود و ورود و خروج هیچ غریبهای را ندیده بودند. محمود با صدایی لرزان به کارآگاه گفت: چاپ آگهیها از دو روز پیش شروع شد اما زهرا هیچوقت مردان غریبه را به خانه راه نمیداد. خیلی احتیاط میکرد و به همهشان میگفت بعدازظهر که من هستم بیایند. نمیدانم این دفعه چطور مشتری را قبول کرده.
ستوان ظهوری حدسش را گفت:شاید مشتری زن بوده یا لااقل زن و مرد بودند.
شهاب به نشانه موافقت سری تکان داد. در این قحطی سرنخ همین احتمال کوچک هم غنیمت بود و میشد تحقیقات را از همینجا شروع کرد. البته شهاب هنوز برگ دیگری در دست داشت. او سراغ گوشی تلفن خانه رفت و تماسها را بررسی کرد. آخرین تماس از باجه تلفن عمومی در حوالی میدان تجریش برقرار شده و احتمالا مربوط به قاتلان بود. از تجریش تا محل قتل فاصله زیادی وجود نداشت.
کارآگاه با انتقال جنازه موافقت کرد. خودش هم کاری برای انجام دادن نداشت برای همین به ستوان گفت آماده شود تا به اداره برگردند. پرونده پیچیدهتر از آن بود که بسادگی بتوان حلش کرد. راز قتل زهرا تا یک ماه بعد سربه مهر ماند تا اینکه بالاخره خبر تازهای رسید،البته خبری تلخ و هولناک. زنی دیگر در خانهاش در نزدیکی میدان تجریش کشته شده بود. اولین چیزی که توجه شهاب را جلب کرد، زمان قتل بود. زهرا و مقتول دوم هر دو روز پانزدهم ماه کشته شده بودند.
دو همکار با سرعت هرچه تمامتر خودشان را به محل جنایت رساندند. صحنه جرم، شبیه جنایت اول بود با این تفاوت که مریم را با شلیک گلوله به قتل رسانده بودند. پس میشد حدس زد این دو قتل هیچ ربطی به هم ندارند اما زمان و مکان قتل و به هم ریختگی خانه و سرقت وسایل باارزش تشابهاتی بود که به سادگی نمیشد از کنارشان رد شد. شوهر مریم که کاملا بههم ریخته و پریشان به نظر میرسید سرنخ مهمی را به سرگرد داد. او هم خانهاش را برای فروش آگهی کرده بود. پس تردیدی وجود نداشت قاتل هر دو زن یک نفر یا یک گروه است با این تفاوت که در جنایت دوم از وسیله تازهای استفاده کردهاند. ستوان ظهوری قبل از رئیساش سراغ تلفن رفت. این بار هم آخرین تماس از باجهای در حوالی میدان تجریش برقرار شده بود.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد