مگر سر می‌بَری؟!

عجیب است؛ با این که همه ما و شما اطلاع داریم که عموماً و غالباًعجله کار شیطان است(به استثنای کار خیر البته)؛ اما باز نمی‌دانیم که چرا بعضی‌ها عجله می‌کنند؟ حتی در مواقعی که به چشم خودشان می‌بینند جاده لغزنده است.
کد خبر: ۵۸۴۱۸۲
مگر سر می‌بَری؟!

منظورمان هنگام رانندگی است. طرف پشت ماشین نشسته، بدون اعتنا به سرعت مجاز روی تابلوها، چنان با سرعت می‌راند که تابلو است عجله دارد. منتهی عجله برای تصادف کردن. آن هم نه حسن تصادف که سوءتصادف. فلذا به غیر از آقای پلیس، ما نیز شدیدا معتقدیم که این سرعت بی‌خود، جریمه کردن دارد.

عاشقانه‌ها:

بر فرس تندرو، هر که تو را دید گفت:

برگ گل سرخ را باد کجا می‌برد؟

بر پژوی تندرو، هر که تو را دید، گفت:

برگ جریمه چرا روی هوا می‌برد؟

خبر واصله: «رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران خیلی بزرگ، گفت: عجله و شتاب و بی‌توجهی به مقررات، همچنان درصدر مهم‌ترین عوامل انسانی تصادفات تهران قرار دارد.»

سوال فلسفی متداول: به کجا چنین شتابان؟...

ـ اوهووووووووی ی ی....... مرد حسابی، با توأم! سر که نمی‌بری! (این جمله خطابی و عتابی الحاقی، جزو شعر فلسفی بالا نمی‌باشد و حاصل ذوق یک آدم عصبانی از سرعت زیاد یک راننده بی‌توجه می‌باشد!)

دیرینه‌شناسی سرعت: البته سرعت زیاد، مختص عصر موتور هم نیست؛ در عصر شتر نیز سابقه داشته است و اسنادش موجود است. این که جناب سعدی صدایش در می‌آید که: «ای ساربان، آهسته ران، کآرام جانم می‌رود»؛ نشان از این واقعیت تاریخی می‌دهد که در ازمنه قدیم نیز بعضی از ساربان‌ها رعایت سرعت مجاز را نمی‌کردند و طوری با شتر بیچاره تخت گاز می‌رفتند که صد رحمت به رقص شتری آن حیوانکی!

بسته پیشنهادی: این که گفتند: «در شتاب است عمر، بشتابیم»، ربطی به رانندگی ندارد. کسی بی‌ربط حرف نزند. لهذا از آنجا که هر آدم عاقلی مخالف رانندگی با سرعت زیاد است؛ مگر آن که ویندوز عقلش هنگ کرده باشد یا درگیر غرور نابجای جوانی و جاهلی بوده باشد؛ فلذا در جهت کمک به کاهش سرعت خودروها و بالطبع، کاستن از حجم تصادفات غیرلازم، مواردی چند را صمیمانه گوشزد می‌فرماییم:

1 ـ کار فرهنگی: همیشه بر ضرورت کار فرهنگی در بیشتر مسائل اجتماعی تأکید کرده‌ایم و باز تکرار می‌کنیم. مثلا در همین مورد خاص بیایید بیشتر روی این عبارت قدیمی «عجله کار شیطان است» کار کنیم.

اصلا تابلوش کنیم، جلو چشم راننده‌ها باشد. اضافه کردن تابلو «به کجا چنین شتابان» نیز به دیگر تابلوهای راهنمایی و رانندگی، مفید فایده می‌باشد. جنبه ادبی هم دارد که چه بهتر.

فضای جاده را هم تلطیف می‌کند. ای بسا که باعث شل شدن طبع شعر یک راننده هم بشود و ذوقش گل کند. چنان که تا به ته جاده می‌رسد، یک مثنوی هفتاد من کاغذ گفته باشد که مجبور شود آن را بگذارد صندوق عقب، سپس به حرکت خود ادامه دهد.

2 ـ دوربین صدادار: این دوربین‌های منصوب در سطح خیابان و جاده که از خودروهای دارای سرعت غیرمجاز عکس تکی یا خانوادگی می‌اندازند؛ علاوه بر عکس، یک صدایی هم از خودشان در کنند، بلکه بیشتر افاقه کند. گاهی راننده، حواسش به عکس نیست. موقعی حواسش به عکس جلب می‌شود که عکس گرفته شده به همراه جریمه مربوط به در منزل وی فرستاده می‌شود که دیگر کار از کار و خر از پل گذشته است. فلذا از دوربین‌ها صداهایی هشدار دهنده نیز خارج شود؛ مثلا: «هی عمو...... دنبالت که نکردند!».... «خجالت بکش از این سرعت خلافت!»..... «مردی، وایستا پلیس بیاد!».... «نکنه از خودت داری فرار می‌کنی؟!»...... و از این قبیل هشدارهای تکاندهنده و در عین حال صمیمانه و بی‌خطر!

3 ـ سرعت متعادل: به طرف می‌گویی با سرعت زیاد نراند و نرود؛ چنان با سرعت کم می‌راند و می‌رود که به لاک‌پشت بیچاره گفته است زکی!.... از این‌رو چون گاهی با وجود آن که راه باز است و جاده دراز، اما برخی رانندگان خوش دست(!) انگار پشت فرمان یک خودرو خزنده نشسته‌اندو چنان لج دیگر رانندگان را در می‌آورند که کفری می‌شوند و بر سرعت خود برای سبقت از آنها می‌افزایند؛ فلذا پیشنهاد می‌شود که رانندگان دارای سرعت نامتعارف پایین هم جریمه شوند. از آنهایی هم که با وجود باز بودن مسیر پیش رویشان، با سرعتی کمتر از حد مجاز می‌رانند، عکس گرفته شود.

بالاخره آنها هم دل دارند و دوست دارند در خیابان یا جاده، عکس یادگاری بگیرند. هزینه عکسبرداری هم که بعدا فرستاده می‌شود در خانه‌شان که ناراحت نباشند.

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها