- عمومی

عمومی
رفیق همیشگی

رفیق همیشگی

۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۱

برخلاف تمام کتاب‌ها که پدر را مردی ساکت و غرق در افکار نشان می‌دهند، پدر برای من تعریف دیگری دارد: یک رفیق همه‌فن‌حریف که بودنش یعنی هیچ مشکلی بدون راه‌حل نمی‌ماند. جذاب‌ترین خاطره‌ای که از این قدرت و ذکاوت او دارم، مربوط به سفر پرماجرای سال گذشته‌مان است.

پناه‌گاه خانه

پناه‌گاه خانه

۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۱

سلام . من نمی دانم کجایید یا چه زمانی دارید این نوشته مرا می خوانید ، ولی امیدوارم که همیشه سایه پدر بالا سرتان باشد.پدر مرد بزرگیست ، کسی که نباشد زنگی کلا نابود می شود ، اول از همه ستون خانواده است و پشتوانه و کوهی در برابر مشکلاتی که هیچ وقت ازش نمیگه و خودش با هر زحمتی حلش می کنه .پدر بزرگ مردیست کسی که بچه بودم با حمایت او راه رفتم و با مهر مادر فهمیدم که عشق پدر چیست .البته هیچ کس از عشق این دو بزرگوار آگاه نیست و خداست که میداند که در صدا زدن های آنان چه مهری لبریز است .

تاریخ یلدا

تاریخ یلدا

۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۰

یلدا، کهن‌ترین جشن ایرانیان، هر سال در شب آخر پاییز و بلندترین شب سال گرامی داشته می‌شود. ریشه این جشن به هزاران سال پیش و به آیین‌های ایرانیان باستان در ستایش «مهر» (خورشید) بازمی‌گردد. ایرانیان باستان باور داشتند در این شب، اهریمن تاریکی در نبرد با خورشید به اوج خود می‌رسد، اما از فردای این شب، روزها به تدریج بلندتر شده و پیروزی نور بر تاریکی آغاز می‌شود. از این رو، آنها این شب را «شب چله» نیز می‌نامیدند. چون آغاز چله بزرگ زمستان است.

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند

۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۸

نویسندگان زیادی نیستند که کاراکترهای داستان‌شان شاعرانه حرف بزنند و در یک جمله یک تصویر را به نمایش بگذارند. از طرف دیگر، داستان‌های کوتاه زیادی هم نیستند که بعد از خواندن‌شان و به‌خاطر فضا و اتمسفر روایت، مخاطب تا مدت‌ها درگیر داستان بماند اما بیژن نجدی در مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند‌» هردوی این کارهای بدیع و سخت را انجام داده.

شب چله‌های نوجوانی

شب چله‌های نوجوانی

۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۶

سالیان است ما ایرانیان در آخرین شب آذر‌ماه، «شب یلدا»دور هم‌ جمع می‌شویم و طولانی‌ترین شب سال را درکنار هم،با دیوان‌حافظ،داستان‌های شنیدنی پدربزرگ‌ها ومادربزرگ‌ها،خوردن میوه‌های‌زمستانی‌وخوابیدن زیرکرسی به‌صبح می‌رسانیم؛ شبی که علی‌رغم طولانی‌بودنش، به کمک دوستان ونزدیکان به‌راحتی صبح شده وبه‌سختی می‌توان متوجه طولانی‌تر‌بودنش نسبت به دیگرشب‌های سال شد.

یک دقیقه بیشتر

یک دقیقه بیشتر

۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۸

پاییز با تمام رنگ‌ها جلوه می‌نماید، با طراوت خاک باران خورده خاطرات را لمس می‌کند و قرار است فصلی باشد برای ماندگاری‌؛ مانند نوجوانی که فصلی است زرین به رنگ برگ‌های پاییز و پر از خاطراتی است که تا سال‌ها پس از گذر از این دهه‌ مهم زندگی با شور و شوق نقل محفل‌هاست.

چشم‌های همیشه آرام!

چشم‌های همیشه آرام!

۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۰

به چهره‌اش نگاه می‌کنم؛ چشم‌هایی که موجی از نگرانی‌ها را در خود جای داده و لبخندی که آرامش را معنا می‌کند.

مادر؛ آینه جان

مادر؛ آینه جان

۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۶

رابطه مادر و دختر، شبیه دو نیمه یک روح است‌؛ یکی آغازگر داستان، دیگری ادامه‌دهنده آن.  مادر، فصل اولی ‌است که با واژه‌های صبر و عشق نوشته شده‌؛ و دختر، فصل دوم آن، که با واژه‌های امید و رویا جان می‌گیرد. 

هورمون عشق

هورمون عشق

۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۱

می‌گویند هنگامی که نوزاد تازه متولد شده در آغوش مراقبت‌کننده اولیه قرار می‌گیرد در او هورمونی ترشح می‌شود به نام عشق. بماند که روان‌شناسان دوآتشه گذشته‌گرا چون فروید و... چطور همین یک لحظه آغوش را مهم دانسته و عدم آن را برابردانسته‌اند با دنیای تیره و تاریک بزرگسالی. سراسر بی‌اعتمادی، ترس و سردی.

زنِ جهت‌ساز

روایتی از خانه حضرت زهرا(س) تا مادر امروز

زنِ جهت‌ساز

۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۴

در تاریخ، همیشه صحنه‌های بزرگ دیده می‌شوند‌؛ خطبه‌ها، نبردها و تصمیم‌هایی که نام‌شان در کتاب‌ها می‌ماند اما حقیقت این است که مسیر تاریخ را نه این صحنه‌های بلند، بلکه لحظه‌های کوچک و بی‌صدا رقم می‌زنند‌؛ لحظه‌هایی که در سکوت خانه‌ها رخ می‌دهند و آینده را بی‌هیاهو تغییر می‌دهند. مادرانگی حضرت زهرا(س) از همین لحظه‌هاست‌؛ ساده در ظاهر اما عمیق در بنیان. او نشان داد مادر‌بودن یعنی ساختن ریشه‌هایی که تاریخ را تغذیه می‌کند.

نیازمندی ها