نگاه هفته

سنت اعتراض به دستاوردهای هنری

یک: «اعتراض» به دستاوردهای فرهنگی و هنری مدت‌هاست که در جامعه ما به یک سنت تبدیل شده است. این اعتراض و گلایه به همان اندازه که می‌تواند نشان‌دهنده میزان زنده و پویا بودن گروه‌های مختلف یک جامعه باشد به همان اندازه هم می‌تواند نشانگر اهمیت وجایگاه رسانه، به عنوان مخرج مشترک و بسط‌دهنده بسیاری از رفتارهای ما تلقی شود. به عبارت دیگر تنها وقتی یک رسانه تثبیت شده باشد، مخاطب داشته باشد و اثرگذار باشد این اعتراض‌ها معنی پیدا می‌کند.
کد خبر: ۶۸۱۴۶۲
سنت اعتراض به دستاوردهای هنری

رسانه بی‌محتوا و خالی از تاثیر‌گذاری قطعا چنین ویژگی‌ای ندارد که کسی بخواهد به آن معترض شود. اما آنچه آمد تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگر این ماجرا مربوط به شناخت ما از ابزارهای در اماتیک در اثر است. همه ما می‌دانیم که یک اثر نمایشی وقتی به چشم می‌آید و به دل می‌نشیند که شخصیت‌های مثبت و منفی آن درست برآمده باشند، درست شناسانده شوند و درست‌تر اجرا شوند. در این فرآیند شخصیت منفی با خصلت‌های خودش و شخصیت مثبت هم با ارائه‌های مخصوص به خودش مزین می‌شود. به این معنی که ما از یک شخصیت منفی یا خاکستری نمی‌توانیم توقع بروز و ظهور خصلت‌های آنچنانی مثبت داشته باشیم، مگر این‌که خود شخصیت دارای پیچ‌هایی باشد که رسیدن به آن برای ما بسادگی میسر نباشد که البته وجود چنین شخصیت‌هایی در اثر همیشه یک استثناست که می‌تواند یک اثر را بشدت غافلگیرکننده و خاص کند.

دو: می‌گویند یک اثر دراماتیک جذاب از عناصر مختلف مثبت و منفی تشکیل شده، که برای دیده شدن یک اثر نمایشی بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است. اما نکته‌ای که در این میان معمولا نادیده گرفته می‌شود یا به عمد کوشیده می‌شود نادیده گرفته شود این است که یک شخصیت منفی ـ مربوط به هر جغرافیایی که باشد ـ قدرت تعمیم ندارد و منحصرا به خود آن فرد محدود می‌شود. اشکال وقتی به‌وجود می‌آید که ما این شخصیت را به جغرافیا، یا اقوام، یا چیزهای دیگر مربوط می‌کنیم و بسط می‌دهیم و آن را در معادله‌ای قرار می‌دهیم که قرار است ما را به جواب برساند. روشن است وقتی برداشت‌های ما اشتباه است، جواب‌های معادله‌ای هم که قرار است ما را به جواب برساند نیز اشتباه خواهد بود.

مثل بسیاری دیگر معتقدم اعتراض کردن حق همه است. اما در جایی که هنرمندان شناخته شده این کشور با نیت خیر آثار متفاوتی را به آنتن پخش می‌سپارند، به نظرم باید سنجیده‌تر از این برخورد کرد. خصوصا که همه ما می‌دانیم هنرمندان ما با ملاحظات موجود اثرشان را جلوی دوربین می‌برند و با کمترین چشمداشت دست به خلق آثار متفاوت هنری می‌زنند.

سه: همه ما دوست داریم از رسانه ملی به نوعی تصویر خودمان را در آثار مختلف هنری و نمایشی ببینیم. از کرد و بلوچ و ترک و فارس گرفته تا ترکمن و جنوبی و شمالی. و این تصویر هرچه باشکوه‌تر و واقعی‌تر باشد بیشتر به مذاقمان می‌نشیند؛ اما این همه وقتی میسر می‌شود که آستانه تحملمان را بالا ببریم و از اثر برداشت‌های تاویلی، فرامتنی ـ و گاه محیرالعقول ـ نداشته باشیم. به نظر می‌رسد تلویزیون همچنان آیینه تمام‌نمای قومیت‌های ماست به شرط آن‌که به مسئولان و هنرمندانش سخت نگیریم و به آنها اعتماد داشته باشیم. (مهدی غلامحیدری/ ضمیمه قاب کوچک)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها