
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در ایران به دلیل داشتن ریشههای اعتقادی و مذهبی در دوران نبرد نابرابر ایران و عراق و در سالهای آغازین آثاری تولید شد که بی شباهت با نگاه ذکر شده نبود. در بیشتر آثار ابتدایی، نیروهای ایرانی و عراقی در شکل ظاهری تفاوت داشتند و ماهیت اعتقادی چندان وجود نداشت. این آثار خیلی زود با انتقاد روبهرو شد و به مسیر اصلی بازگشت. اگر در آمریکا برای شکستهای مفتضحانهای همچون ویتنام، حمله نظامی طبس، جنگ خلیجفارس و... همیشه آثاری برای توجیه جنگ و پیروزی ساخته شد در ایران به دلیل کمبود امکانات و جنگی نابرابر فیلمها و آثاری تولید شد که هدفش نشان دادن نابرابری جنگ و مظلومیت و حقانیت جوانان ایرانی بود. نکته جالب داستان اینجاست که فیلمساز آمریکایی در جایی اذعان کرده برای ساخت فیلمش از نبرد خرمشهر الگو گرفته که این نکته نشان از ظرفیت بالای دفاع مقدس برای ساخت آثار نمایشی ویژه دارد. حال سوال مهم اینجاست که چرا باوجود وقایع درخشانی همچون آزادی خرمشهر، کمتر به سمت قهرمانسازی شخصیتی و جغرافیایی حرکت کردهایم و اگر حرکتی بوده بازخورد درخوری نداشته است؟ بهتر است برای شروع به یک مثال اشاره شود.
چندی پیش در یکی از شهرهای استان کردستان (مریوان) معلم یک مدرسه ابتدایی برای همدردی با شاگرد بیمار خود موهایش را از ته تراشید و پس از مدتی همه بچههای کلاس این کار را انجام دادند. بعد از مدت کوتاهی یک مجری تلویزیون و.... این حرکت را ادامه دادند. این حرکت معلم مریوانی، قطعا او را در جایگاه یک قهرمان قرار داده و توجه مخاطب عظیم رسانهای را به سمت بیماری سرطان و کودکان درگیر آن جلب نمود. سوال اساسی این مثال این است که نقش رسانه در این میان چه بوده است؟
مسلما در دورانی که کشور ما درگیر مشکلات فراوان در حوزه بینالمللی و تحریمهای ناجوانمردانه قرار دارد نشان دادن حرکتهای انسانی و فرهنگی از این دست بسیار به اصلاح ذهنیت جوامع خارجی بویژه غربیها نسبت به ایران کمک خواهد کرد. قهرمانسازی در حوزه رسانه در دو مقطع تاریخی میتواند اتفاق بیفتد.
دوران دفاع مقدس
تکتک روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و همراهی اروپا و آمریکا با عراق میتواند سوژه رسانهای مناسبی برای نشان دادن قهرمانیهای مردم این سرزمین باشد. آزادی خرمشهر، مقاومت دزفول، شکست حصرآبادان، عملیات مرصاد، رود اروند و غواصان مظلوم آنکه قهرمانانی عمدتا گمنام در آن حضور داشتند. این آدمهای گمنام و معمولی وقتی با شرایط بحرانی و ویژه کشورشان روبهرو شدند تبدیل به قهرمانانی شدند که میتوانستند سرنوشت تاریخی یک نسل را تغییر دهند. از بهنام محمدی نوجوانی که جانش را بر سر معرفتش گذاشت و شهید شد تا پیرزنی گمنام که سعی میکرد با پختن نان در جبهه حضور داشته باشد. اینها سوژههایی ناب و قابل تامل هستند که تلویزیون میتواند با ساخت آثار نمایشی و انیمیشن به نسلهای بعدی بفهماند که جوانان این نسل چگونه از آب و خاکشان دفاع کردهاند و چه انسانهایی جانشان را در میدان نبرد گذاشتهاند. البته در این میان باید به برخی آثار شاخص تلویزیون اشاره نمود. مجموعههایی همچون درچشم باد، روایت فتح و شاهکار آخرین روزهای زمستان که به زندگی شهید حسن باقری میپرداخت. مجموعهای که ویژگیهای یک قهرمان در جامعه معاصر ایران را بخوبی ترسیم میکرد.
دوران معاصر
در دوران معاصر و با توجه به افزایش جمعیت، شکاف بین نسلها، روزمرگی زندگی مدرن و.... قهرمانسازی بسیار متفاوت خواهد بود همچنان که محدودیتهایی هم وجود دارد.اینکه با نشان دادن یک انسان معمولی جامعه که رفتار ویژه و قهرمانانهای داشته چه تبعاتی به لحاظ اجتماعی و خانوادگی برای وی بهوجود خواهد آمد باعث احتیاط در این زمینه میشود. به عنوان مثال مروری بر زندگی قبل و بعد افرادی همچون دهقان فداکار، معلم مریوانی و... میتواند کمک بزرگی برای شیوه معرفی و پرداخت قهرمانانی از این دست را برای رسانه روشن کند. بیشک دوران معاصر دورانی است که نیاز به پژوهش و بررسی جامع دارد. پژوهشی برای نشان دادن قهرمانان زندگی روزمره. انسانهایی که با حفظ عزت و شرف خود سعی در ایجاد یک زندگی سالم و شرافتمند دارند. (بهرنگ ملک محمدی/ ضمیمه قاب کوچک)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد