مادر اورشکا پزشک زنان باتجربهای بود و زمان زیادی را در مطب خود صرف معاینه بیماران میکرد. او از کارش لذت میبرد، اما با اینکه سن کمی نداشت، دوستدار فناوری و کاربردهای آن بود. یکی از موضوعهای مورد علاقه اش که در خانه از آن صحبت میکرد، حرفزدن در مورد تعداد مریضهایی که در روز ویزیت کرده و خصوصیات اخلاقی آنها بود. میگفت زنهای باردار با چه مصیبت و سختی خودشان را به مطب او میرساندند تا از سلامت کودک درون شکم شان مطمئن شوند. یکبار در حالی که مثل همیشه در این مورد صحبت میکرد چیزی گفت که اورشکا آن را دیگر از یاد نبرد. مادرش گفت: «چه میشد زنهای باردار به جای آمدن به مطب من در خانه شان میماندند و از راه دور ویزیتشان میکردم و میگفتم بچه در چه وضعی است؟ آن وقت برای خودم هم بهتر میشد، میتوانستم افراد بیشتری را ویزیت کنم!»
مادر این را با عجله گفت و سراغ کارش رفت، اما اورشکا با خودش فکر کرد اگر بتوانم چنین کاری را انجام دهم کار بزرگی را به ثمر رسانده ام، بسیار بزرگتر از کاری که سالهاست به آن علاقهمندم. اورشکا هنرهای زیبا خوانده بود و ذاتا یک هنرمند بود تا یک آدم فنی یا پزشک مانند مادرش.
تنها کاری که او میتوانست انجام دهد طراحی و خیالپردازی بود. به همین دلیل بسرعت ایده را با یکی از دوستان مهندسش در میان گذاشت و از او کمک خواست. همین کمکخواستن به ایجاد شراکت و کمک او برای تاسیس کسب و کار این ایده منجر شد.
اورشکا و شریکش قبل از هر کاری، تحقیقات خود را شروع کردند تا واقعبینانهتر خشتهای شرکتشان را یکی یکی روی هم بگذارند. پس از اندکی پرس و جو و صحبت با پزشکان و مادران پا به ماه دریافتند هر یک روزی که از اجرایی شدن ایده عقب میافتند، زمان زیادی را از دست دادهاند، زیرا بشدت نیاز برای معاینه از راه دور زنان باردار احساس میشد. اورشکا وقتی شگفتزده شد که دریافت در این باره مادران بیشتر احساس نیاز میکنند تا دکترها. تقریبا همه مادران باردار دوست داشتند بدون اینکه از خانه خارج شوند از وضع و سلامت فرزند خود باخبر شوند. از طرفی هزینه مراجعه به پزشک با توجه به تعداد دفعاتی که یک مادر در دوران بارداریاش پرداخت میکند، برای بیشتر آنها زیاد بود. اورشکا و همکارش با درک این موضوع، شبانهروز روی ایده کار کردند و تصمیم گرفتند هر طور شده آن را عملی کنند. آنها تصمیم گرفتند دستگاهی بسازند تا هر مادری براحتی بتواند از آن استفاده کند و با سهولت از وضع کودکش مطلع شود. ایده آنها بِلابیت (Bellabeat) نام گرفت.
تلاش
اگر ایده اورشکا عملی میشد، نهتنها زنهای باردار از مشقت مراجعه به مطب خلاص میشدند، بلکه میتوانستند شبانهروز بچه را تحت مراقبت قرار دهند؛ کاری که با پزشکی فعلی ممکن نبود. از طرفی پدران و مادران علاقهمندند هر لحظه بدانند کودکشان در چه حالی است؛ مثلا ضربان قلبش با چه ریتمی میزند. این یکی از همان نکاتی بود که اورشکا به آن فکر میکرد تا بتواند محصول نهایی را به بهترین شکل بازاریابی کند.
برای کنترل ضربان قلب جنین از فناوری پیشرفته و دستگاههای بزرگی در کلینیکها استفاده میشود، ولی اورشکا باید آن را در کوچکترین ابعاد ممکن طراحی میکرد تا هر مادری بتواند از آن استفاده کند. این کار یکی از زمانگیرترین مراحل پروژه بود، برای عملیکردنش بسیاری از کارهایی را که با سختافزار انجام میشد، با نرمافزار جایگزین کردند.
سرانجام نمونههای اولیه بلابیت ساخته و در اختیار برخی پدر و مادرها قرار گرفته شد. نتیجه رضایتبخش و باورنکردنی بود. دستگاه نوظهور از اقبال بالایی برخوردار شد.
|
اورشکا و یارانش که حالا دیگر یک تیم تمامعیار شده بودند، برای نهاییکردن کار و تبدیل آن به یک محصول بینقص، به پول هنگفتی نیاز داشتند. به این منظور آنها در جلسات و کنفرانسهای مختلفی در کشورشان کرواسی شرکت کردند، بلکه سرمایهگذار پیدا کنند. بازخوردها مثبت بود، اما جواب قریب به اتفاق سرمایهگذارها منفی بود، زیرا در کشوری همچون کرواسی هیچ کس پیدا نمیشد خطر سرمایهگذاری روی یک استارت آپ را قبول کند.
تولید و مراحل ساخت این دستگاه پیچیده و زمانبر است و کوچکترین خطا جایز نیست، اما اورشکا با توجه به مونث بودنش به کل این قضیه به عنوان یک سرگرمی نگاه میکرد و سعی داشت ناامید نشود. اعتقاد داشت استرس زیاد برای کارآفرینی میتواند به یک کابوس شبانه تبدیل شود.
در نهایت اورشکا تصمیم گرفت با سرمایه شخصی نمونههایی برای فروش بسازد و با سود آن، پول مورد نیاز را برای کل کار مهیا کند. این اقدام میتوانست به نابودی کل کار و هدررفتن زحمات تیم منجر شود، اما ساخت چند نمونه نهایی و باکیفیت گرچه سرمایه را به اتمام رساند، اما به پیدا کردن یک سرمایهگذار منجر شد.
آینده
اورشکا اکنون توانسته ایدهاش را عملی کند و شرکتی با دو شعبه ـ یکی در زادگاهش و دیگری در کالیفرنیای آمریکا ـ با مجموع 25 نفر کارمند تاسیس کند. ورود به بازار آمریکا به کمک یک سرمایهگذار موهبتی بود که نصیب بلابیت شد و آن را بکلی دگرگون کرد.
همین که او آخر هفتهها را میتواند بدون دغدغه و با آرامش بگذراند احساس موفقیت میکند، شرایطی که به عقیده اش افراد کارمند از آن محرومند. او در مسیر عملی کردن ایدهاش «نه»های زیادی شنیده و معتقد است تا جواب خیر منطقی برای پیشبرد کار دریافت نکند، دست از تلاش برای پیشرفت برنمیدارد و براحتی امیدش را نمیبازد.
اورشکا همچنین ارتباط خوبی برای شناساندن بلابیت با رسانهها برقرار کرد که یکی از شاهکلیدهای اساسی موفقیتش را در این نکته میداند.
بلابیت چیست؟
بلابیت دستگاهی است که یک زن باردار با قراردادن آن روی شکمش میتواند به اطلاعات درستی از آخرین وضع جنین پی ببرد. دستگاه به تلفن هوشمند وصل میشود و دادههای دریافتی خود را از طریق برنامک نشان میدهد. با استفاده از بلابیت، مادر و پدر میتوانند صدای ضربان قلب کودک را بشنوند، آن را ضبط و برای دیگران ارسال کنند یا به اشتراک گذارند. میتوان تکانها و رشد بچه را زیر نظر گرفت و وزن آن را کنترل کرد. برنامک غیر از این امکانات، توصیههای پزشکی به والدین میدهد و امکان ارسال اطلاعات برای پزشک معالج را فراهم میکند.
رامین فتوت
مدرسه تلاش
استارتآپ در واقع شرکتی نوپاست و روی حل مشکلی کار میکند که راهکار آن مشخص نبوده و موفقیت برای رسیدن به جواب هم در آن تضمین شده است. در واقع استارتآپ به نوعی روحیه حمله به کسب و کار است. فرض کنید شما میخواهید توانگر شوید، پول هم ندارید! اما به خودتان، استعدادهایتان و از همه مهمتر به توان نوآوری و خلاقیتتان ایمان دارید. اینجاست که استارتآپ به دردتان میخورد، البته همه چیز استارتآپ از خلق ایده شروع میشود.
مشخصه کلیدی استارتآپ، قابلیت رشد آن است
استارتآپ شرکتی است که طراحی میشود تا خیلی سریع رشد کند. یک نمونه ساده آن فیسبوک است که برای دانشجویان دانشگاه خدمات ارائه میکرد و ناگهان در عرض کمتر از ده سال به یک غول اینترنتی تبدیل شد. استارتآپ روی رشد سریع، صرف نظر از جغرافیا و مکان شرکت، تمرکز میکند. همین نکته تفاوت استارتآپ را با یک بنگاه تجاری کوچک نشان میدهد. یک رستوران در شهری کوچک استارتآپ نیست، اما یک بستنی فروشی زنجیرهای در نوع خود استارتآپ موفقی محسوب میشود. این بستنیفروش، شکل خاص و منحصر بهفردی از بستنی را تولید میکند و در تمام شهرها و کشورها شعبه میزند، فرد برای مدت طولانی است که با تغییر شکل بستنیها و نوع خدماتی که ارائه میکند، طیف جدیدی از مشتریان را به سوی خود جذب و با سودآوری فوقالعاده بالا فعالیت میکند. دلیل اینکه مشاغل استارتآپی را نسبت به کسب و کارهای سنتی، بیشتر مناسب افراد بیکار عصر حاضر میدانند، متخصصبودن، جوان بودن و خلاقیت قشر تحصیلکرده و بیکار کنونی است. تعداد این افراد بویژه در میان خانمها بسیار زیاد است و متاسفانه کارآفرینان سنتی و بنگاههای اقتصادی فعلی نمیتوانند برای آنها شغلی ایجاد کنند.
نظرتان در مورد این ایده چیست؟ پیشنهادها و انتقادهای خود را درباره تلاش این هفته با ما در میان بگذارید. کلیک حرفهای شما را به گوش اورشکا سرشن میرساند. شاید در آینده نه چندان دور یکی از اعضای طرح او شدید. علاوه بر این، کلیک دست افرادی را که توانستهاند ایده دانشبنیان خود در فضای آی.تی را به یک کسب و کار تبدیل کنند به گرمی میفشارد. ما را از شنیدن داستانهای خود محروم نکنید، کلیک بی صبرانه منتظر شماست. (ضمیمه کلیک)
شماره پیامک: 300011226 آدرس ایمیل: Click@jamejamonline.ir
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد