
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در ابتدای گفتوگو ارزیابی خود را از کارنامه زمامداری چندین دههای فیدل کاسترو بیان بفرمایید.
فیدل کاسترو آغاز گر یک جنبش مسلحانه در کوباست. نظام باتیستا، که قبل از انقلاب کوبا قدرت را در این کشور در اختیار داشت دارای یک ساختار دیکتاتوری و فاسد و وابسته به ایالات متحده بود. نسل جوان انقلابیون آن زمان از جمله کاسترو تشکیلات حزب کمونیست را بهوجود آوردند و با مبارزات چریکی و مسلحانه، دیکتاتوری باتیستا را سرنگون کردند. انگیزه اصلی کاسترو چه در زمان مبارزه و چه در زمانی که قدرت را در کوبا بهدست گرفت «کمک به حل مشکلات مردم» بود. در آن مقطع مصادیق اصلی مشکلات مردم عبارت بود از بیسوادی گسترده، نظام فئودالیته، فقر و وضعیت نامطلوب بهداشتی و درمانی. در موضوع مبارزه با بیسوادی نظر کاسترو یک رویکرد «نهضت» بود که بتواند با حل آن بقیه مشکلات تا حدودی تخفیف پیدا کند. البته با نگاه به کارنامه رهبر فقید کوبا مانند همه رهبران سیاسی یک دوره درخشان وجود دارد که بسیاری از مشکلاتی که ملت این کشور در آن مقطع با آن دست به گریبان بود تا حدود بسیار بالایی حل شد. اما در مقاطع زمانی متاخرتر کوبا درگیر موضوعاتی دیگر شد از جمله مداخلات روز افزون ایالات متحده مانند خلیج خوکها. در همین رابطه برخی از تحلیلگران معتقدند که اگر نظام بینالملل در آن بازه زمانی «نظامی دو قطبی» نمیبود و دشمنی روز افزون آمریکا در رابطه با این کشور به این شدت ایجاد نمیشد، کوبا تمایل شدید به برقراری متصلب گونه نظام کمونیستی در داخل و ایجاد روابط نزدیک با اتحاد شوروی پیدا نمیکرد.
بعد از واگذاری قدرت به رائول کاسترو (برادر فیدل کاسترو) این کشور در چه مسیری قرار گرفت؟
وضعیت و شرایط نامساعد اقتصادی که پیش از سال 2008 خود را در صحنه داخلی کوبا نشان داده بود از زمان شروع ریاستجمهوری رائول کاسترو در سال 2008 توجهات بسیاری را به خود جلب کرد. موضوع اقتصاد باعث شد که یک تجدیدنظر اساسی و ساختاری در کوبا انجام شود. باید توجه داشت ارادهای در سطوح عالی حاکمیتی به این دیدگاه رسیده بود که لزوم تجدید نظر در ساختار و بخصوص موضوع اقتصاد فرارسیده است که احتمالا خود فیدل کاسترو بعنوان نماد مبارزه با امپریالیسم تمایل نداشت که این موضوع توسط وی انجام شود، به همین علت این امر مهم به برادر سپرده شد. همچنین در همان زمان دو جریان هم در کوبا ایجاد شد: اول طرفداران فیدل کاسترو به نام «فیدلیستها» دوم طرفداران رائول کاسترو به نام «رائولیستها». اگر به آمار اجلاسیههای حزب کمونیست قبل از رائول کاسترو نگاهی بیندازیم به ندرت برگزاری اجلاسی را مشاهده میکنیم. اما بعد از به قدرت رسیدن رائول با ورود اعضای جوان به بدنه حزب کمونیست این تشکل فعال شده و بحثهای تجدید نظر طلبانه با قوت بیشتری در اجلاسیههای متعدد مطرح میشود و خود رائول کاسترو هم بهصورت صریح و روشن ضرورت تغییر را بخصوص در حوزه اقتصادی بیان داشته است. اما در رابطه با شرایط فعلی و آینده کوبا باید گفت که نظریه پردازان و متفکرین از نیمه اول سال 2015 بحثی را در مناظرات خود شروع کردند بخصوص در گردهم آیی اسلو، نروژ که در آن محل آقای «لارنس وایتد» از نظریهپردازان و کارشناسان آکسفورد دو الگو را برای استحاله نظام سیاسی کوبا پیش بینی کرد؛ اول فروپاشی ناگهانی بود و دوم بازگشت غیرمنتظره به حزب کمونیست و آرمانهای آن. در آنجا «وایتد» کوبا را با اسپانیای فرانکوی 1975، شیلی پینوشه در 1981 ، فیلیپین 1985، میانمار در 1988، شوروی و چین را در 1989 و همچنین با دوران دیکتاتوری باتیستا مقایسه و چند عامل را برای فروپاشی کوبا مطرح کرد. 1ـ همبستگی و پراکندگی نخبگان کمونیست 2ـ روحیه یگانگی این کمونیستهای جوان 3ـ پشتیبانی عمومی از کاسترو. عصاره مباحث وایتد این بود که کمونیستهای جوان چقدر ظرفیت بازسازی این ایدئولوژی را متناسب با ظرفیت زمانی دنیای جدید دارند.
در زمان آغاز ریاستجمهوری ترامپ اگر این فرد نگاه سختگیرانهای نسبت به کوبا داشته باشد واکنش کوبا سختتر است اما اگر نگاه معتدل گرایانهای نسبت به هاوانا بروز پیدا کند تمایل کوبا به ادامه راه میانه بیشتر خواهد شد.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد