یادداشت
اقلیم وجودی دشتی در شعر، لبریز از شوریدگی مضامینی چون خاک، آسمان، ابر، کوه، نخل، آب، باران، باد، وطن، کبوتر، خورشید، ماه، دریا، افق، چشمه، آتش،عشق، بهار و زمستان، تابستان و پاییز، غم و اندوه، اضطراب، غربت، جدایی، مرگ، هجران، شکست و ... است که در همدلی و همسویی بر روی زمین و زیر آسمان، با فانیان و در انتظار الوهیان سکنیداشتن این مردمان است. این دست سخن در زبان دشتی حلولی دائم داشته که نشان از فراشد و گشایشی به هستی است که این فانیان پدیدارها را فراسوی جنبههای یهرهمندی و کاربردی، در حضور و هستیشان نگریستهاند.
کد خبر: ۱۵۳۵۱۱۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
بهت یا مرگ؟ حالا دیگر این دو لغت از هم جدا شده است. مرگ تا پیش از غلبه رسانهها و دیدن خود در تصاویر آنها، ما را در واقعیت، در زندگی خودمان مبهوت میکرد، چرا که یک اتفاق روزمره نبود، چیزی نبود که هر روز ببینیم، اما اینک هر روز کودکانی را میبینیم که میمیرند، دیگر بزرگترها که سهل است.
کد خبر: ۵۵۵۸۴۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۲/۰۱