پرستویی کوچک (با صداپیشگی مهوش افشاری) به کمک مادرش، ارزش کار و بهره بردن از ثمره تلاش خود را یاد میگرفت و میآموخت که چگونه روی پای خود بایستد. مادر با ترفند تربیتی خود از پرستوی نوپا میخواست که برایش غذایی تهیه کند. پرنده که برای اولین بار از لانه خارج شده ؛ از زاغ که دوست مادرش بود کمک میگرفت و خود به بازی و کنجکاوی در طبیعت اطراف مشغول میشد. وقتی جوجه به لانه باز میگشت، مادر که متوجه موضوع شده بود؛ با درایت مادرانه خود به او میگفت: " چه حشره کوچکی ... نگاه کن از اینها همه جا هست ... این حشره کوچک به درد مادر نمی خورد ... " و بعد آن را دور میانداخت. اما برای بار دوم پرنده از کمک زاغ بهره نگرفت و در جریان باد و بارانی شدید، هر طور شده به تنهایی برای مادر غذا بدست آورد و به سوی او آمد.
کد خبر: ۱۴۰۵۴۷۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۶
پروفسور آروناکس با ندلند که صیاد نهنگ بود و دوستی دیگر،همراه میشود تا با کشتی تحقیقاتی به جستجوی هیولایی در زیر آب که عامل غرق شدن کشتیهاست،بروند اما کشتی در اثر برخورد با آن موجود سخت آسیب میبیند و پروفسور آروناکس و همراهانش از زیردریایی ناتیلوس متعلق به کاپیتان «نیمو” قهرمان داستان ژول ورن، سر در میآورند. آنها با ناتیلوس سفر میکنند و شگفتیهای دنیای زیر آب را میبینند و در همین حین با کاپیتان نیمو، ناخدا و مالک ناتیلوس آشنا میشوند. پروفسور درعین حال که کاپیتان را بسیار تحسین میکند، اما اخلاقیات او را رد میکند و برخورد او با مسائل دنیا را درست نمی داند. پروفسور و همراهانش فکر میکنند چون از راز ناخدا نیمو آگاه شدهاند در ناتیلوس اسیر شده و دیگر نمیتوانند به دنیای روی آب باز گردند، آنها حاضر نیستند تا آخر عمر در ناتیلوس بمانند و خیلی سعی دارند فرار کنند اما غیر ممکن است.
کد خبر: ۱۴۰۵۳۵۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۵
سروان"هاردینگ"وخدمتکارش "نب" که برده ای سیاه پوست بود،"جک"ملوان و پسر خوانده اش"هربرت"و روزنامه نگاری به نام "گیدی آن" در خلال جنگهای داخلی آمریکا(۱۸۶۵) با یک بالن از زندانی در شهر ریچموند ایالت ویرجینیای آمریکا فرار کرده و هفت هزار مایل به کمک طوفانی سهمگین بر فراز اقیانوس آرام پیش میروند.درآخرین لحظات متلاشی شدن بالن،در جزیره ای ناشناخته فرود میآیند.
کد خبر: ۱۴۰۵۱۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۴
خاطرات کاغذی
سوژه داستانهای این کارتون ماجراجوییهای یک عده موش کور بانمک و پرانرژی بود.
کد خبر: ۱۴۰۵۰۵۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۰۳
خاطرات کاغذی
پسر نوجوانی بود که به همراه خواهر بیمارش در منطقه ای تحت اشغال سربازان آمریکایی گیر افتاده بود. سربازان به دستور مافوق خود مشغول کارگذاشتن بمبهای ساعتی در نقاط مختلف شهر بودند و در این میان پسرک در تلاش بود تا جان خود و خواهرش را حفظ کند.
کد خبر: ۱۴۰۴۷۷۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۳۰
در قرن 19 در روستای فلندرز بلژیک ، پسری به اسم "نیلو" با پدربزرگش که شیر فروش بود،زندگی میکرد.روزی نیلو نقاشی را میبیند که در حال کشیدن نقاشی از کلیسا است، با دیدن این صحنه، نیلو که از قضا در این زمینه صاحب استعداد است، تصمیم می گیرد با دقت بیشتری به اطرافش نگاه کند. یک روز نیلو سگی به نام فلندی را پیدا میکند که از باربری زیاد برای صاحب بداخلاقش در حال مرگ بود. با مراقبت های او وضعیت "فلندی" رو به بهبودی رفت آن قدر که به راحتی گاری شیر پدربزرگ را می کشید.مهمترین دوست نیلو "آلیس" بود، دختری از خانواده ای متمول که پدرش برای تحصیل او را به شهر فرستاد .
کد خبر: ۱۴۰۴۵۶۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۹
“ میو میو"، گربه بامزه ای که کمی شبیه راکون بود. مواقعی که برای او و "ایمی"، دختر بچه خانواده مشکل و یا خطری پیش می آید میومیو با گفتن جمله ای تغییر شکل می دهد و مشکل را حل می کند، البته گاهی هم دردسر آفرین می شود. در مجموع ارتباط دوستانه ای با بچه ها دارد و با برآرورده کردن آرزوهایشان مسائلی را به آنها آموزش می دهد.
کد خبر: ۱۴۰۴۳۹۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۸
پدربزرگ "یوکی" تصمیم میگیرد نوۀ سیزده سالهشان را به دهکده ای که راهزنان سالهاست آنجا را غارت میکنند، بفرستد تا مردم آنجا را نجات دهد. به گفته پدربزرگ، یوکی یک سال ماموریت دارد مردم دهکده را با هم متحد کند وبه آنها بفهماند که فقط در سایه همبستگی و دوستی می توانند دشمنانشان را از بین ببرند و ظلم و بی عدالتی را در سرزمینشان ریشه کن کنند.
کد خبر: ۱۴۰۴۲۲۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۷
شخصیت اصلی این مجموعه کارتونی "پلاتیپوس" آبی رنگی - جانور بومی قارۀ استرالیا - به نام "مگمگ" بود. مگمگ شخصیتی مهربان، باهوش و زیرک داشت. او به همراه دوستانش در جزیرهای کوچک و دورافتاده زندگی میکرد. آنها زندگی خوب و خوشی داشتند، اما گاهی با دردسرهای عجیبی دست به گریبان میشدند.
کد خبر: ۱۴۰۴۰۸۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۶
خاطرات کاغذی
دو تا عنکبوت آبی بودند که در حاشیه آبگیر روزگار می گذراندند . سه تا حلزون بانمک و یک کفش دوزک هم در همسایگی این دو تا عنکبوت که نسبت عموزادگی داشتند، زندگی میکردند.
کد خبر: ۱۴۰۳۹۵۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۵
خاطرات کاغذی
شخصیت اصلی این کارتون، جوجه اردک زرد رنگی به نام «پرطلا»، (با نام اصلی آلفرد) بود که در هر قسمت با ماجراهایی روبرو میشد.
کد خبر: ۱۴۰۳۳۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۹
خاطرات کاغذی
«سارا کورو» و پدرش از هندوستان به انگلیس می آیند تا سارا در مدرسه خانم «مینچین» که از بهترین مدارس شبانه روزی لندن است،مشغول تحصیل شود.
کد خبر: ۱۴۰۳۲۷۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۹
خاطرات کاغذی
این کارتون در پی افسانهای دروغین در مورد اسفناج ساخته شد.آغاز ماجرا به سال ۱۸۷۰ باز میگردد که بیولوژیست آلمانی به نام «وان ولف» تلاش کرد ارزش غذایی مواد را بررسی کند.
کد خبر: ۱۴۰۳۱۵۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۸
موجودی 20 سانتی با موهای قرمز؛هیچ وقت سر در نیاوردیم که چند سالش است.از گذشته اش همین قدر میدانستیم که در کشتی و بر روی دریا زندگی میکرده و به دلایلی نامعلوم از منطقۀ باواریای آلمان و خانۀ "استاد اِدِر نجار" سر در آورده است. به همین دلیل از قایق و کشتی خوشش میآمد و از آقای نجار میخواست که برایش قایق یا کشتی چوبی بسازد.
کد خبر: ۱۴۰۲۹۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۶
"نیلز هولگرسون"، پسری بسیار شیطون و تنبل بود که آزار و اذیت حیوانات مزرعه یکی از تفریحاتش شده بود.
کد خبر: ۱۴۰۲۷۶۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵
یک اشراف زاده انگلیسی به نام "رابرت استرانگ" که وارث خاندانی اصیل بود. وقتی نیروهای "لرد آلواین" قلعه شان را آتش زدند، با برداشتن کمانی که پدرش برایش به یادگار گذاشته بود، به همراه چند بچه قد و نیم قد سرگردان ، قلعه را ترک کردند. این گروه کوچک با وارد شدن به جنگل "سایان"، ماجراهای جدیدی را آغاز کردند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید این اثر در حقیقت اقتباسی آزاد از داستان "رابین هود" بود که البته به جای روایتی مشابه با داستان اصلی، حال و هوایی متفاوت و فانتزی داشت. پسرک مثل رابین هود به همراه دوستانش در جنگل زندگی می کرد ومرتبا درپی نقشه ای برای جنگ با مهاجمین و گرفتن حق مظلوم از ظالم بود چون به پدرش قول داده بود در استفاده از کمان، همیشه طرفدار حق باشد.
کد خبر: ۱۴۰۲۶۲۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
خاطرات کاغذی
این کارتون قدیمی به معرفی زندگی نامه مشاهیرعلم و فرهنگ جهان می پرداخت.
کد خبر: ۱۴۰۲۵۳۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۳
خاطرات کاغذی
«دون دیهگو» در کالیفرنیای 1790 زندگی میکرد؛ زمانی که این قسمت ازآمریکا متعلق به مکزیک و مکزیک هم مستعمره اسپانیا بود. «دون دیه گو» نجیب زاده ای بود با اصلیت اندلسی؛ او بافرمانده کالیفرنیا،مبارزه میکرد.
کد خبر: ۱۴۰۱۴۰۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۴
حکایت الاغی عاقل و دنیا دیده به نام «کدیشان» که در طول زندگی ماجراهای زیادی برایش اتفاق افتاده و حال تمامی آن خاطرات و تجربیاتش را با روایتی شیرین، پرتعلیق و گاه جالب و خنده دار از زبان اول شخص برایمان تعریف می کرد. ماجراهایی از باربریهایش در جادههای پرشیب و سنگلاخی که برایش طولانیترین روزهای زندگیش را رقم زده تا نجات پسر بازیگوش آسیابان و... خلاصه وقتی به تعریف میافتاد، دفتری از خاطرات بود.
کد خبر: ۱۴۰۱۲۵۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۳
خاطرات کاغذی
خاله ریزه، پیرزنی بود که به همراه همسرش در یک خانه کوچک روستایی زندگی میکرد.
کد خبر: ۱۴۰۱۰۹۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۲