به گزارش گروه
حوادث جام جم آنلاین، محل وقوع حادثه بیابانهای اطراف ساختمانهای مسکن مهر شهرستان شاهینشهر بود؛ جاییکه بهگفته برخی اهالی، سگهای وحشی و برخی حیوانات دیگر در آن پرسه میزنند و عدمساماندهی حیوانات وحشی باعث شده تا این فاجعه رقم بخورد. یک هفته از مرگ حسن ملازادهاحمدی 43 ساله، هنرمند تومبانواز شاهینشهری میگذرد و خانوادهاش هنوز درگیر برگزاری مراسم فوت او هستند.
صدای پدر حسن از شدت گریه گرفته و با صدای خفهای از روز حادثه برای تپش تعریف میکند:« پسرم همراه همسر و دو پسرش در یکی از خانههای مسکن مهر زندگی میکرد. اطراف ساختمانها بیابانی است که پسرم برای تمرین به آنجا میرفت تا صدای ناشی از نواختن تومبا باعث آزار همسایهها نشود. این روند چهار سال تمام بهطور مرتب ادامه داشت و حتی به حیواناتیکه در همین بیابان بودند هم غذارسانی میکرد.

دوشنبه هفته پیش، ساعت حدود 5 بعدازظهر بود که از محل کارش به خانه برگشت و پس از کمی استراحت، دوباره سازش را برداشت و به بیابان رفت. ساعت 6/30 بعدازظهر بود که با من تماسگرفتند و گفتند سگهای وحشی، پسرت را بهشدت زخمی کردهاند.»
پدر حسن ادامه میدهد:« مردم و ماشینهای زیادی آنجا جمع شدهبودند و جنازه هم کنار خیابان بود. با وجود گذشت چند روز از حادثه، هنوز هم مرگ پسرم را باور ندارم. من از شهرداری شاهینشهر شاکی هستم.
نماینده شاهینشهر در مجلس نامهای درخصوص بیتوجهی شهرداری شاهینشهر به جمعآوری و ساماندهی سگها نوشت و درخواست پیگیری داد. به من هم گفت این حادثه را پیگیری میکنم و شما هم پیگیر باشید. پسر من یک زن معلول داشت و دو بچه هم دارد. حالا من با این سن و سال نگران وضعیت آنها پس از مرگ پسرم هستم و چه کسی باید جوابگوی خانواده او باشد؟»
جهانبخش احمدی، دایی حسن نیز از کسانی است که در مراسم او حضور دارد. او به تپش میگوید: «حسن از زمان سربازی و دهه 80 آموختن موسیقی را آغاز کرد و بسیار به آن علاقه داشت و واقعا بابت این حادثه اندوهگین هستم. من اطلاعات چندانی در مورد بیابانیکه خواهرزادهام بهطور معمول به آنجا میرفت ندارم اما چون زمین رها است، بنابراین حضور همیشگی سگهای وحشی در این نقطه دور از ذهن نیست.
خانه خواهرزادهام رو به بیابان و به نحوی است که اگر همسرش روز حادثه به تراس میرفت، بهراحتی میتوانست حسن را ببیند. روز حادثه وقتی حسن بهموقع به خانه برنگشت، همسرش به تراس رفت و متوجه جمعیت زیادی شد که آنجا جمع شدهبودند. فکرش را هم نمیکرد آن حجم جمعیت به علت شوهر او آنجا جمع شدهباشند. بعد هم که با پدر حسن تماس گرفتند و حادثه را به او اطلاع دادند.»
براساس گزارش سعید جعفری، رئیس اورژانس 115 میمه و شاهینشهر، پس از اعلام خبر حمله گروهی از سگها به این نوازنده، نیروهای امدادی به محل اعزام اما پس از رسیدن به محل حادثه و معاینه، با پیکر بیجان او روبهرو شدند که از ناحیه سر، گردن، دستوپا آسیب دیده و به علت شدت جراحتهای وارد شده جان خود را از دست دادهبود.
البته نوازنده تومبا تنها قربانی سگهای ولگرد نبود و به جز او، مرد دیگری نیز هدف حمله سگها قرار گرفت و بهشدت زخمی شدکه او نیز مدتی در بیمارستان بستری بود.
واکنش مسؤولان به حادثه شاهینشهر
اسفندیار تاجمیری، فرماندار شاهینشهر و میمه یکی از مقاماتی بود که نسبت به این حادثه واکنش نشان داد و پس از ابراز همدردی با خانواده نوازنده شاهینشهری، جمعآوری حیوانات مزاحم و ولگرد را یکی از مهمترین وظایف شهرداریها بیان کرد و گفت:«دستورالعمل زندهگیری این حیوانات در راستای تامین امنیت و سلامت شهروندان کافی نیست و باید همانند گذشته به اتلاف سگها اقدام کرد.»
حیدر صادقگلی، معاون خدمات شهری شهرداری شاهینشهر هم در مقام پاسخگویی برآمد و درخصوص این حادثه گفت:«زمینهای اطراف شاهینشهر برای امور مختلفی مانند گاوداری، دامداری، باغی و زراعی استفاده شده و سگهای نگهبان نیز در این زمینها رها شدهاند اما به این معنی نیست که شهرداری شاهینشهر نسبت به موضوع جمعآوری سگهای ولگرد و مزاحمیکه در اطراف شهر پرسه میزنند، غفلت کرده است. این حمله در شرایطی رخ داده است که نیروهای خدمات شهری شاهینشهر از سالهای گذشته تا به امروز شاهد حمله حیوانات ولگرد به شهروندان نبوده و این حمله ممکن است توسط سگهای نگهبان و سگهایگله رخ دادهباشد.»
صادقگلی، حتی موضوع فصل زاد و ولد را پیشکشید و ادامه داد:« این حیوانات به دلیل فصل زاد و ولد و تشدید خوی وحشیگری، ممکن است به محض روبهرو شدن با یک رفتار کوچک تحریک آمیز و تهدید شدن قلمروشان دست به چینن حملههایی بزنند.»
آنطور که معاون خدمات شهری شهرداری شاهینشهر توضیح میدهد، این اولین بار نیست که شهروندان اصفهانی هدف حمله سگهای ولگرد قرار میگیرند و سابق بر این در روستای مورچه خورت و شهر گلپایگان هم حوادثی مشابه این حادثه رخ دادهاست.
باز شدن پای حادثه شاهین شهر به مجلس
در بین واکنشهای مقامات اما تندترین واکنش را حسنعلی حاجی دلیگانی، نماینده مردم شاهینشهر و میمه در مجلس از خود نشان داد و رحمانی فضلی، وزیر کشور را برای پاسخگویی نسبت به این حادثه به مجلس فراخواند. حاجی دلیگانی با طرح دو سوالکه «به چه دلیل ستاد کنترل جمعیت حیوانات ناقل بیماری به انسان به وظایف خود عمل نمیکند و تا چه زمانی مردم باید خبرهای ناگوار کشته و زخمیشدن هموطنان عزیز را بر اثر حمله سگهای ولگرد و بیصاحب بشنوند؟» خواستار پاسخگویی رحمانی فضلی به این سوالات شد.
البته سوالات حاجی دلیگانی به همین دو مورد ختم نشد و در کاربرگ طرح سوال از وزیر کشور، سوالات دیگری از جمله اینکه چند مرکز کنترل جمعیت حیوانات مزاحم در سطح کشور احداث شده و چرا امروزه سطح تمام شهرها و روستاها به کانون شناسایی کانونهای سگهای ولگرد تبدیل شدهاست نیز به چشم میخورد.
قربانیان حوادث مشابه
نوازنده شاهین شهری تنها قربانی حمله سگهای ولگرد نبود و سگها از استانهای مختلف هم قربانیهای متعددی گرفتهاند. سال 98 دو پسربچه زاهدانی 8 و 11 ساله ساکن میبد که مشغول جمعآوری ضایعات در محله گود زباله بودند، هدف حمله دهها سگ وحشی قرار گرفتند. برادر بزرگتر پا به فرار گذاشت، اما برادر کوچکتر طعمه سگها شد و جان خود را از دست داد. پس از حمله سگها، نیروی انتظامی باقیمانده جسد کودک هشت ساله را پیدا کرد.
در حادثه دیگری که سال 99 در شهر سرچشمه رخ داد، چند قلاده سگ ولگرد به پسربچه یک سال و 7 ماههای حمله کردند و او را کشتند. پسربچه از ناحیه، سر، گردن و سایر اعضای بدن دریده شد و جان خود را از دست داد. باز، در همین سال بود که گزارش حمله چند سگ ولگرد به پسر بچهای چهار ساله که در اطراف یک مرغداری مشغول بازی کردن بود، به فوریتهای پلیسی 110 گلپایگان اعلام شد. خیلی طول نکشید که ماموران به محل حادثه واقع در گوگد اعزام شدند، اما پسرک به علت شدت صدمات فوت شده بود.
سگها در آستانه اشرفیه هم زن 80 ساله ای را کشتند. ماجرا از این قرار بود که روز حادثه پیرزن در حال رفتن از باغ به خانهاش بود که سگی به او حمله کرد. سگ سپس او را کشانکشان به زیر چند لوله آبرسانی برد و در آنجا قسمتهایی از صورت و بدن او را خورد. شدت جراحتهای پیرزن بهحدی بود که جان خود را از دست داد.
17 بهمن 99 هم یک دختربچه شش ساله افغان در یکی از محلههایکشکوئیه رفسنجان هدف حمله سگهای ولگرد قرار گرفت. دختر مجروح بهسرعت به درمانگاه کشکوئیه منتقل و از آنجا به بیمارستان علیابن ابیطالب انتقال یافت. صدمات به بازو، ران و گردن کودک جدی بود و تحت عمل جراحی قرار گرفت. پس از جراحی، اما عمر کودک به دنیا باقی نبود و پس از 14 ساعت جان خود را از دست داد.
علت حمله سگهای ولگرد به انسان
از جمله حوادثیکه ممکن است برای هر کسی رخ دهد، مواجهه با حیوانات وحشی و ولگرد است. در چنین شرایطی معمولا افراد با انجام برخی رفتارها یا از گزند حیوانات ولگرد جان سالم به در میبرند یا به شدت زخمی میشوند یا جان خود را از دست میدهند.
قبل از بررسی راههای فرار از حلقه حیوانات بدون صاحب و ولگرد، ابتدا باید ببینیم چرا آنها به انسانها حمله میکنند. دکتر ایمان معماریان، دامپزشک حیات وحش در مورد علت حمله آنها به انسانها میگوید:«سگها حیواناتی هستند که وقتی در گروه قرار میگیرند از قلمرو خود مراقبت میکنند. آنها در زمان حضور در گروه، توانایی بسیار چشمگیری برای حمله به قربانی خود دارند و از آنجا که به طور معمول باهوش هستند، وقتی متوجه ضعیف بودن حریف مقابل خود میشوند، حمله را آغاز میکنند. بنابراین نمیتوان گفت برخی از سگهای ولگرد، خوی مهربان و آرامی دارند و برخی دیگر وحشیانه رفتار میکنند. آنها فرصت طلب هستند و هر زمان که فرصت مناسب برای حمله داشتهباشند به قربانی خود حمله میکنند.»
البته سگهای ولگرد به هر فردی حمله نمیکنند و قربانی آنها باید دارای ویژگیهای خاصی باشد. دکتر معماریان توضیح میدهد:« سگها وقتی به این نتیجه برسند که توانایی مقابله با قربانی را دارند و شانس موفقیتشان نیز بالاست، به سمت آن یورش میبرند. به عنوان مثال،کودکان یا افراد ضعیف و تنها بهترینگزینه برای حملهاند. سگها به بزرگسالان کمتر حمله میکنند اما به این معنی نیست که سراغ بزرگسالان نمیروند. وقتی در یک گروه قوی عضو باشند، بزرگسالان نیز در امان نیستند و هدف حمله سگهای ولگرد قرار میگیرند اما بهطور معمول بیشتر ترجیح میدهند به افراد ضعیفتر و کودکان حملهکنند. ضمن اینکه آنها به بقیه حیوانات هم حمله میکنند ولی این حمله جنبه تغذیهای ندارد. 40 تا 60 درصد حملههای آنان به سایر حیوانات، نه برای تامین غذا بلکه برای ارضای حس و غریزه شکار و دفاع از قلمروشان است.»
او با بیان اینکه خوی حمله در سگها هیچ ارتباطی با فصل و دمای هوا ندارد، به بحث وجود انواع بیماریها در آنان اشاره میکند و میگوید:«آنها چون تحت مدیریت انسان نیستند و واکسینه نمیشوند و از زبالهها و پسماندها تغذیه میکنند، دارای بیماریهای مشترک با انسان یا بیماریهای مشترک با سایر حیوانات هستند و به همین علت بهتر است از نزدیک شدن به آنان خودداری کرد.»
غذارسانی به سگهای ولگرد
رفتاری که در سالهای اخیر بین مردم و بهخصوص شهرنشینان گسترش پیدا کرده، غذارسانی به حیوانات ولگردی مانند سگها و گربههای بدون صاحب است.
شاید در نگاه اول غذارسانی به حیوانات ولگردی که مدتها غذای خوبی نخوردهاند، اقدام دلچسبی بهنظر بیاید اما این دامپزشک حیات وحش دید خوبی به آن ندارد و میگوید:« اصل اول در کنترل جمعیت حیوانات ولگرد و بدون صاحب، کنترل پسماند و جلوگیری از دسترسی آنها به مواد غذایی است که با این روش، تولیدمثل در آنان کاهش پیدا کرده و میتوان سایر اقدامات مدیریتی را در خصوص آنان انجام داد. در واقع، دسترسی آنان به غذا و پسماند، چند مشکل عمده ایجاد میکند که یکی از این مشکلات، افزایش جمعیت آنان است.
با افزایش جمعیت، نه تنها خودشان رنج بیشتری متحمل میشوند، بلکه تهدید جدی و بزرگی برای حیاتوحش و انسانها نیز بهشمار میروند. بر همین اساس معتقدم، غذارسانی به آنان نه تنها لطف نیست، بلکه خیانت است. »
راهکارهایی برای فرار از حلقه محاصره حیوانات ولگرد
یکی از هولناکترین اتفاقاتی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد، رودر رویی با سگی ولگرد یا گروهی از سگهای بدون صاحب است. در چنین مواقعی معمولا بسیاری از افراد، فرار را بر قرار ترجیح میدهند، اما میتوان از راهکارهای دیگری هم برای حفظ جان استفاده کرد:«راهکارهای مختلفی برای حذف آنها وجود دارد. ابتدا اینکه به سبک و سیاق کشورهای پیشرفته، سگ یا گربه بدون صاحب وجود نداشتهباشد؛ چرا که وجودشان برای خودشان، انسانها و حیات وحش هم خطرناک است. دوم، اگر افراد گرفتار شدند، با صدای بلند فریاد بکشند و به جای فرارکردن به سمت آنها بروند. زیرا ترسیدن و فرارکردن افراد به سگهای ولگرد کمک میکند تا بیشتر به سمت قربانیان خود حملهور شوند. حتی داشتن وسیلهای مانند چوب هم سگها را میترساند و آنان با این تصور که افراد حاضر در محل حادثه قوی هستند، از حمله منصرف میشوند. اگرچه استفاده از این راهکارها میتواند موفقیتآمیز باشد، اما الزاما همراه با موفقیت نیست و بنابراین بهتر است از حضور در نقاط و مکانهاییکه سگهای ولگرد پرسه میزنند، خودداری کرد.»
منبع: ضمیمه تپش رونامه جام جم