دیپلماسی در سایه تهدید
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در تازهترین مواضع خود، با اشاره به پایگاه راهبردی دیهگو گارسیا تصریح کرد که اگر ایران «تصمیم به عدم توافق بگیرد»، ممکن است آمریکا از این پایگاه و فرودگاه فیرفورد استفاده کند.
ترامپ در ادامه، در جمع خبرنگاران در «ایرفورس وان» گفت: «به هر شکل ممکن با ایران به توافق دست خواهیم یافت» و مدعی شد ظرف «۱۰ تا ۱۵ روز آینده» درباره ادامه مسیر دیپلماسی تصمیم میگیرد. اما همین جمله با تهدید صریح او همراه شد که در صورت عدم توافق «اتفاقات بسیار بدی برای آنها خواهد افتاد.»
در واقع رئیسجمهور آمریکا همزمان دو تصویر ارائه میدهد: یکی تصویر یک «معاملهگر» که بهدنبال توافق است و دیگری تصویر یک فرمانده نظامی که بهصراحت از گزینه نظامی سخن میگوید.
این مواضع در حالی مطرح میشود که دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، با میانجیگری عمان برگزار شده و گفتوگوها ادامه دارد. تهران در این مذاکرات، بر رفع کامل و قابل راستیآزمایی اقدامات قهرآمیز یکجانبه و احترام به حقوق شناختهشده خود در چارچوب NPT تأکید کرده است.
در چنین شرایطی، طرح علنی گزینه استفاده از پایگاههای نظامی، از نگاه ناظران، تضعیفکننده فضای اعتمادسازی است؛ بهویژه آنکه تهدید به توسل به زور، طبق منشور ملل متحد، خود میتواند ناقض حقوق بینالملل تلقی شود.
کاخ سفید و شکاف در پیامرسانی
با وجود این، کارولین لیویت سخنگوی کاخ سفید اعلام کرده است: «دیپلماسی همیشه اولین گزینه ترامپ است.» اما در پاسخ به پرسش درباره ضربالاجل گفته «من از طرف رئیسجمهور ضربالاجل تعیین نمیکنم.»
این در حالی است که خود ترامپ مکررا از بازه زمانی محدود سخن گفته است. این ناهمخوانی در پیامرسانی، یکی از مصادیق تناقضگوییهایی است که رسانههای غربی نیز به آن اشاره کردهاند.
شبکه جهانی BBC در گزارشی با عنوان «معضل سیاست خارجی ترامپ با تنشهای ایران آشکار شد» تأکید کرده است که درخواست همزمان صلح و تهدید به اقدام نظامی، انگیزههای متضاد نهفته در سیاست خارجی ترامپ را نشان میدهد. این گزارش یادآور میشود که ترامپ توضیح نداده اگر حمله سال گذشته به ادعای او تأسیسات هستهای ایران را «نابود» کرده، چرا اکنون به حملهای دیگر نیاز است و اهداف جدید دقیقا چه خواهند بود.
هشدار رسمی به تهدید علنی
در واکنش به تهدیدات اخیر، امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل، در نامهای رسمی به دبیرکل و شورای امنیت تأکید کرد تهدید به استفاده از پایگاه دیهگو گارسیا «نقض فاحش منشور ملل متحد و حقوق بینالملل محسوب شده و خطر فروغلتیدن منطقه در چرخهای جدید از بحران و بیثباتی را در پی دارد.»
ایروانی تصریح کرد چنین اظهاراتی را «نمیتوان صرفا لفاظی دانست» بلکه «حاکی از خطر واقعی تجاوز نظامی» است. او تأکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران مکررا در عالیترین سطوح اعلام داشته است که نه در پی تنش است، نه خواهان جنگ. ایران همچنین آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود.»
با این حال، هشدار اصلی نامه این بود که در صورت تجاوز، ایران «بهگونهای قاطع، متناسب و در چارچوب حق ذاتی دفاع مشروع وفق ماده ۵۱ منشور ملل متحد پاسخ خواهد داد» و در چنین وضعیتی «کلیه پایگاهها، تأسیسات و داراییهای نیروی متخاصم در منطقه، اهداف مشروع تلقی خواهند شد.»این موضع، ترکیبی از خویشتنداری اعلامی و بازدارندگی عملی است؛ پیامی که هم به شورای امنیت و هم به افکار عمومی بینالمللی مخابره شده است.
جنگی که پایانش در اختیار واشنگتن نیست
در همین فضا، آلن ایر، سخنگوی پیشین فارسیزبان وزارت خارجه آمریکا، در گفتوگو با Sky News ارزیابی قابل توجهی ارائه کرد. او گفت: «هر دو طرف آمادهاند و هر دو طرف میدانند که طرف دیگر کاملا آماده جنگ است. هیچکدام جنگ نمیخواهند اما آنها در حال آمادگی هستند.»ایر هشدار داد: «آغاز جنگ خیلی آسان است. ترامپ میتواند با فشردن یک دکمه این کار را انجام دهد اما پایان دادن به آن بسیار سختتر است.» به گفته او، اگر ایران هدف حمله قرار گیرد، اینبار «همه توانایی خود» را به کار خواهد گرفت. ایر تصریح کرد پاسخ ایران «حسابشده نخواهد بود» بلکه با «حجم زیادی از توان» و علیه «مجموعه اهداف بسیار گسترده» انجام خواهد شد تا بازدارندگی راهبردی احیا شود. او همچنین تأکید کرد ایرانیها میدانند بدون حضور نیروهای زمینی، آمریکا نمیتواند صرفا از هوا حکومت را تغییر دهد و در صورت حمله، تهران خواهد کوشید آنقدر هزینه وارد کند که واشنگتن ناچار به عقبنشینی شود.این تحلیل، از زبان یک دیپلمات پیشین آمریکایی، در واقع تأیید این واقعیت است که سناریوی درگیری نه کوتاهمدت و کنترلشده، بلکه بالقوه برای آمریکا فرسایشی و پرهزینه خواهد بود.
افکار عمومی آمریکا؛ «نه» به ماجراجویی جدید
در داخل آمریکا نیز فضای عمومی با گزینه جنگ همسو نیست. نظرسنجی مشترک دانشگاه مریلند و SSRS نشان میدهد تنها ۲۱ درصد از آمریکاییها از حمله نظامی به ایران حمایت میکنند و ۴۹ درصد مخالفند.نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک نیز نشان میدهد ۷۰ درصد معتقدند آمریکا نباید در امور ایران مداخله نظامی کند. در نظرسنجی اکونومیست/یوگاو نیز اکثریت پاسخدهندگان با اقدام نظامی مخالفت کردهاند.این ارقام در قیاس با حمایت ۷۲درصدی از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، نشاندهنده تغییر عمیق در ذهنیت جامعه آمریکاست. تجربه عراق باعث شده است حتی در میان جمهوریخواهان نیز اجماع روشنی برای ورود به جنگ وجود ندارد.
سیاستی میان فشار و تردید
مجموع این تحولات تصویری از سیاستی ارائه میدهد که میان «نمایش قدرت» و «نیاز به توافق» در نوسان است. تهدید استفاده از پایگاههای نظامی در حالی که مذاکرات ادامه دارد، از نگاه تهران نشانهای از غیرقابل اعتماد بودن واشنگتن است. همزمان، در داخل آمریکا نیز جامعهای که از جنگهای بیپایان خسته است، پشت گزینه نظامی صف نکشیده است.در چنین فضایی، دیپلماسی نهتنها نیازمند اراده سیاسی، بلکه نیازمند ثبات در پیام و پرهیز از تناقض توسط واشنگتن است. پرسش کلیدی اینجاست که آیا کاخ سفید راهبردی منسجم برای حلوفصل اختلافات دارد، یا همچنان میان تهدید و توافق، در جستوجوی دستاوردی کوتاهمدت برای مصرف داخلی است؟پاسخ این پرسش، میتواند مسیر منطقه را از میز مذاکره به میدان رویارویی تغییر دهد؛ مسیری که آغازش شاید آسان باشد، اما همانگونه که آلن ایر هشدار داده، پایانش دیگر در اختیار آغازکننده آن نخواهد بود.