
آنها باهم دغدغههایی جالب را تجربه میکردند که به دنیای شاد خیالات کودکانه تنه میزد. (مثلا کاشت ساعت زنگ دار در خاک و بعد سبز شدن درختی تنومند با انبوهی از ساعتهای زنگی که از شاخهها آویزان بود) با توجه به اینکه روایت داستان مبتنی بر تصویر و فارغ از کلام بود، روابط این دو با دنیای پیرامونشان فارغ از هر پیچیدگی نشان داده میشد.
«فرکو» و پلیکانش آن قدر به هم وابسته بودند که گاهی «آمبروزا» ساعت ۱۲ و نیم که زمان تعطیل شدن «فرکو» از مدرسه بود به استقبالش میرفت و بعد میدیدیم در حالی که بند کیف دوستش را به منقار گرفته، به طرف خانه میآیند.
بعضی از ماجراهای آنها مربوط میشد به اتفاقات طول مسیر مدرسه تا خانه و از این جهت دانش آموزان کاملا میتوانستند با «فرکو» همذات پنداری کنند، خصوصا وقتی محور ماجراها شیطنتهای کودکانه بود.
«فرکو و آمبروزا»، (با عنوان انگلیسی: Ferko a Ambroz) محصول کشور چکسلواکی سابق بود. این مجموعه کارتونی بی کلام محصول سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ میلادی است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد