نهم آذر ۱۳۵۰؛ پایان ۷۰ سال اشغال
در بامداد روز ۹ آذر ۱۳۵۰، یگانهای نیروی دریایی ایران در عملیاتی دقیق و برقآسا، کنترل کامل جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را به دست گرفت. عملیاتی که گرچه در تنب بزرگ با شهادت سه نفر از دلاوران نیروی دریایی ــ ناوسروان رضا سوزنچی کاشانی، ناواستوار حبیب سلگیکهریزی و ناوی آیت خانی ــ همراه شد اما با برافراشته شدن پرچم ایران بر بلندترین نقطه جزایر به سرانجام رسید.
این رویداد، پایان یک دوره ۷۰ ساله اشغال موقت بود؛ اشغالی که ریشه در ضعف دولت قاجار و سیاستهای استعماری بریتانیا داشت. لندن در اوایل قرن بیستم، برای حفظ منافع خود و شیوخ وابسته در کرانه جنوبی خلیجفارس، اداره این جزایر را به شارجه و رأسالخیمه واگذار کرده بود؛ واگذاری که هرگز به معنای انتقال مالکیت نبود و صرفا یک «مدیریت موقت» تحت نفوذ استعمار بریتانیا به شمار میرفت.
وقتی در دهه ۴۰ میلادی دولت انگلیس سیاست «خروج از شرق سوئز» را اعلام کرد، ایران بلافاصله فرصت را مغتنم شمرد. مذاکرات فشردهای با لندن و شیوخ انجام شد. درباره ابوموسی توافقی مکتوب به امضا رسید که طبق آن، ایران و شارجه اداره مشترک جزیره را بهصورت مشترک و موقت برعهده گرفتند اما حاکمیت ایران بر کل جزیره به رسمیت شناخته شد اما در مورد تنب بزرگ و تنب کوچک که تحت کنترل رأسالخیمه بود، هیچ توافقی حاصل نشد و ایران اعلام کرد این دو جزیره باید بدون قید و شرط به خاک مادر بازگردند؛ چیزی که در همان روز ۹ آذر عملیاتی شد.
اسناد تاریخی؛ حقیقتی که نمیتوان کتمان کرد
پیش از قرن بیستم هیچ نقشه معتبری نمیتوان یافت که این جزایر را متعلق به غیر از ایران نشان دهد. نقشههای هلندی (قرن هفدهم)، نقشههای انگلیسی (قرن هجدهم و نوزدهم)، اسناد عثمانی، اسناد پرتغالی و حتی نقشههای رسمی خود دولت انگلیس تا پیش از سال۱۹۰۳،همه به وضوح این سه جزیره را جزو خاک ایران قلمداد کردهاند. ادعای امارات متحده عربی که پس ازتأسیس این کشور درسال۱۳۵۰ مطرح شد، هیچ پایه و اساس تاریخی یا حقوقی ندارد. این ادعا صرفا یک پروژه سیاسی است که از دهه ۱۳۵۰ با حمایت گسترده مالی و رسانهای غرب و برخی کشورهای عربی به پیش رانده شد. در سالهای اخیر نیز آمریکا و برخی کشورهای اروپایی تلاش کردهاند در کارزار فشار حداکثری خود مسأله زیادهخواهی امارات علیه ایران را به دستاویزی جدید برای سیاستهای خصمانه خود علیه تهران تبدیل کنند.
اما چرا غرب از ادعای امارات حمایت میکند؟
۱- مهار ایران: جزایر سهگانه در مدخل تنگه هرمز قرار دارند؛ جایی که روزانه بیش از ۲۰درصد نفت جهان از آن عبور میکند. کشوری که بر این جزایر حاکمیت کامل داشته باشد، در واقع کلید امنیت انرژی جهان رادر دست دارد. غرب هیچگاه نخواسته این کلید در دست ایران باشد.
۲- تضعیف جایگاه منطقهای ایران: از زمان انقلاب اسلامی، یکی از راهبردهای ثابت آمریکا و متحدانش، ایجاد اختلاف میان ایران و کشورهای عربی بوده است. ادعای جزایر یکی از همین پروژههای تفرقهافکنی در منطقه به شمار میرود.
۳- فروش تسلیحات: هرچه تنش میان ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس بیشتر باشد، فروش تسلیحات آمریکایی و اروپایی به این کشورها نیز افزایش مییابد. در سه دهه گذشته، صدها میلیارد دلار سلاح به بهانه «تهدید ایران» به امارات و عربستان فروخته شده است.
چرا ثبت این روز در تقویم مهم است؟
ثبت ۹آذر بهعنوان «روز ملی جزایر سهگانه» فقط یک اقدام نمادین نیست؛ پیامی قاطع به نسل جوان ایران و به تمام جهان است که این جزایر بخشی از هویت و تاریخ چند هزار ساله ایران است و اساسا جایی برای مذاکره ندارد. ایران در مقابل هرگونه ادعای واهی با پاسخ قاطع حقوقی، تاریخی و در صحنه بینالمللی مواجه خواهد شد. ایران همواره ثابت کرده است که آمادگی دارد در دفاع از تمامیت ارضی خود جانانه مبارزه کند و در این مسیر از هیچ ایثاری فروگذار نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده در ارتباط با تمامیت کشور حتی در ارتباط با دوستان خود نیز تعارف ندارد و در قبال برخی مواضع دوپهلو نیز واکنش نشان داده است.