در سال جامجهانی، فوتبال ایران همچنان رونق ندارد، درحالی که فعالان مارکتینگ میگویند فرصت حضور در آمریکا به عنوان بزرگترین بازار جهانی، میتواند میلیونها دلار روانه ایران و فدراسیون فوتبال کند. تورج تعلیمی از جمله فعالان در این عرصه که تجربه همکاری نزدیک با بایرن مونیخ و لورکوزن را دارد، به روزنامه جامجم میگوید: «درست است که تحریم وجود دارد ولی حتی در این شرایط هم میتوان فعالیتهای مارکتینگ کرد. این نمیشود که بگوییم نمیشود و هیچ فعالیتی نکنیم. جام جهانی آمریکا یک فرصت بینظیر برای تمام فدراسیونهای فوتبال است تا در همکاری با برندهای معتبر دنیا، درآمد کلانی داشته باشند. همین حالا خیلی از برندها حاضر هستند با بازیکنان تیم ملی و فدراسیون ما کار کنند. امیدوارم فدراسیون در این زمینه هوشیارانه عمل کند.»
اما ظاهرا فدراسیون فوتبال غمی برای پول ندارد چون کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هر هفته برایش درآمدزاست. کار به جایی رسیده که آنها حتی تلاشی برای درآمدزایی در عرصههای مختلف نمیکنند و مثلا حتی برای بازی دوستانه با تانزانیا چند میلیارد هزینه میکنند چون به هر حال پولی نیست که خودشان کسب کرده باشند.
برای اینکه موضوع برای شما روشنتر شود؛ این خبر را بخوانید؛ «بر اساس آرای منتشرشده از سوی کمیتههای قضایی فدراسیون فوتبال، مجموع جریمههای مالی اعمالشده از ابتدای فصل رقابتها تاکنون به بیش از ۸۳ میلیارد تومان میرسد که بخشی از این آرا قطعی و بخشی دیگر قابل تجدیدنظر بوده است.»یعنی دربدترین حالت ممکن اگر۵۰درصدجرایم کاسته شود برای یک نیم فصل، ۴۱.۵میلیارد در جیب فدراسیون باقی میماند.درنیم فصل دوم وبه سبب تشدید اختلافات و نزدیک شدن به هفتههای پایانی، این جرایم افزایش پیدا میکند. بنابراین در کمترین حالت همان ۸۳میلیارد تومان تا پایان فصل در جیب فدراسیون میماند که چه بسا شاید به رقم ۱۰۰میلیاردتومان هم برسد!درمقابل فدراسیون برای این درآمد، کوچکترین خدماتی ارائه نمیکند و این سود صد در صد به حساب میآید. به همین روی مهدی تاج اخیرا در پاسخ به این سوال که چرا اینقدر جو استادیومها خراب است، گفته: «نه نسبت به سالهای قبل بهتر شده است!» یعنی کاملا پیداست که آنها از شرایط موجود رضایت دارند چون اگر برای هیچ سازمانی نان وآب نداشته باشد حداقل برای فدراسیون فوتبال چند ده میلیارد درآمد دارد. فعلا چهرهای مثل خداداد عزیزی و باشگاه تراکتور، یکی از منابع اصلی درآمد آنها هستند. این باشگاه در یک قلم با جریمه ۳ میلیارد تومانی مواجه شده است! خداداد عزیزی هم جریمه ۵۰۰ میلیون تومانی داشته است. مثلا روز ۱۹ آذر کمیته انضباطی چند رای لیگ برتر و لیگ دسته اول را اعلام کرد که درآمد حاصله از آن ۴۸۳ میلیون تومان بود! خدا برکت بدهد....
پولی که باید خرج....
تفکیک جرایم در آیتمهای مختلف به اعداد زیر خلاصه میشود. البته بخشی از جرایم قطعی است و بخشی دیگر احتمالا در استیناف کاسته میشوند؛
صدور مجوز حرفهای؛ ۴۹ میلیارد
لیگ برتر؛ ۲۰ میلیارد
لیگ یک؛ ۵ میلیارد
جام حذفی؛ ۳ میلیارد
فوتسال؛ ۳ میلیارد
لیگ دسته اول فوتسال: ۴۰۸ میلیون
فوتبال ساحلی؛ ۴۶۵ میلیون
فوتبال و فوتسال بانوان؛ ۳۸۸ میلیون
حالا این سوال مطرح میشود؛ درآمد حاصله از تخلفات صرف چه چیز میشود؟ توسعه فوتبال؟ یا مخارج روزمره و هزینههای جاری؟! ابتدا سراغ عرف جهانی برویم. در فوتبال حرفهای دنیا جرایم انضباطی درآمد شخصی نیستند و معمولا وارد بودجه کل فدراسیون یا سازمان برگزارکننده میشوند تا صرف چنین مواردی شوند؛ توسعه فوتبال، آموزش داوران و ناظران، ارتقای VAR و فناوریهای داوری، دورههای آموزشی برای بازیکنان، مربیان و مدیران، زیرساخت و ایمنی، بهبود امنیت ورزشگاهها، استانداردسازی سکوها، دوربینها، سیستم بلیتفروشی، پیشگیری از خشونت و نژادپرستی در استادیومها، برنامههای فرهنگی وانضباطی،کمپینهای«Fair Play»، مبارزه با تبانی، دوپینگ، شرطبندی، آموزش رفتار حرفهای به باشگاهها و هواداران، فوتبال پایه و زنان، سرمایهگذاری روی آکادمیها،فوتبال بانوان و فوتبال مناطق محروم.
نکته بسیار کلیدی این است که در اکثر کشورها، گزارش مالی شفافی در قبال هزینه کرد جرائم انضباطی ارائه میشود و در پایان سال، تمامی اعضای مجمع و همینطور اهالی رسانه و مردم میدانند پول کجا رفته و چه اتفاقاتی رقم زده است.
اما در ایران...
نکته اول این است که شفافیت مالی در این زمینه وجود ندارد. آنچه بهصورت رسمی گفته شده این است که جریمهها وارد حسابهای فدراسیون و سازمان لیگ میشوند.بخشی ازآن صرف هزینههای جاری ازجمله مخارج اداری، حقوق کارمندان، جلسات، دادرسیها، کمیتهها، هزینههای سازمان لیگ و در نهایت جبران کسری بودجه میشود!
نتیجه
با خرج درآمدهای کمیته انضباطی در موارد غیرمرتبط، وضعیت استادیومها نه تنها تغییری نمیکند که اوضاع بدتر هم میشود. حتی وضعیت داوری ایران نیز بعد از ورود VAR بهتر نشده است. میزان اشتباهات در نیم فصل اول به قدری زیاد بود که صدای همه را درآورد. قرار بود جرایم و درآمدها باعث پیشرفت شود مانند همه جای دنیا، اما در ایران، کوچکترین اثری بر حل مشکلات و افزایش کیفیتها نداشته است.