مریم کامکار در این اثر، با تغییر زاویهدید و بهرهگیری از زبان راویان متفاوت، خواننده را با محدودیتهای اجتماعی و هویتی فراگیر روبهرو میکند؛ از ترس مرگبار پسربچهای بیشناسنامه گرفته تا انتظار کشنده زنی که آرزویش تنها «چند برگ کاغذ» برای ساختن آیندهای امن است. کتابی که با طراحی و محتوای هشداردهندهاش، پنجرهای است به دنیای ساکت آدمهای معمولی. زرد چشمکزن، کتاب کوچکی است؛ مجموعهای از داستانهای کوتاهی که هرکدام روایتهایی از محدودیت هستند. هر داستان یک موضوع متفاوت با فضایی متفاوت دارد و تنها شباهتشان همان محدودیتهایی است که موجب شکلگیری روایت شده است. از محدودیتهای پسربچه بلوچی که چون پدرش شناسنامه ندارد تمام زندگیاش درگیر نگرانی و ترس برای خودش و خانوادهاش است، تا ماجرای دختری که با مردی بسیار خرافاتی ازدواج میکند و ناچار به طلاق میشود. هر داستان این مجموعه، پنجرهای است به دنیای متفاوت مردم عادی که ممکن است هرکدام ما هر روز در خیابان ببینیمشان، از کنارشان عبور کنیم یا حتی متوجه حضورشان نشویم. بهجز این هر داستان از زبان یک راوی تعریف میشود و هر روایت خواننده را بر منظر راوی مینشاند تا جهان را از دید دخترکی حاضرجواب، یا پسر نوجوانی بدون شناسنامه، یا زن جوانی که از دیدن نوزادش محروم است، یا ...