نیمه شب؛ سوژه‌ای که هدر شد

حضور فیلمی ‌به کارگردان محمدحسین مهدویان به خودی خود اتفاق مهمی‌ در جشنواره محسوب می‌شد، اینکه این فیلم به موضوع جنگ 12 روزه هم اختصاص دارد، اهمیت آن را دوچندان کرده است و به همین دلیل است که هم مخاطبان عمومی‌ و هم منتقدان این فیلم را با حساسیت و توجه بیشتری دنبال کرده و می‌کنند.
کد خبر: ۱۵۴۱۵۷۴
نویسنده آرش شفاعی/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین «نیمه شب» براساس یک رویداد واقعی در میانه جنگ ایران و اسرائیل در نیمه نخست امسال ساخته شده است، ماجرای سقوط یک راکت عمل نکرده اسرائیل در نزدیکی دو بیمارستان در یوسف آباد تهران و عملکرد نیروهای امنیتی و نظامی‌ در خنثی سازی آن. 

همین یک خط داستان، مخاطب را امیدوار می‌کند که پس از مدتها داستانی پرکشش و نفسگیر در سینمای ایران خواهد دید، التهاب و اضطرابی که یک محله و شاید یک شهر تحمل کرده است تا آن راکت بر زمین افتاده در خیابان 35 یوسف آباد منفجر نشود و فاجعه ای انسانی روی ندهد. همین یک خط داستان ما را امیدوار کرده بود که سینمای ایران در همین اولین گام، دین خود را به مقاومت بزرگ مردم و نیروهای مسلح ایران در جنگ 12 روزه ادا کند.

اما آنچه بر پرده سینما شاهد آن بودیم با انتظاری که از مهدویان به عنوان یک فیلمساز کاربلد داشتیم، مطابقت نداشت. «نیمه شب» در کارنامه کاری خود او نیز، گامی‌ به عقب محسوب می‌شود و او نتوانسته است فیلمش را از ورطه شعارگویی مستقیم برهاند.

با وجود اینکه فیلم همه ابزارهای لازم برای ایجاد تعلیقی دراز دامنه را داشته است، اصولاً موضوع بمبی که روی زمین مانده است، در بسیاری از دقایق فیلم به حاشیه می‌رود و آنچه برای فیلمساز اهمیت پیدا می‌کند، بیان داستان‌های حاشیه‌ای و به سرانجام رساندن آنها، خلق استعاره‌های ضمنی و هدایت ذهن مخاطب به آن سمت است. بازی با رنگ های پرچم ایران در صحنه ای که نوزادی به دنیا آمده است و تبدیل کردن پارک شفق به نمادی از شفقت ایرانیان نسبت به هم از این دست استعاره هاست که البته اگر غلظت آنها از اصل داستان بیشتر نمی‌شد، خیلی هم خوب و بجا بود. به این گونه موارد بیفزایید توجه مدام فیلمساز به راضی نگه داشتن حامی‌ مالی فیلم و البته تبلیغ غیرمستقیم کتاب همسر تازه درگذشته نویسنده فیلمنامه و وارد کردن داستان بیماری و درگذشت همسر فیلمنامه نویس و مواردی از این گونه.

«نیمه شب» اگرچه در برخی سکانس‌ها توانسته است مخاطب را به خوبی در احساس جاری در فیلم همراه کند ( برای مثال صحنه گفت و گوی دختر پرستار با پدر و مادرش) اما نتوانسته است خود را از دام بیان های گل درشت و صحنه های اضافی رها کند. سکانس درگیری مهدی با مافوق خودش که یک چهره اطلاعاتی است از این دست صحنه‌های اضافی و شعاری فیلم است. همچنین شخصیت نازگل با بازی الناز ملک یک شخصیت کاملاً اضافه در فیلم است، بازی خود بازیگر نیز با اغراق و تصنعی که در آن است، باعث می‌شود مخاطب از این شخصیت دلزده شود. از این دست شخصیت‌ها و خرده داستان‌های اضافه در فیلم کم نیستند و شاید اگر مهدویان و تیمش حواسشان را به جای بیان حرف‌های شعاری به روایت دقیق و جمع  و جور اصل داستان متمرکز می‌کردند و دچار زیاده گویی و پریشان گویی نمی‌شدند، «نیمه شب» می‌توانست فیلم خوب یا خوبتری از کار درآید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها