کوچ الفبای زندگی حاج قاسم

فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر که در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، تلاشی است برای بازخوانی زندگی سردار سلیمانی از نقطه‌ای کمتر دیده‌شده‌؛ از کودکی و سال‌های شکل‌گیری شخصیت. این فیلم در اطراف امامزاده موسی(ع) در روستای هیو و بخش‌هایی از کرمان فیلمبرداری شده و به‌طور آگاهانه از روایت‌های مرسوم قهرمان‌پرور فاصله گرفته است.
فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر که در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، تلاشی است برای بازخوانی زندگی سردار سلیمانی از نقطه‌ای کمتر دیده‌شده‌؛ از کودکی و سال‌های شکل‌گیری شخصیت. این فیلم در اطراف امامزاده موسی(ع) در روستای هیو و بخش‌هایی از کرمان فیلمبرداری شده و به‌طور آگاهانه از روایت‌های مرسوم قهرمان‌پرور فاصله گرفته است.
کد خبر: ۱۵۴۱۳۳۰
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر
 
روایت این فیلم نه از دریچه اسطوره‌سازی و نه از زبان تبلیغ مستقیم بلکه از دل زیست روزمره، جغرافیا و زمانه‌ای بیرون می‌آید که شخصیت اصلی در آن رشد کرده است. برخلاف بسیاری از آثار معاصر که به مقاطع اوج شهرت، لحظه‌های بحرانی یا رویدادهای سرنوشت‌ساز زندگی قهرمانان می‌پردازند، کوچ به سال‌هایی رجوع می‌کند که کمتر در حافظه جمعی ثبت شده‌اند‌؛ سال‌هایی که بنیان‌های فکری، اخلاقی و انسانی یک شخصیت ملی در آنها شکل گرفته است. در این فیلم، زندگی روایتگر زندگی انسانی است که در بستر روستا، زیست عشایری، فقر، مهاجرت و تربیت خانوادگی، آرام‌آرام مسیر خود را پیدا می‌کند و به شخصیتی تاریخی بدل می‌شود. فیلم با تمرکز بر زندگی سردار سلیمانی از کودکی تا جوانی، به دهه‌های ۳۰، ۴۰ و ۵۰ شمسی می‌رود‌؛ دوره‌ای که بازسازی آن نیازمند دقت تاریخی، پژوهش و وسواس در جزئیات است. طراحی لباس، صحنه، آکسسوار و حفظ راکورد زمانی، کوچ را به پروژه‌ای پیچیده و پژوهش‌محور تبدیل کرده است. اقتباس از کتاب «باران گرفته است» نوشته احمد یوسف‌زاده نیز نشان می‌دهد که سازندگان تلاش کرده‌اند به یک روایت مکتوب معتبر تکیه کنند و تا حد امکان به واقعیت وفادار بمانند. مهدی مطهر، تهیه‌کننده فیلم، با پیشینه‌ای در سینمای مستند و تجربه ساخت آثاری چون «آگوست» و «منصور»، با همان نگاه مستندنگارانه وارد سینمای داستانی شده است. 
 
چه ویژگی‌هایی در کوچ موجب شد که تهیه‌کنندگی فیلم سینمایی را بر‌عهده بگیرید؟
من پیش از این، فیلم سینمایی آگوست را درباره اتفاقات منطقه ساخته بودم و بعد از آن منصور را تهیه کردم. به‌نوعی مسیر کاری‌ام به سمت روایت‌هایی رفته بود که به شخصیت‌های واقعی و موقعیت‌های تاریخی معاصر مربوط می‌شد. کوچ هم در امتداد همان دغدغه‌ها شکل گرفت اما تفاوتش این بود که ما نخواستیم سراغ مقاطع مختلف شهرت یا لحظه‌های شناخته‌شده یک قهرمان برویم. بیشتر برای‌مان مهم بود که درباره زیست، نوع زندگی و شکل‌گیری شخصیت این قهرمان ملی حرف بزنیم. اولین نکته‌ای که برای ما اهمیت داشت، این بود که فیلم به تبلیغات یک‌طرفه تبدیل نشود. از همان ابتدا تصمیم گرفتیم اگر قرار است چنین شخصیتی را روایت کنیم، باید درام در آن شکل بگیرد‌؛ درامی که تماشاگر بتواند با آن ارتباط برقرار کند، نه این‌که صرفا شاهد یک بازگویی مستقیم و شعاری باشد. نکته دوم این بود که تمام عوامل، از کارگردان گرفته تا گروه اجرایی، به یک توافق جمعی رسیدند که فیلمی بسازیم که به تک‌تک فریم‌ها و جملاتی که در آن بیان می‌شود، باور داشته باشیم. این هم‌نظری برای ما بسیار مهم بود. برخلاف بسیاری از فیلم‌های شهری امروز، کوچ به‌شدت فضای روستایی و عشایری دارد و به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ مربوط می‌شود. همین مسأله باعث شد طراحی لباس، صحنه و حتی جزئی‌ترین عناصر بصری، کاملا متعلق به آن دوره باشد. همه اینها پروژه را به یک کار تاریخی و در عین حال سخت تبدیل کرد‌؛ کاری که نمی‌شد با سهل‌انگاری یا شتاب‌زدگی از کنارش عبور کرد. 
 
برای تولید و روایت این فیلم چه مسائلی مد نظرتان بود؟

به‌نظر من، پذیرش چنین فیلمی از سوی مخاطب، نیازمند زمان است. درباره این قهرمان ملی مستندهای زیادی ساخته شده و طبیعی است که ذهن مخاطب با تصاویر و روایت‌های مختلفی پر شده باشد. مجموعه سرمایه‌گذار فیلم هم چند سال صبر کرده بود تا آنچه از ویژگی‌های یک قهرمان ارزشمند باقی می‌ماند، ته‌نشین شود. ما سعی کردیم از فضای صرفا احساسی فاصله بگیریم و آنچه به واقعیت نزدیک‌تر است را به زبان فیلم داستانی ترجمه کنیم. یکی از تصمیم‌های مهم این بود که پیش از ساخت فیلم بلند، دست به شبیه‌سازی بزنیم. ابتدا نسخه‌ای کوتاه از فیلم ساخته شد تا فضا، لحن و چالش‌های اجرایی بهتر شناخته شود و بعد سراغ فیلم بلند رفتیم. قصه ما براساس کتاب «باران گرفته است» نوشته احمد یوسف‌زاده شکل گرفت‌؛ نویسنده‌ای که کتاب «۲۳ نفر» هم از اوست. اقتباس ما از این کتاب انجام شد و فقط بخش‌های جزئی برای پیشبرد درام و وضعیت نمایشی تغییر کرد، وگرنه تلاش کردیم تا حد امکان به متن وفادار بمانیم.  در فیلم‌هایی که محورشان یک قهرمان است، معمولا دو نوع مواجهه وجود دارد: یا فیلم به بیوگرافی نزدیک می‌شود، یا بر یک اتفاق یا مقطع خاص تمرکز می‌کند. ما آگاهانه مدل اول را انتخاب کردیم و ۱۷سال از زندگی سردار سلیمانی را دستمایه روایت قرار دادیم. در سینمای معاصر ایران، فیلم‌های پرتره بیوگرافیک چندان پرشمار نیستند. در سال‌های اخیر شاید بتوان فیلم‌هایی مثل «جهان‌پهلوان تختی» را تا اندازه‌ای به این مدل نزدیک دانست، اما بسیاری از آثار دیگر، مانند فیلم‌هایی درباره زین‌الدین یا صیاد شیرازی، معمولا بر یک رویداد یا مقطع زمانی خاص تمرکز دارند. روایت بیوگرافی در قالب سریال توجیه‌پذیرتر است، اما در فیلم سینمایی می‌تواند به پاشنه‌آشیل تبدیل شود و کار را مستعد طولانی‌شدن کند. ما سعی کردیم با استفاده از جزئیات، خرده‌پیرنگ‌ها و تمرکز بر لحظات انسانی، فیلم را سرپا و جذاب نگه داریم.
 
چه چالش‌ها و سختی‌هایی برای تولید این فیلم داشتید؟

با وجود این‌که پیش از این چند فیلم کوتاه ساخته بودم، تولید «کوچ» برای من، به‌ویژه به‌دلیل حضور طولانی‌مدت در شهرستان، تجربه سختی بود. بخش زیادی از بازیگران، نابازیگر بودند و فیلم هم به‌شدت متکی به هنرور است. کار کردن با نابازیگر، آن‌هم در پروژه‌ای تاریخی، همیشه دشواری‌های خاص خودش را دارد. برای تصویر کردن زیست عشایری، ناچار بودیم آکسسوار زیادی وارد پروژه کنیم؛ از وسایل زندگی گرفته تا جزئیات مربوط به کار و کوچ. مدیریت چنین فضایی، هم در اجرا و هم در فیلمبرداری، کار بسیار سختی بود. از طرفی، زمان محدودی داشتیم و پروژه را نزدیک به جشنواره پیش‌بردیم. این مسأله ما را مجبور می‌کرد با برنامه‌ریزی دقیق جلو برویم تا حتی یک روز هم از دست نرود. ساخت فیلم درباره یک قهرمان ملی، حساسیت‌های ویژه‌ای دارد؛ به‌خصوص قهرمانی که پیش از این فیلم بلند شاخصی درباره او ساخته نشده است. شاید گروه ما از نظر تجربه، جوان محسوب شود، اما انگیزه بالایی برای انجام این کار داشتیم. مسأله راکورد تاریخی هم یکی دیگر از چالش‌ها بود؛ این‌که بتوانیم مقطعی را که روایت می‌کنیم، به‌درستی و بدون خطا نمایش دهیم. همه این موارد، از نظر پژوهشی و میدانی، فشار زیادی به گروه وارد کرد و حتی بر انتخاب دوربین و کیفیت تصویری فیلم تأثیر گذاشت. واقعیت این است که هیچ‌کدام از بخش‌های فیلم راحت نبود و فکر می‌کنم همه اعضای گروه حق دارند بگویند کارشان سخت بوده است.
 
ترکیب بازیگران فیلم به چه صورت است؟

ما ترکیبی از بازیگران باسابقه و هنرمندان تازه‌کار را کنار هم قرار دادیم. بازیگرانی که نقش کودکی و نوجوانی حاج‌قاسم را بازی می‌کنند، برای اولین‌بار معرفی می‌شوند و انتخاب آنها براساس شباهت‌های فیزیکی و آناتومی بدن انجام شده است. بازیگر نقش اصلی چندان شناخته‌شده نیست. ابوالفضل نگینی نقش نوجوانی و امیررضا محمدی‌شیرازی نقش کودکی حاج‌قاسم را بازی می‌کنند. این انتخاب‌ها به ما کمک کرد تا فیلم از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد و طبیعی‌تر به نظر برسد.
 پیش از ساخت این فیلم چه جهان‌بینی‌ای نسبت به حاج‌قاسم داشتید و بعد از ساخت آن چه تغییری در روحیات‌تان ایجاد شد؟
پیش از این هم با موضوع حاج‌قاسم آشنا بودم و در چند کار شاخص، ازجمله «۱۳سالگی»، حضور داشتم. اما در کوچ، ما به شکل بیوگرافی به ۱۰سالگی حاج‌قاسم و فضای عصر پهلوی پرداختیم و همین باعث شد درک ما از زندگی او عمیق‌تر شود. حاج‌قاسم جمله‌ای دارد که می‌گوید: «کسی شهید می‌شود که شهید زندگی کند.» به‌نظر من، او واقعا خوب زندگی کرد. مقاطع مختلف زندگی‌اش پرفرازونشیب بود و شاید همین زیست خاص باعث شد به توفیق شهادت برسد.

زندگی و نگاه ساده سردار سلیمانی
مهدی مطهر، تهیه‌کننده فیلم «کوچ» درباره منش سردار سلیمانی به جام‌جم گفت: امام‌علی(ع) جمله‌ای دارد که می‌گوید: «لئیم از غذاخوردن لذت می‌برد، اما کریم از غذادادن.» من فکر می‌کنم زندگی حاج‌قاسم، با وجود سادگی، سرشار از همین نگاه کریمانه بود. او سختی‌های زیادی را تحمل کرد، اما توانست بر آنها غلبه کند. اگر فقط به سال‌های ۵۶ و ۵۷ نگاه کنیم، تصور می‌کنیم فعالیت‌های اصلی او از همان‌جا شروع شده، درحالی‌که دهه‌های ۳۰ و ۴۰، سال‌های مهاجرت، کار و رفاقت، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری شخصیتش داشتند. کمک دوستان، تربیت مادر و معلم، و حتی رزق پدر از راه چوپانی، همه در این مسیر اثرگذار بودند. این نگاه به زندگی، برای من به‌طور شخصی یک درس بزرگ بود.
newsQrCode
برچسب ها: سینما
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها