با این حال، مسیر پیشرفت هموار نبوده است. چون کاهش سهم سلامت از بودجه، چالشهای بیماریهای غیرواگیر و برخی ناهماهنگیها یادآور آن است که حفظ و توسعه این دستاوردها نیازمند توجه، سرمایهگذاری و مدیریت هوشمندانه است. در ادامه در گفتوگو با دکتر محمد رئیسزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی کشور، به بررسی تحولات حوزه سلامت، جایگاه ایران در عرصه پزشکی جهان و چالشهای فعلی نظام سلامت و اولویتهای این حوزه پرداختهایم.
با گذشت ۴۷ سال از انقلاب، نظام سلامت کشور چه تغییراتی را تجربه کرده و این روند در مقایسه با الگوی رشد جهانی چگونه است؟
واقعیت این است که پیشرفتهای حوزه سلامت در این چهاردهه کاملا ملموس، کمنظیر و حتی اعجازبرانگیز بوده است. ما در همه حوزههاپیشرفت داشتهایم و طبیعتا جهان نیز در این مدت روبه جلو حرکت کرده اما منحنی رشد ما درحوزه بهداشت و درمان متناسب با رشد سایر بخشهای کشور یا حتی متناسب با روند نرمال جهانی نیست بلکه از آن فراتر است. اگر از منظر کمّی نگاه کنیم، جمعیت کشور بعد از انقلاب حدود۲.۵برابر شده اما بسیاری از شاخصهای حوزه سلامت بیش از ۱۰برابررشد داشته است.بهعنوان نمونه درسال۵۷ برای جمعیت ۳۶میلیوننفری، ۱۳هزار پزشک وبیش از۵۰۰۰ پزشک خارجی داشتیم اما امروز با وجود رشد ۲.۵برابری جمعیت، تعداد پزشکان به بیش از ۶۵هزار نفر رسیده و ۱۳برابر شده است. در ابتدای انقلاب تعداد متخصصان خانم در همه رشتهها ۷۷۴نفر بود. امروز این عدد به حدود ۳۰هزار نفر رسیده است؛ یعنی بیش از ۴۰برابر رشد. این میزان رشد درمقایسه بارشد۲.۵برابری جمعیت، یک روند عادی محسوب نمیشود. درواقع هم عقبماندگیهای گسترده گذشته جبران شدوهم با سرعتی بالا ازمعیارهای جهانی عبورکردیم.تعداد کل متخصصان نیز از ۵۰۰۰ نفر برای جمعیت ۳۶میلیون نفری، اکنون به بیش از ۶۵هزار نفر رسیده است؛ یعنی بیش از ۱۳برابر.
وضعیت وابستگی به پزشکان خارجی و اعزام بیماران به خارج از کشور چه تغییری کرده است؟
در ابتدای انقلاب حدود ۵۰۰۰ پزشک خارجی در کشور فعال بودند. امروز نهتنها به پزشک خارجی نیاز نداریم بلکه پزشکان ایرانی در بسیاری از کشورهای دنیا و منطقه مشغول طبابتند. قبل و حتی اوایل انقلاب سالانه حدود ۱۰هزار بیمار با هزینههای سنگین برای درمان به خارج اعزام میشدند و این روند تا اواخر دهه ۶۰ ادامه داشت. امروز مسیر کاملا معکوس شده بهطوری که برنامهریزی بر این است که سالانه بیش از یک میلیون گردشگر سلامت داشته باشیم. اگرچه این عدد در سالهای اخیر نوسان داشته و کمتر شده اما نهفقط بیماری برای درمان به خارج از کشور فرستاده نمیشود بلکه ایران پذیرای بیماران از سایر کشورهاست.
زیرساختهای آموزش پزشکی کشور چه تحولاتی داشته است؟
پیش از انقلاب هفت یا هشت دانشکده پزشکی داشتیم اما امروز نزدیک به ۸۰دانشکده پزشکی فعال است که نشاندهنده رشد ۱۰برابری است. همچنین درحال حاضر بیش از۶۵۰۰ دانشجوی پزشکی ازکشورهای مختلف در دانشگاههای علوم پزشکی ایران تحصیل میکنند. در حوزه فوقتخصص، فلوشیپ و رشتههای تکمیلی نیز همین روند توسعه مشاهده میشود بهگونهای که در برخی رشتهها از استاندارد جهانی عبور کردهایم.
در چه رشتههایی از استانداردهای جهانی فراتر رفتهایم؟
در حوزه جراحی مغز و اعصاب، سال ۵۷ به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت، حدود۱.۴ جراح داشتیم در حالی که نُرم جهانی حدود شش بود. امروز این عدد در کشور ما به ۱۳ رسیده است. یعنی نهفقط عقبماندگی جبران شده بلکه بیش از دو برابر میانگین جهانی جراح مغز و اعصاب داریم.
جایگاه ایران از نظر تکنیکی و کیفیت خدمات درمانی در مقایسه با کشورهای پیشرفته چگونه است؟
امروز پیشرفتهترین تکنیکهای جراحی باز و کمتهاجمی در کشور انجام میشود. برای مثال در حوزه جراحی عروق و اقدامات کتلب کارهایی که اکنون در حال انجام است کاملا همسطح پیشرفتهترین مراکز دنیاست و کمبودی وجود ندارد. درواقع امروز نهتنها به خودکفایی رسیدهایم بلکه توان پاسخگویی به نیاز بیماران سایر کشورها را نیز داریم و همپای تکنیکها و خدمات روز دنیا حرکت میکنیم.
آیا رشد کمی موجب افت کیفیت نشده است؟
دقیقا نکته مهم و غرورآفرین این است که این جهش کمّی، همراه با کیفیت بالا اتفاق افتاده. در برخی کشورها افزایش کمیت با افت کیفیت همراه بوده اما آموزش پزشکی در ایران از اعتبار و زیرساخت قوی برخوردار است. امروز پزشکان ایرانی در کنگرههای بینالمللی چه در ارائه علمی و چه درمهارت عملی سرآمدهستند و بسیاری ازپزشکان ایرانی که در کشورهای پیشرفته فعالیت میکنند، به چهرههای شاخص تبدیل میشوند. حتی پزشکانی از کشورهای منطقه که در ایران تخصص گرفتهاند نیز پس از بازگشت بهعنوان نیروهای برجسته شناخته میشوند و آموزش در ایران برای آنان یک برند محسوب میشود. بنابراین در حال حاضر از نظر مهارت پزشکان ایرانی نهتنها چیزی از پزشکان سایر کشورها کم ندارند بلکه در بسیاری موارد متبحرتر هم هستند.
اعتماد عمومی به کیفیت درمان در داخل کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز حتی افراد بسیار متمول نیز در صورت نیاز به جراحیهای سنگین مانند قلب یا مغز، عموما درمان در داخل کشور را انتخاب میکنند. در گذشته چنین اعتمادی وجود نداشت.همچنین بسیاری از ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا برای درمان به ایران مراجعه میکنند. درکنار کیفیت بالا،هزینه خدمات نیز نسبت به بسیاری ازکشورها پایینتر است.با این حال این اعتماد دائمی و تضمینشده نیست واکنون نشانههایی از اختلال در این روند دیده میشود.اگر از دستاوردهای حوزه سلامت بهخوبی صیانت نشود، احتمال تزلزل و عقبگرد وجوددارد.رسانههاومسئولان باید بادقت ومسئولیتپذیری با این حوزه برخورد کنند.
به درخشش پزشکی ایران در سطح جهان اشاره کردید. از شاخصهای آن نیز میگویید؟
در حال حاضر شبکه بهداشت و درمان روستایی و شهری ایران از الگوهای کمنظیر جهانی محسوب میشود و قابلیت ارتقا و تقویت بیشتری دارد. در حوزه پیوند اعضا - بهویژه پیوند کبد، کلیه و قلب اطفال- کشور ما رشد چشمگیری تجربه کرده بهگونهای که در دو سال کرونا بیش از ۶۰پیوند موفق قلب اطفال انجام شد و ازاین منظر،رتبه نخست جهان را کسب کردیم. همچنین بیش از ۸۰۰۰ پیوند کبد در کشور انجام شده که در منطقه بینظیر محسوب میشود و بسیاری از کشورهای منطقه نیز آموزشهای خود را در این زمینه از ایران دریافت کردهاند. در حوزه فناوریهای نوین پزشکی شامل سلولهای بنیادی، ژنتراپی و داروهای هایتک و بیوتک نیز دستاوردهای ارزشمند و مهمی حاصل شده و به خودکفاییهای قابل توجهی رسیدهایم. از نظر بهداشت مادران و دسترسی به زایمان ایمن، بیش از ۹۵درصد زایمانها تحت شرایط بهداشتی مناسب انجام میشود. مرگومیر مادران باردار نیز از بیش از ۲۰۰مورد در۱۰۰هزار نفر قبل از انقلاب به حدود ۲۰مورد در ۱۰۰هزار نفر کاهش یافته؛ این یعنی یک کاهش ۱۰برابری. در حالی که هدفگذاری جهانی ۲۰۳۰ رسیدن به ۷۰مورد در ۱۰۰هزار نفر است، ایران سالهاست به حدود ۲۰مورد رسیده و از نظر سرعت کاهش، جزو سه کشور برتر جهان بوده است. در افزایش تعداد متخصصان زن و پیشرفتهای حوزه سلولهای بنیادی نیز کشور ما در جمع کشورهای برجسته و جزو ۱۰کشور اول جهان قرار دارد.
در سالهای اخیر در کدام شاخصهای سلامت دچار چالش شدهایم؟
متأسفانه علیرغم پیشرفتهای قابل توجه در طول این چند سال دربرخی شاخصهای بهداشتی، بهویژه در حوزه بیماریهای غیرواگیرپسرفت داشتهایم.برای مثال کنترل مطلوب دیابت ازحدود۴۰درصدبه۳۰درصدرسیده وچاقی وبیماریهای متابولیک افزایش یافته و اهداف اسناد بالادستی نیز محقق نشده است. دلایل اصلی این پسرفتها پرداخت نشدن سهم سلامت از تولید ناخالص ملی، کاهش بودجه سلامت،خارج شدن سلامت ازاولویت دولتها و قیمتگذاری دستوری خدمات درمانی است.
۴ اولویت نظام سلامت
رئیس سازمان نظام پزشکی کشور معتقد است درحال حاضر چهار اولویت اساسی برای تقویت وپایداری نظام سلامت وجود دارد:
۱- پرداخت سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی: طبق قانون و اسناد بالادستی، سهم سلامت باید از میانگین منطقه بالاتر باشد، در حالی که میانگین منطقه حدود ۸ تا ۹درصداست وسهم فعلی کشور کمتر از۴.۵درصد است این فاصله بایدهرچه سریعتر جبران شود.
۲- حفظ تولیت وزارت بهداشت: مدیریت و حاکمیت حوزه بهداشت و درمان باید در اختیار وزارت بهداشت باقی بماند و ورود نهادهای موازی، مانند شورای انقلاب فرهنگی و کمیسیون اصل ۹۰ به موضوعاتی مانند تعیین ظرفیت، آموزش و پذیرش موجب اختلال در حکمرانی یکپارچه نظام سلامت میشود.
۳- منطقی کردن قیمتها در حوزه سلامت: قیمتگذاری دستوری و غیرکارشناسی برخلاف تصور برخی نهتنها به نفع مردم محروم نیست بلکه در عمل به زیان آنها تمام میشود و پایداری ارائه خدمات را تهدید میکند.
۴- پوشش رسانهای تخصصی و مسئولانه: رسانهها باید با دقت و کارشناسی، حوزه سلامت را پوشش دهند و همزمان شأن و کرامت جامعه پزشکی را حفظ کنند. مقام معظم رهبری نیز بر قداست جامعه پزشکی و لزوم حفظ اعتماد متقابل میان مردم و پزشکان تأکید کردهاند؛ اعتمادی که بخش جداییناپذیر فرآیند درمان است و نباید خدشهدار شود.