کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سالهای اخیر با راهاندازی باشگاههای استعدادیابی هنری و باشگاه ادبی «قاف» تلاش کرده مسیر اصولی و منسجمتری را پیش روی استعدادهای جوان قرار دهد. در این دوره، حدود ۴۰۰اثر به معرض نمایش گذاشته شده که به گفته دبیر این دوره، با رشد ۱۷۲درصدی نسبت به دوره قبل دوسالانه روبهرو بوده است.
مسیری متفاوت با هدف استعدادیابی
مجتبی حاذق، مدیر آفرینشهای ادبی و هنری کانون و دبیر این دوره در پاسخ به این سؤال که دوسالانه تجسمی ملی کودک و نوجوان با پشت سر گذاشتن دهمین دوره چقدر به ایدهآلهایی که برایش در نظر گرفته شده نزدیک شده، میگوید: این رویداد از اوایل دهه ۹۰ شروع و برنامهریزی شد و تا امروز هر دو سال یکبار، با هدفی که همه بیینالها در سراسر دنیا دنبال میکنند برگزار شده است. این دوسالانه در سالهای ابتدایی برگزاری یعنی تقریبا تا دوره هشتم، صرفا یک دوره درون کانونی بود؛ بهاین معنی که مختص هزار و خردهای مرکز کانون بود و شرکتکنندگان آن کودکان و نوجوانانی برخاسته از کارگاههای سفال و نقاشی کانون بودند. هفت دوره از این دوسالانه با دربرگیری رشتههایی چون نقاشی، سفال و خوشنویسی برگزار شد اما از دوره هفتم به بعد، شاخه عکاسی هم به این هنرها اضافه شد و در دوره دهم، بخش سفال را هم تغییر داده و هنرهایی چون حجم و تصویرگری را هم به آن اضافه کردیم.
مشارکت ۱۰هزار کودک و نوجوان برای ارائه اثر
حاذق با بیان اینکه استقبال از این رویداد به نسبت سالهای قبل چشمگیرتر بوده است، اضافه میکند: در دهمین دوسالانه ۱۰هزار کودک و نوجوان مشارکت داشتند و طی یک فرآیند شش ماهه در کانون به خلق اثر پرداختند. پروسه شکلگیری هر یک از آثار، از ایده تا اجرا شش ماه زمان برده و این ۱۰هزار نفر حدود ۲۰هزار اثر خلق کردهاند. با پایش اولیه آثار که در خود استانها انجام شد، ۴۵۰۰اثر به دبیرخانه ملی رسید و در مراحل نهایی، ۴۰۰اثر به بخش نمایشگاهی راه یافت.
پراکندگی جغرافیایی مهمترین مؤلفه دوسالانه است
مدیر مرکز آفرینشهای ادبی و هنری کانون در پاسخ به سؤال دیگری درباره آنکه با توجه به تکثر جشنوارههای تجسمی در این سالها چه شاخصهای دوسالانه تجسمی را از سایر رویدادهای مشابه خود متمایز میکند نیز میگوید: مهمترین مسأله در این ارتباط این است که تا امروز چنین رویدادی که فقط مختص کودکان و نوجوانان باشد نداشتهایم. حجم انبوه آثار در این دوره برای خود ما هم تازگی داشته و اگر نگوییم بینظیر، میتوان لقب کمنظیر را به آن اطلاق کرد. نکته سوم پراکندگی جغرافیایی است. امسال از ۳۱استان مشارکت داشتهایم. این مسأله هم تعمدی نبوده که مثلا جای حضور یک استان را خالی ببینیم و از آن منطقه به انتخاب اثر بپردازیم بلکه در این دوره آثاری که به معنی واقعی شایستگی راه یافتن به بخش نهایی داشتهاند انتخاب شدهاند. شیوه داوری امسال از دو منظر فنی و تخصصی و خلاقیتی که نوجوانان در ارائه یک اثر بهکار گرفتهاند مبتنی بوده است. حالا ممکن است بعضی از آثار به لحاظ کیفیت فنی ضعیف بودهاند ولی بهدلیل داشتن خلاقیت کودک در مشاهده پدیدههای اطرافش، از سوی داوران پذیرفته شده است.
از سفره مادربزرگ تا مفاهیم زیستمحیطی
او با اشاره به در نظر گرفتن موضوع «ایران» برای این دوره اضافه میکند: انتخاب چنین تمی برای این دوره از این جهت صورت گرفته تا هر یک از شرکتکنندگان بتوانند براساس زاویه دید منحصربهخود، اثری متناسب با این مضمون ارائه دهند. زمانی یک کودک یا نوجوان، سفره مادربزرگ خود را نمادی از ایران دیده و در برخی مواقع از دریچه آثار باستانی، زیستمحیطی و حیات وحش به این موضوع نگاه کرده است.
هویت ملی دیکتهنشدنی است
حاذق در پاسخ به این سؤال که چطور میتوان به مدد انتخاب درونمایههایی از این دست به بازنمایی مقوله هویت ملی برای کودکان و نوجوانان پرداخت، میگوید: تردیدی نیست که هویت به معنی مهمترین عنصر فرهنگی ملتها قلمداد میشود و از زبان تا پرچم کشورها را دربرمیگیرد ولی بهنظرم نباید از سنین کودکی دنبال سرمشق دادن و دیکته کردن چنین مباحثی به او باشیم. کودک باید در درجه نخست به شکل خودجوش نسبت به خانواده، محیط اطراف و آنچه هست توجه داشته باشد و وقتی نفس هویت برایش جا افتاد، در دوره نوجوانی به کمک مربی و خانواده، به شکل آکادمیک این موضوع را فرابگیرد. اینکه انتظار داشته باشیم کودکان ما از سنین پایین بتوانند با چنین مفهوم عمیقی ارتباط برقرار کنند اشتباه است. همین که کودک بداند کیست و کجای جغرافیای جهان ایستاده و پیش و پس از او چه گذشته خوب است. هرچند نسل امروز بهمراتب آگاهتر و پیشروتر از نسل ماست و فقط کافی است شرایط برای شناخت بیشتر او نسبت به گنجینه فرهنگ و هنرمان فراهم شود. اتفاقی که در نمایشگاه این دوره افتاده هم همین است. ما تنها به طرح موضوع ایران برای خلق اثر پرداختهایم ولی این مفهوم را کانالیزه نکردیم تا خود کودکان و نوجوانان به شناخت برسند. در بین آثار عکسی از انباری یک خانه توسط کودکی ثبت شده که شاید در نگاه اول با خود بگویید این کار چه ارتباطی به موضوع نمایشگاه دارد، در حالی که این عکس ظاهرا فضای یک انباری را نشان میدهد و در باطن بیانگر آن است که کودک این نقطه از خانه را جزئی از هویت فردی خود دیده. ما هم چنین نگاهی را بهرسمیت شناخته و اثر او را به بخش نمایشگاهی بردهایم. بهنظرم در ارتباط با هویت ملی، این میتواند مهمترین مسیری باشد که به نسل امروز نشان دهیم.
در برخی هنرها هنوز در ابتدای مسیر هستیم
مدیر آفرینشهای هنری و ادبی کانون درباره اینکه در این دوره کدام شاخهها از اقبال بیشتری برخوردار است و چه هنرهایی کمرونقتر بودهاند میگوید: ما در این دوره، جهش خوب و متفاوتی در حوزه حجمسازی داشتهایم که چشمگیر بوده است. سیاستگذاری در این زمینه از دو سال قبل شروع شد و تصمیم گرفتیم علاوه بر سفال، از متریال در دسترس کودکان مانند مواد دورریز و بازیافتی که قابلیت شکلگیری اثر هنری دارد و درعینحال میتواند منتقلکننده یک پیام به مخاطب باشد هم استفاده کنیم. در این زمینه، ابتدا دورههایی را زیر نظر استادان تراز اول برای بچهها برگزار کردیم و درنهایت، آنها با استفاده خلاقانه ازاین مواد آثار قابلتوجهی ارائه کردند. البته در این دوره، دو حیطه عکاسی و نقاشی هم با رونق مطلوبی توام بوده و آثار متنوعی در این زمینه به دستمان رسید. در ازا، در خوشنویسی که ذاتا هنری تخصصیتر و نخبگانیتر است، ضعیفتر بودهایم. دلیلش هم این است که ماهیت این هنر به گونهای است که از سنین ۱۰سالگی به بعد جدی میشود و در دوره نوجوانی و جوانی به بروز و ظهور میرسد. در نتیجه، طبیعی است که خوشنویسی نسبت به سایر شاخهها، به لحاظ تعداد آثار و کیفیت، کمرنگتر ظاهر شده باشد. درباره تصویرگری هم امسال اولین تجربهمان بود که از این نظر، این بخش هم جزو کمبسامدترین شاخههای دوسالانه قلمداد میشود. ولی درمجموع، برگزاری دهمین دوره از دوسالانه، دادههای مفیدی را در اختیار ما قرار داد تا بدانیم کجا ایستادهایم و برای تقویت نقاط ضعف خود در دورههای آتی چه راهکارهایی را انجام دهیم.
یک رخداد ملی ادامهدار
فرهاد فلاح، معاون فرهنگی کانون نیز از دیگر دستاندرکاران برپایی این دوسالانه است. او میگوید: امسال مجموعه دستاوردهای کودکانونوجوان در حوزه تجسمی در قالب یک رخداد ملی به نمایش درآمده است و ما تا پیش از این شاهد برپایی چنین نمایشگاهی نبودهایم. معمولا در این سالها، جشنوارههای تجسمی عمدتا با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان میدادهاند، درحالیکه مهمترین حرکتی که ما در این دوسالانه انجام دادهایم، برپایی یک نمایشگاه بزرگ ازآثار این هنرمندان بوده است. با توجه به وضعیت کنونی کشور، انتخاب موضوع «ایران» برای خلق آثار باعث شده است تا کودکانونوجوانان به ارزشهای زادبوم خود توجه بیشتری داشته باشند. این مفهوم امسال درآینه مضامینی چون هیاتهای مذهبی و ظرفیتهای فرهنگی نمود بیشتری داشته و به اعتقاد ما ارزشافزوده دوسالانه امسال قلمداد میشود. در این سالها در حیطههای سینما، تئاتر و موسیقی در قیاس با شاخه تجسمی، بیشتر به استعداد کودکان توجه شده است، از این نظر باعث افتخار است که کانون با راهاندازی چنین دوسالانهای، توانسته داعیهدار کشف استعدادهای جوان دراین زمینه باشد.
مسئولان در کنار ریاضی، هنر را هم در برنامه درسی بگنجانند
معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکانونوجوانان با اشاره به اینکه برگزاری موفقیتآمیز این رویداد ایده چند طرح را به ذهن ما متبادر کرده است ادامه میدهد: یکی از طرحهایی که در پی عملیکردن آن هستیم، دایرکردن این نمایشگاه در ایستگاههای متروست که امیدوارم این امر با همکاری و حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری به ثمر بنشیند. درعینحال تصمیم داریم در راستای تاکید بر تمرکززدایی، این نمایشگاه را استان به استان در معرض دید مخاطبان بگذاریم. ایده شخصی خود من هم برگزاری گالری سیار در مدارس سطح کشور است که هنوز در مرحله بررسی قرار دارد. باید بپذیریم هنردرمانی یکی از بهترین و متداولترین روشهایی است که میتوان به واسطه آن، نشاط و امید اجتماعی را احیا کرد. کمااینکه تجربه ثابت کرده است اضطراب اجتماعی کودکانونوجوانان به این شکل کاهش یافته ودرمان میشود.تصور میکنم ضرورت دارد،مسئولان نهادهای آموزشی وفرهنگی بههمان اندازه که به رباتیک وعلوم ریاضی توجه نشان میدهند، هنرراهم بهعنوان امریحیاتی دربرنامههای درسی بگنجانند.ازسوی دیگر،امروز جای گفتمانسازی درحوزه کودکونوجوان خالی است، درحالیکه توجه به این حیطه میتواند راهحل بسیاری از معضلات در ارتباط با این گروه سنی باشد.
استقبال از فروش آثار کودکانونوجوانان به نفع اقتصاد هنر
فلاح همچنین با اشاره به کیفیت قابلتوجه آثار دوسالانه دهم اضافه میکند: هرکدام از آثاری که در شاخههای مختلف سفال، نقاشی، حجمسازی، تصویرسازی، عکس و ...ارائه شدهاند، میتوانندحرفهای زیادی برای گفتن داشته باشند.ازاین رو، اگر شرایطی فراهم شود که این آثار در نمایشگاهها و خیریهها به فروش برسند طبعا شاهد رونق تازهای درعرصه اقتصاد هنر خواهیم بود و کلیدخوردن چنین طرحی، بدونشک، درهای تازهای را در این زمینه به نفع هنر کشورمان بازخواهد کرد.