به گزارش جام جم آنلاین ایرج رضایی و صدای زیبا و ماندگارش همچون ماه تولدش مهرماه، سرشار از عشق و احساس بودند، زاده مهرماه 1314 در روستای گوراب؛ یکی از گویندگان و هنرمندان خلاق و زینت دهنده آثار هنری که از نیمه دوم دهه 30 به توصیه دوستانی چون حسن عباسی، کاووس دوستدار و ایرج دوستدار وارد این عرصه شد، از استودیو «مولن روژ» کار خود را آغاز کرد و در طول چندین دهه، آثار ماندگاری از خود و هنر نابش بر جای گذاشت، هم به عنوان گوینده نقشها و مدیریت دوبلاژ در فیلمها و سریالهای خارجی و ایرانی، مستند و نیز چند کارتون محبوب و خاطره ساز، و هم به عنوان راوی در برخی آثار رادیویی و تلویزیونی، و نیز بواسطه قلمش در فیلمنامه نویسی، سابقه کارگردانی و بازیگری و در کنار اینها هنرمندی بود دارای ذوق و شناخت از موسیقی. گاهی، هم فیلمنامه و هم دوبله فیلم را به عهده می گرفت، مثل «بهار در پاییز» ساخته مهدی فخیمزاده، در «از فریاد تا ترور» هم بازیگر بود و هم سرپرست گویندگان و حتی یکبار در فیلمی خودش هم کارگردان بود و هم نویسنده، هم بازیگر و هم دوبلور.
استاد ایرج رضایی، صاحب هنر و استعدادی بود که به واسطه آن توانست با لهجه یک هندی در یک نقش کمیک و سخت از پیتر سلرز در «پارتی» صحبت کند، در نقشی جدی و ماندگار با مدیریت دوبلاژ عالی خودش در «ارتش سری» شخصیت آلبر فوآره با بازی برنارد هپتون را بازتاب دهد، به جای ژان گابن در «غروب تبهکاران» صدابازیگری کند، در فیلم «آس برنده» به جای بود اسپنسر قلدر و بزن بهادر و بامزه گویندگی کند، به جای رابرت دووال در «شهامت واقعی» و ریچارد هریس در «رابین و ماریان» صحبت کند، در یک نقش آفرینی متفاوت و منحصربفرد با تیپ گویی و صداسازی بی نظیرش به «معاون کلانتر» و قلب طلایی پشت ستاره حلبی اش جان تازه ای بدهد و یا صداپیشه «گربه کلوندایک» باشد، بجای کارآگاه عبوس اما خوش قلب آلمانی، درک (دریک) صحبت کند در دوبله فیلم «فرستاده» (محمد رسول الله ساخته مصطفی عقاد) در نقش یاسر، پدر عمار حضور داشته باشد، در نقش منفی یک قاضی فاسد در سریال خاطره انگیز «زورو» صحبت کند، در دوبله نقش منفی سرکرده قاچاقچیان مواد مخدر (شخصیت آلن شارنیه با بازی فرناندو ری) در «ارتباط فرانسوی 2» هنرنمایی کند، صدا و بیان و شخصیت کشیش کاریزماتیک و دوست داشتنی و خوش طینت در "چه سرسبز بود دره من" باشد، در «بوچ کسیدی و ساندنس کید» هنرنمایی کند، و خیلی اوقات به جای نقش پیرمردهایی مهربان نظیر کیومرث ملک مطیعی در «معما»، حسین کسبیان در «آن سفر کرده» و «مادر»، ناصر گیتی جاه در «خط پایان»، «مدرک جرم» و «شب بی پایان»، مهدی فقیه در «آخرین مرحله»، محمد قاسم پورستار در «نبردی دیگر»، میرحسین معلومی در «چشمان آبی زهرا» و پدر دلسوز و زحمتکش صحرا در «پاییز صحرا» و یا پدری فراموش شده در «بهار در پاییز» صحبت کند، صدابازیگر قهوه چی ساده دل و حقگویی باشد در «جدال در تاسوکی» با هنرمندی مرتضی احمدی، صداپیشگی کند به جای کنعان کیانی در «ترن» و «جنجال بزرگ»، و یا در قالب و حالات سرهنگ عراقی متفاوت و با وجدانی در «نبردی دیگر» با بازی حسین خانی بیگ صدا و هنرش را نشان بدهد و یا نظامی دیگری باشد به حالت استوار ژاندارمری شاهنشاهی منحصر بفرد و خوش قلب و بانمک در «همشاگردیها» با بازی مهدی فتحی، و در جایی دیگر صداپیشه کدخدای ساده دلی باشد در «ساوالان» با بازی فردوس کاویانی، و یا کارفرمای بددهان و بی اخلاق «مسافران مهتاب» باشد با بازی محمود بهرامی و یا صداپیشه شخصیتی جاهل و دنیا دوست در زمان قیام امام حسین با بازی انوشیروان ارجمند باشد در مجموعه تلویزیونی «فرستاده» و یا صداپیشه طنازی در «سفر بخیر» بهجای داریوش اسدزاده و راوی مناسبی برای بیان کمدی این فیلم شیرین، در جایی دیگر به جای محمدرضا شریفی نیا در نقش محمد حنفیه در «مختارنامه» صحبت کند، اما در جایی دیگر عموی مارکو پولو باشد در کارتون نوستالوژیک «ماجراهای مارکو پولو» و یا شخصیتهایی باشد در برخی قسمتهای «ماجراهای سندباد» و کارتون زیبای آن، و یا در سریال میشل استروگف و نیز در برخی قسمتهای سریال شرلوک هولمز در قالب شخصیت دکتر واتسون صدایش را بشنویم و یا آقای ادواردز دوست داشتنی باشد با بازی ویکتور فرنچ در سریال خاطره انگیز «خانه کوچک» و یا متیو کاتبرت نازنین باشد در مجموعه «رویای سبز». همانطور که اکبر منانی، این آکتور صدا با هنرنمایی خیره کنندهاش، «پوآرو» و دیوید سوشی را برای ما کارآگاه پوآرو کرد، ایرج رضایی نیز توانست به روش خودش در چند داستان از همین مجموعه با بازی همین دیوید سوشی (داستانهایی چون «جنایات ای-بی-سی» و «رابطه مرموز در دهکده استایلز»)، کارآگاه پوآرو را برای ما انعکاس دهد؛ و کار هر دو استاد صداپیشگی واقعا کم نظیر یا حتی بی نظیر بود.
یکی از زیباترین صداپیشگی های زنده یاد ایرج رضایی در مجموعه تلویزیونی فوق العاده هنرمندانه و خوش ساخت امرالله احمدجو یعنی «روزی روزگاری» رقم خورده، آنهم به جای شخصیت قلی خان با بازی جمشید لایق، بخصوص در آن صحنه پایان زندگی عبرت آموز و پر از حکمت قلی خان در حال چپق کشیدن و گفنگو با مراد بیگ (خسرو شکیبایی) که میگوید: "قلی خان دزد بود، خان نبود ...". رضایی در مجموعه «بوعلی سینا» هم به جای جمشید لایق گویندگی کرده بود، ولی آنجا در نقش معلم کودکی ابن سینا که از هوش و ذکاوت شاگرد کم سن و سالش درمانده شده بود و عصبانی. ایرج رضایی در روایت و مستندگویی هم صاحب سبک بود و چه به حق جلال مقامی در زمانی که کارگردان برنامه رادیویی «از سرزمین نور» بود، ایرج رضایی را به عنوان راوی اصلی این برنامه رادیویی انتخاب کرد و نیز رضایی چه خوب روایت مجموعه تلویزیونی «صنوبر» را انجام داد. ایرج رضایی، این هنرمند متعهد و دوست داشتنی و گوینده توانمند، سرانجام در بیست و نهم بهمن ماه 1403 از میان ما رفت، در حالیکه یاد و نام و هنرش برای ما جاوید و ماندگار خواهد بود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد