این هیأت که در ژانویه ۲۰۲۶ در داووس رونمایی شد و بخشی از طرح ۲۰ مادهای ترامپ برای پایان جنگ بود، عملا غزه را زیر نظارت مستقیم واشنگتن، جرد کوشنر و چهرههایی چون تونی بلر و همچنین استیو ویتکاف بدون حضور واقعی فلسطینیان مستقل و با حذف کامل جنبش مقاومت اسلامی (حماس) از ساختار تصمیمگیری قرار میدهد.
حماس در آخرین موضعگیری خود، از طریق سخنگوی این جنبش یعنی حازم قاسم، سازوکار مذکور را به باد انتقاد گرفته و تأکید کرده که «جنگ نسلکشی» در باریکه غزه با کشتار، آوارگی، محاصره و گرسنگی سازمانیافته همچنان ادامه دارد و نقض آتشبس متوقف نشده است. مقاومت فلسطین، خلع سلاح را خطقرمز خود میداند و خواستار فشار بر رژیمصهیونیستی برای توقف جنایات و تسهیل ورود کمیته تکنوکرات به غزه شده؛ نه آنکه این هیأت به ابزاری برای تداوم اشغال و جلوگیری از بازسازی واقعی تبدیل شود.
مخالفت جهانی با یکجانبهگرایی
مخالفتهای جهانی با «هیأت صلح غزه» به ریاست دونالد ترامپ، بیش از پیش نشاندهنده مقاومت در برابر تلاش آمریکا برای جایگزینی سازمان ملل با ساختاری یکجانبه و هژمونیک است. فرانسه، آلمان، نروژ و سوئد بهطور قاطع دعوت عضویت را رد کردهاند؛ امانوئل مکرون و فردریش مرتس تأکید کردهاند که چنین نهادی نمیتواند جایگزین شورای امنیت سازمان ملل شود و قدرت مطلق ترامپ در انتخاب جانشین و تصمیمگیریها، آن را به ابزاری امپریالیستی تبدیل میکند. واتیکان نیز از طریق کاردینال پیترو پارولین خاطرنشان کرد که مدیریت بحرانهای بینالمللی باید در چارچوب سازمان ملل، نه یک هیأت تحت رهبری شخصی یک رئیسجمهور باقی بماند. این ایستادگی ممالک اروپایی، نمادی از نگرانی عمیق از تضعیف حقوق بینالملل و چندجانبهگرایی واقعی قلمداد میشود.
در آمریکای لاتین، کلودیا شینباوم، رئیسجمهور مکزیک، دعوت کامل به عضویت را رد و تنها به ارسال ناظر بسنده کرد و دلیل اصلی را عدم حضور فلسطین بهعنوان دولت بهرسمیتشناختهشده در هیأت دانست. مکزیک که فلسطین را بهطور رسمی به رسمیت میشناسد، تأکید دارد هر طرحی برای غرب آسیا باید کشور فلسطین را در هسته خود جای دهد، نه آنکه آن را حذف کند و غزه را تحت «سرپرستی بینالمللی» آمریکا و همچنین متحدانش قرار دهد.
لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل نیز هیأت را «سازمان ملل جدید تحت مالکیت شخصی ترامپ» خواند و هشدار داد که این ابتکار، منشور سازمان ملل را پاره میکند. برزیل همراه برخی دیگر از کشورهای بریکس، این هیأت را نه راهحلی برای صلح، بلکه ابزاری برای تثبیت سلطه آمریکا و رژیمصهیونی بر منطقه میداند. این مخالفتها، همراه با انتقادهای شدید از سوی برخی احزاب اسلامی، نشان میدهد که هیأت صلح ترامپ بیش از آنکه اجماع جهانی بسازد، شکاف میان آمریکا و بقیه جهان را تعمیق بخشیده و مقاومت در برابر امپریالیسم نوین را تقویت کرده است.
واکاوی هیأت سلطه
هیأت صلح بهسرکردگی مادامالعمر دونالد ترامپ، بخشی از طرح ۲۰ مادهای او برای پایان جنگ غزه است که با قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل تأیید شد. این هیأت ساختاری سهلایه دارد؛ هیأت اصلی متشکل از نمایندگان کشورهای عضو (تاکنون بیش از ۲۰ کشور ازجمله امارات، ترکیه، قطر، مصر، مجارستان، آرژانتین، پاکستان و اندونزی)، هیأت اجرایی مؤسس با هفت عضو کلیدی (مارکو روبیو، جرد کوشنر، تونی بلر، استیو ویتکاف، مارک روآن، آجای بانگا و رابرت گابریل) که هرکدام مسئولیت پروندهای مانند بازسازی، جذب سرمایه، ظرفیتسازی حکومتی و روابط منطقهای را برعهده دارند و هیأت اجرایی با تمرکز عملیاتی بر نظارت مستقیم بر غزه در دستور کار قرار خواهد داد. ترامپ بهعنوان رئیس، حق وتو، انتخاب اعضا، انحلال زیرمجموعهها و تفسیر منشور را انحصارا در اختیار دارد و عضویت دائمی نیازمند پرداخت یک میلیارد دلار است.
هیأت اجرایی غزه، که عملا بازوی اجرایی هیأت صلح برای اداره غزه محسوب میشود، شامل چهرههایی چون نیکولای ملادینوف (نماینده عالی غزه)، جرد کوشنر، تونی بلر، هاکان فیدان (ترکیه)، علی الثوادی (قطر)، حسن رشاد (مصر)، ریم الهاشمی (امارات) و دیگران است. این هیأت بر کمیته ملی اداره غزه (National Committee for the Administration of Gaza) نظارت دارد؛ گروهی متشکل از تکنوکراتهای فلسطینی و کارشناسان بینالمللی که اداره روزمره، بازسازی زیرساختها و اجرای خلعسلاح را برعهده خواهد داشت. ساختار بهگونهای طراحی شده که غزه تحت «سرپرستی شبکه سرمایهداران جهانی»، بدون حضور مستقیم حماس یا نمایندگان مستقل مردم فلسطین و با تأکید بر نیروی ثبات بینالمللی (ISF) به فرماندهی ژنرال آمریکایی جاسپر جفرز و تعهد هزاران نیرو برای امنیت و پلیس محلی قرار خواهد گرفت.
مسیر دشوار استثمارگران
هیأت صلح بهرغم وعدههای پرزرقوبرق، با موانع ساختاری عمیقی روبهروست که تحلیلهای اخیر مانند گزارش شورای روابط خارجی و شورای آتلانتیک بر آن تأکید دارند؛ کنترل مطلق ترامپ بر ترکیب، تصمیمگیریها و حتی انحلال هیأت، آن را به ابزاری شخصی تبدیل کرده که مشروعیت بینالمللی را تضعیف میکند. رد عضویت از سوی کشورهایی چون فرانسه، آلمان و کانادا، همراه با نگرانی از دور زدن سازمان ملل، نشاندهنده شکاف جهانی بوده و هیأت را به ساختاری یکجانبه و فاقد اجماع واقعی بدل کرده است.
در راستای همین روند، عدم حضور فلسطینیان مستقل و تمرکز بر چهرههای نزدیک به آمریکا همچنین رژیمصهیونی مانند کوشنر و بلر، این ابتکار را به پوششی برای تداوم سلطه خارجی تبدیل میکند و شانس موفقیت بلندمدت آن را پایین میآورد. فارغ از مشکلات سطح مدیریتی، موانع میدانی شایانتوجهی نیز وجود دارد. براساس گزارشهای اخیر اسرائیلهیوم و هاآرتص، جنبش حماس خلعسلاح را رد کرده و خواستار ادغام رزمندگانش در کمیته تکنوکرات است، همچنین ادامه نقض آتشبس توسط ارتش اشغالگر قدس، همراه با عدم خروج نیروهای صهیونی از باریکه غزه، هیأت را در بنبست قرار داده و آن را به ابزاری برای خرید زمان توسط نتانیاهو تبدیل کرده تا ترامپ علاقهاش را به امور کرانه شرقی مدیترانه از دست بدهد.
ترکیب نامنسجم نیروهای ثبات!
بُعد سیاسی ــ اداری هیأت صلح غزه به نسبت بُعد امنیتی آن با سرعت بهتری به پیش میرود. اندونزی تنها کشوری است که تعهد محکم و مشخصی برای اعزام نیرو به نیروی ثبات بینالمللی غزه داده و آموزش تا ۸۰۰۰ سرباز را آغاز کرده است. در راستای همین روند، مراکش بهعنوان اولین کشور عربی در آستانه پیوستن قرار دارد و مذاکرات پیشرفتهای با آمریکا انجام داده؛ یونان و آلبانی نیز در مراحل پیشرفته مذاکره هستند و انتظار میرود بهزودی به این نیرو بپیوندند. گزارشهای رسانههای اسرائیلی مانند کان۱۱ و اورشلیمپست تأکید دارند که مراکش احتمالا پیشتاز کشورهای عربی خواهد بود و هماهنگی با ارتش رژیمصهیونی برای ایجاد پایگاه در جنوب غزه بین رفح و خانیونس در جریان است.از کشورهای دیگری مانند مصر، قطر، امارات متحده عربی، ترکیه، پاکستان، جمهوری آذربایجان و ایتالیا در گذشته نام برده شده و آنها علاقهمندی نشان دادهاند اما تاکنون تعهد مشخص یا پیشرفت ملموسی گزارش نشده است. تلآویو همچنان مخالف حضور ترکیه و قطر است و بسیاری از کشورها بهدلیل ابهام در مأموریت بین حافظ صلح یا اعمال امنیت، همچنین خطر درگیری با فلسطینیان و تمرکز قدرت در دست سکاندار کاخسفید مردد ماندهاند.