قبله آخرین
مسعود عالی: حجت خدا کیست؟ شرایط حجت خدا بودن چیست؟ چرا خدا در هرزمانی حجتی روی زمین دارد؟ آیا حالا میشود با او ارتباط داشت؟ چرا اگر او نباشد زمین و زمان بههم میریزد؟ مهمتر از همهچه نیازی به او هست؟ و... حتما شما هم درگیر سؤالاتی از این دست یا موارد اینچنینی شدهاید که بهطور نظری و عقلی در ارتباط با اندیشه ظهور و وجود شخصی تحت عنوان «امام زمان» بیجواب مانده باشد یا حداقل جواب درست و قانع کننده را پیدا نکرده باشید.
برای این موضوع کتاب «قبله آخرین» که مجموعهای جمعآوری شده از برنامههای سمت خدا با محوریت صحبتهای حاج آقای عالی و ویراستاری آقای حسین صادقی است، میتواند گزینهای مناسب باشد. این کتاب در سه جلد طراحی شده که هر جلد آن به موضوعی خاص و جنبهای متفاوت از ظهور میپردازد و جلد اول آن(که بیشتر محتوای این یادداشت را به خود اختصاص داده است) از نظر مبنایی و عقلی با رجوع به مستندات شیعه و قرآن مسأله را بررسی میکند. نویسنده در کتاب ادعا کرده باور به وجود امام زمان(عج) میتواند آدمی را از جهل نجات داده و دید جدیدی برای بررسی مشکلات زندگی به آدمی نشان دهد.
نقطه قوت کتاب علاوه بر محتوای منسجم و دستهبندی شده که میتواند منبع مناسبی برای امامپژوهی و آشنایی با منابع دیگر باشد، نوع نگارش آن است.از آنجایی که محتوای کتاب از سلسلهجلسات مهدوی در یک برنامه تلویزیونی متعلق به عموم جامعه جمعآوری شده، لحن روان و واضحی دارد که میتواند بهعنوان اولین کتاب علمی در این حوزه انتخاب مناسبی باشد.
قاعدتا محتوا و متن کتاب بهخاطر موضوع دینی، خالی از اصطلاح یا نکاتی نیست که نیاز به تحقیق بیشتر نداشته باشد اما توانسته با وجود این موارد و سختی فهم مفاهیم نظری به شکلی پاسخ صورت سؤال را ارائه کند که برای هرخوانندهای قابل فهم باشد و هرکسی بتواند با توجه به نیاز خود به هرکدام از سه جلد این مجموعه کتاب رجوع کرده پاسخش را دریافت کند.
غایب
حسن بیانلو: به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار باز آید...
کتابی که ابتدایش با سخن جناب حافظ آغاز شود، خواندن هم دارد!
گاهی نام یک نفر، آرام اما مداوم در ذهن آدمی تکرار میشود؛ نام کسی که حضورش را حس میکنی، حتی اگر او را ندیده باشی... .
کتاب «غایب» از همین حس شروع میشود؛ از پرسشی قدیمی درباره امامی که در پرده غیبت است اما زندگی انسانها را بیتفاوت رها نکرده است.غایب نوشته حسن بیانلو، داستانی است که باور به امامزمان(عج) را در قالب یک روایت ساده و قابلفهم برای نوجوانان و جوانان بیان میکند. داستان با دستگیری دو مناقبخوان آغاز میشود؛ دو برادری که کارشان گفتن از فضیلتها و بزرگیهای اهل بیت(ع) است. آنها بهدلیل سخن گفتن از امام مهدی(عج) بازداشت شده و به دربار سلطان جوان برده میشوند. در آنجا فرصتی پیدا میکنند تا درباره امام غایب سخن بگویند و از باورشان دفاع کنند.
از همین نقطه، روایت وارد مسیر گفتوگو، داستان و اندیشه میشود. نویسنده بهجای ارائه توضیحهای خشک و مستقیم، مفاهیم اعتقادی را در دل داستان و صحبتهای شخصیتها قرار میدهد. خواننده همراه با آنها، فضای ترس و فشار حکومت، امید پنهان شیعیان و معنای واقعی انتظار را درک میکند. داستان نشان میدهد که چرا نام امام زمان(عج) برای حکومتها نگرانکننده است و چگونه همین ترس، دلیل زندهبودن این باور است.
یکی از ویژگیهای مهم غایب، این است که امام زمان(عج) را دور و دستنیافتنی نشان نمیدهد. حضور او در لابهلای روایت حس میشود؛ حضوری آرام اما مؤثر که شخصیتها را به انتخاب، شجاعت و مسئولیتپذیری میرساند.
کتاب تأکید میکند که غیبت به معنای نبودن نیست، بلکه شکلی دیگر از همراهی و هدایت است.نثر ساده و روان کتاب باعث میشود نوجوان و جوان بدون خستگی داستان را دنبال کند. غایب کتابی خواندنی است که فکرکردن را هم جدی میگیرد.
به نظر من یکی از مهمترین نکات این کتاب، همین نثر روان است. با اینکه مخاطب نوجوانان و جوانان هستند ولی وقتی نظرات باقی خوانندگان را میخواندم، میدیدم که حتی بزرگترها هم با این کتاب ارتباط برقرار کردهاند.کتابهای زیادی درباره امامزمان(عج) نوشته شده اما نویسنده برای نگارش کتاب غایب، سراغ منابع دستاول و قدیمی رفتهاست.
کمی دیرتر
سیدمهدی شجاعی: وقتی جشن نیمهشعبان بهپا میشود همه اهل محل در تکاپوی این خواهند بود که مراسم به بهترین شکلش صورت بگیرد. چه کسی دوست دارد نامش بین در و همسایه بد در برود که مثلا آقا و خانم فلانی خوب زحمت نکشیدند و وقت نگذاشتند، پس مراسم خراب شد.
بهعلاوه هیچکس دلش نمیخواهد اقوام و آشنایانش خیال کنند او واقعا منتظر آقا نیست یا اگر هست و دلش میخواهد او ظهور کند در مناجاتهایش نه مثل امری بایدی که گاهی یادش میافتد و بیشتر مواقع حواسشنیست.
معلوم است که همه دلشان میخواهد از این سفره سهمی بردارند و آبرویی بخرند. هزارویک معیار هم برای اینکه چه کسی از روی رفتارش میتواند منتظر بهتری باشد در میان ما وجود دارد که همه حواسشان به این دو دوتا چهارتای ظاهری هست جز آن جوانک خامی که بلندبلند در میان مراسم دعا میکرد: «آقا نیا!»
اصلا انگاری برایش مهم نیست که مردم چه فکری میکنند و پشت سرش چه حرفی میزنند. زمانی هم که آقارحیم نصیحتش میکرد که: «وقتی همه جمع یک چیز را بلندبلند میخواهند تو دیگر مخالفت نکن خوب نیست!» به خرجش نمیرفت که نمیرفت ... .
کتاب کمی دیرتر به قلم سیدمهدی شجاعی نقدی است به نثر روان و شیوا بر رفتارهای جامعه مدعی انتظار ظهور امامزمان(عج) که عمده تمرکزشان را روی کنشهای ظاهری و نشانههای بیرونی گذاشتهاند.
فضای کتاب به مخاطب نزدیک است و نویسنده به کمک وضوح زبان گفتارش توانسته ایرادات را با حالات آشناییزدایانهای بیان کند. همچنین تلاش کرده در پی این نقد سؤالاتی همچون منتظر واقعی کیست یا چه کارهایی را باید برای ظهور انجام داد، بیجواب نگذارد و به خواننده معیارهای بهتری برای فهم موقعیت فکری خود نسبت به ظهور بدهد.
اگر میخواهید در فضای مذهبی کتابی را پیدا کنید که هم بتواند به جامعه اطرافش با نگاهی انتقادی پیش برود و هم از روانی و سادگی محتوا لذت ببرید، کمی دیرتر میتواند مجموعه مناسبی برای این مقصود باشد.
سفیر دوازدهم
زینب امامینیا: این روایت فقط قصه گذشته نبود؛ پنجرهای بود رو به فهم بهتر امروز. «سفیردوازدهم»، داستانی است که خواننده را به یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ شیعه میبرد؛ دورانی که جهان در آستانه غیبت امام زمان(عج) قرار دارد و ایمان، بیش از هر زمان دیگری، هوشیاری و شجاعت میطلبد. این کتاب با نثری داستانی و روان، فضای پرالتهاب روزهای پایانی امامت امام حسنعسکری(ع) و آغاز امامت حضرتمهدی(عج) را به تصویر میکشد.
روزگاری که حکومت عباسی با ترس و وسواس، در پی شناسایی و از میان برداشتن امام دوازدهم است و شیعیان ناچارند در سکوت، پنهانکاری و اضطراب زندگی کنند. در چنین فضایی، نقش «سفیران» یا نایبان خاص امامزمان(عج) شکل میگیرد؛ انسانهایی که واسطه ارتباط میان امام پنهان و شیعیان هستند.سفیر دوازدهم نشان میدهد که این مأموریت چقدر سنگین و خطرناک بوده است. هر پیام، هر دیدار و هر تصمیم میتوانست سرنوشت یک انسان یا حتی آینده یک جریان اعتقادی را تغییر دهد.
زینب امامینیا با فضاسازی دقیق، مخاطب را در دل کوچهها، خانههای مخفی و نگاههای نگران آن دوران قرار میدهد و او را با ترسها، امیدها و ایمان شخصیتها همراهمیکند.
نقطهقوت کتاب، تصویر زنده و ملموس از امامزمان(عج) است؛ امامی که اگرچه از دیدگان پنهان است اما حضورش در زندگی یاران و شیعیان کاملا حس میشود. این کتاب بهخوبی نشان میدهد که غیبت، به معنای نبودن نیست؛ بلکه شکلی متفاوت است از هدایت ... .
سفیر دوازدهم اثری مناسب نوجوانان و جوانانی است که به خواندن صرف راضی نمیشوند و میخواهند تاریخ را لمس کنند. کتابی که مفهوم انتظار را از یک واژه تکراری، به مسئولیتی زنده و آگاهانه تبدیل میکند و خواننده را تا آخرین صفحه با خود همراه نگهمیدارد.