۲- بسیاری از کارشناسان نظامی با برآورد انبوه متغیرهای ژئوپلتیک و نظامی معتقدند سناریوی وقوع جنگ کلاسیک بهرغم تهدیدهای مکرر ترامپ دور از واقع است. هرچند احتمال حملات هوایی و موشکی محدود یا جنگ دریایی در خلیجفارس و دریای عمان را بعید نمیدانند. طی کمتر از یک ماه گذشته، رهبری معظم انقلاب اسلامی دو سخنرانی داشتهاند که در آن چند کد مهم نظامی را به طرف مقابل گوشزد کردهاند: نخست در صورت آغاز جنگ توسط آمریکا، این میتواند به منزله آغاز جنگ منطقهای باشد و دوم امکان مواجهه آفندی تکنولوژی نظامی ایران با ناوهای پیشرفته جنگی آمریکا. به نظر میرسد این دو ملاحظه آمریکا را در وضعیت ابهام در تصمیم قرار داده است و نظم ذهنی آمریکاییها دچار آشفتگی شده است. بهویژه که تجربه جنگ ۱۲ روزه پیشاروی آنهاست.
۳- اما جنگ منطقهای که قطعا به معنای جنگ با کشورهای منطقه نیست و اشاره به پایگاههای نظامی آمریکا و نیروهای مستقر درآن دارد(مانند بحرین، قطر،امارات،ترکیه،عربستان و...)،حاوی دلالتهای مهم نظامی برای طرف مقابل است. باتوجه به تنوع جغرافیای پایگاههای نظامی آمریکا از مدیترانه تا خلیجفارس و دریای عرب، این بدان معناست که ظرفیت تهاجمی ایران متکثر است و تابع مهندسی نظامی چندلایه، توزیع شده و اقلیممحور است. اگر چنین ساختار نظامی بخواهد سریع، دقیق و کارآمد عمل کند، باید در عین وحدت فرماندهی از گونهای نظام فدرالیته نظامی - امنیتی برخوردار باشد. ساختاری با توانمندیهای متنوع نظامی و مهمتر اختیارات نظامی تفویضشده که به محض روشن شدن آژیر خطر جنگ منطقهای، به طور اتوماتیک تمامی لایههای نظامی در هوا و زمین و دریا وارد مدار حمله نظامی خواهند شد در مناطق طراحیشده نزدیک به حوزه پایگاههای آمریکا.
۴- واقعیت این است که هر دو کشور بهخوبی از هزینههای جنگ مستقیم آگاهاند. اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و ثبات منطقهای همگی تحتتاثیر چنین درگیری قرار خواهند گرفت. به همین دلیل ایالات متحده با نیروهای نیابتی چون عراق صدامحسین و رژیم نتانیاهو با ایران درگیری پیدا کرده است. ساختار نظامی ایران چه بهلحاظ قدرت تکنولوژی بسیار توسعهیافته، چه به جهت جغرافیای پیچیده نظامی و البته از همه مهمتر سربازان مومن، فداکار و فدای ملت ایران و رهبری مقتدر و شجاع میتواند ترامپ را در باتلاقی گرفتار کند که بهراحتی از آن بیرون نیاید.