در ارزیابی این تحولات، میتوان گفت که هرچند آینده مذاکرات همچنان در وضعیت عدم قطعیت قرار دارد، نسبت به دو مرحله قبل، شکلگیری چارچوب مشخص، خود نشانهای از حرکت روبهجلو است. وجود توافق بر سر اصول کلی، ولو نهایی نباشد، یعنی طرفین در نقطهای حداقلی از فهم مشترک ایستادهاند. این خود یک دستاورد در شرایطی است که اعتماد متقابل فرسوده و فشارهای سیاسی خارجی همچنان سنگین است.
در همین راستا، برخی تحرکات دیپلماتیک همزمانی قابلتوجهی پیدا کردهاند؛ از جمله سفر وزیر خارجه عمان به ایالات متحده و دیدار او با مقامهای بلندپایه آمریکایی، که ناظران آن را نشانهای از تداوم گفتوگوهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن در چارچوب پرونده هستهای دانستهاند. محور اصلی این گفتوگوها همچنان بر موضوع لغو تحریمها متمرکز است، در حالیکه دو طرف بر سر عدم طرح مباحث موشکی و منطقهای در این مرحله توافق دارند. این تفکیک حوزهها، اگر حفظ شود، میتواند مسیر مذاکرات را از پیچیدگیهای سنتی و دامنهدار منطقهای دور نگه دارد و به تمرکز بر پرونده هستهای کمک کند. همزمان گفته میشود که قطر و عمان در حال رایزنی برای شکلدهی یک چارچوب همکاری امنیتی منطقهای میان ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس هستند؛ تلاشی که هدف آن کاستن از نگرانیهای همسایگان و بیرون کشیدن گفتوگوهای امنیتی از مدار رقابتهای بینالمللی است.این طرح اگربه مرحله طراحی نهایی برسد،میتواند شالودهای برای مدیریت منطقهای بحرانها ایجاد کند؛ هرچند هنوز در حد پیشنهاد است.
باوجود این پیشرفتهای نسبی، موانع جدی نیز پابرجاست. سیاستهای رژیم صهیونیستی همچنان مهمترین عامل بیرونی بازدارنده روند توافق است؛ تلآویو آشکارا درپی آن است که هر گونه تفاهم میان تهران و واشنگتن را پیش از آنکه مسأله امنیت اسرائیل تعیین تکلیف شود، مختل سازد. نکته دیگر، نحوه ادامه مذاکرات در دو سطح سیاسی و فنی است؛ همزمانی این دو مسیر نشان میدهد طرفین به چارچوبی مشخص رسیدهاند و حال باید جزئیات فنی را در همان قالب بررسی کنند. این امر در دورههای گذشته ناممکن بود؛ زیرا هنوز نقشه مذاکرات روشن نشده بود.اکنون، تعریف دقیق چارچوب، گفتوگوهای فنی را معنادار کرده است.
در بخش هستهای، ایران بر آمادگی خود برای اعتمادسازی و عمل شفاف تأکید دارد. حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در مذاکرات امروز، نشانه تعهد ایران به نظارت بینالمللی تلقی میشود. هرچند نقدهایی بر عملکرد آژانس مطرح است اما واقعیت آن است که هیچ نهاد دیگری در نظام بینالملل جایگزین نظارت فنی آژانس نیست. از این رو، تداوم همکاری با این نهاد برای رفع بهانههای طرف مقابل و جلوگیری از بازتولید فشارهای سیاسی در پوشش مسائل فنی نهتنها ضروری بلکه راهبردی است.
سومین محور قابلتوجه در تحلیل این دور از گفتوگوها، ماهیت مرحلهای توافق احتمالی است. رویکرد مذاکرهکنندگان براساس گامهای متقابل و همزمان طراحی شده است؛ بدین معنا که هر اقدام ایران باید در برابر اقدام طرف مقابل قرار گیرد، نه پیشدستانه و یکطرفه. چنین الگویی میتواند از تکرار تجربههای تلخ گذشته جلوگیری کند، زمانی که ایران تعهدات خود را اجرا کرد اما طرف مقابل در عمل، به وعدههای خود پایبند نماند. درنهایت گرچه مذاکرات هنوز به نقطه تصمیم نهایی نرسیده، واجد نشانههایی از پویایی و سازمانیافتگی است. شکلگیری دستور کار، تفکیک موضوعات، همکاری منطقهای و اعتمادسازی هستهای، هر یک درجای خودعناصرمثبت این مرحلهاند اما در سوی مقابل، کارشکنیهای اسرائیل، بیاعتمادی ریشهدار و پیچیدگی فضای منطقه، همچنان سایه سنگینی بر مسیر توافق افکندهاند.