
فناوری تولید سلولهای بنیادی و استفاده از ویژگیهای این سلولها مقوله جدیدی در حوزه پزشکی است که در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است.
کشور ما هم از جمله کشورهایی است که به این توانایی دست یافته است و به نظر میرسد فاصله کشور ما با دیگر کشورهای پیشرو در این زمینه هم چندان زیاد نباشد.
در سالهای اخیر خبرهای جدیدی درباره موفقیت محققان مراکز تحقیقاتی کشور در زمینه ابداع روشهای جدید درمانی مبتنی بر ویژگیهای سلولهای بنیادی شنیدهایم.
با دکتر سیدحمید جمالالدینی عضو شورای عالی نخبگان و مدیر پژوهشکده و مرکز تحقیقات کاردیوژنتیک مرکز قلب و عروق شهید رجایی درباره ویژگیهای سلولهای بنیادی گفتوگو کردهایم.
اساسا سلولهای بنیادی چه ویژگیهایی دارد که در سالهای اخیر در حوزه پزشکی و بخصوص درمان بیماریها تا این اندازه مورد توجه قرار گرفته است؟
سلول بنیادی سازنده بدن انسان است و در نهایت این سلول مانند همه سلولها به بافت، اندام و در نهایت انسان تبدیل میشود. یعنی سلول بنیادی هم مانند همه سلولها سیر تکاملی را طی میکند. همه سلولها قابلیت تبدیل را دارد اما برخلاف یک سلول معمولی، سلول بنیادی دو ویژگی خاص دارد. یکی از این ویژگیها قدرت تکثیر نامحدود است. ویژگی دیگر قابلیت پرتوانی این سلولهاست.
یعنی یک سلول بنیادی قابلیت تبدیل به بافتها و اندامهای مختلف را دارد. از دیگر ویژگیهای سلولهای بنیادی میتوان به توانایی خودسازی و نوسازی آنها اشاره کرد که این ویژگی را هم میتوانیم به دیگر خصوصیات سلولهای بنیادی اضافه کنیم. به نوعی، سلولهای بنیادی همهمنظورهاند. بعضی از سلولهای بنیادی چندمنظوره هستند، اما اساسا ماهیت سلولها تکمنظوره است. یعنی سلول عادی پوست فقط به سلول پوستی تبدیل میشود. اما سلولهای بنیادی اولیه میتواند همهمنظوره یا چندمنظوره باشد. سلولهای بنیادی اولیه یا جنینی همهمنظوره است. به عبارتی توانایی تبدیل به همه انواع سلولها را دارد. بستگی به این دارد که در چه محیطی و تحت تاثیر چه عواملی قرار گیرد که این موضوع اصلی همه آزمایشها و پژوهشهایی است که در زمینه سلولهای بنیادی انجام میشود.
یکی از نگرانیهای پدر و مادرهایی که در بدو تولد فرزندشان تصمیم میگیرند نمونهای از سلولهای بنیادی جفتی یا جنینی فرزندشان را ذخیره کنند این است که آیا شرایط نگهداری بانکهای زیستی استاندارد است. به نظر شما در این مراکز استانداردها رعایت میشود؟
واقعیت این است که اقداماتی که در این زمینه انجام میشود باید مطابق با استانداردهای خاص برای نگهداری نمونههای زیستی باشد که نیازمند محیطهای خاص است. البته حتی با صرف هزینه کم هم میتوان این شرایط را ایجاد کرد. راهاندازی بانکهای زیستی از جمله اقدامات موثر در حوزه پزشکی است که میتواند محلی برای نگهداری نمونههای زیستی مانند سلول یا DNA باشد.
اگر روزی توانستیم به فناوریهای خاص در این حوزه دسترسی داشته باشیم با در اختیار داشتن بانکهای زیستی میتوانیم این فناوریها را به مرحله بهرهبرداری برسانیم. این اطلاعات، ورودی را میسازد. مثلا اگر افرادی با خصوصیات و بیماریهای مختلف داشته باشیم، در شرایطی که امکانات پژوهشی فراهم باشد و بخواهیم در زمینهای تحقیق کنیم، باید از همین امروز نمونههای زیستی مورد نیازمان را جمعآوری کنیم. به این ترتیب چهار تا پنج سال عقب میافتیم. اما اگر بانک زیستی خوب و اطلاعات بالینی مورد نیاز را داشته باشیم به هیچ امکانات دیگری نیاز نداریم و بدون این که هزینه زیادی صرف کرده باشیم از نمونه خون، بزاق، بند ناف و حتی جنین به عنوان ذخایر بانکهای زیستی استفاده میکنیم. بنابراین باید در کشور بانک زیستی وجود داشته باشد البته ممکن است حتی در این شرایط هم تحقیقاتی را انجام دهیم و به نتیجه موفقیتآمیزی هم نرسیم اما حداقل این است که عقب نخواهیم بود، زیرا نمونههای زیستی از افراد مبتلا به بیماریهای خاص را داریم و به جای این که هزینه زیادی را صرف پروژه تحقیقاتی کنیم با کمترین هزینه به نتیجه میرسیم. الفبای یک کار تحقیقاتی و پژوهشی در زمینههایی مانند ژنتیک و سلولهای بنیادی، بانک زیستی است. این که در مراکز مختلف شرایط نگهداری سلولهای بنیادی یا نمونههای زیستی استاندارد است یا خیر موضوعی است که باید از زاویه دیگری به آن نگاه کرد. ممکن است کیفیت یا نیمه عمر نمونههای زیستی با گذشت زمان کاهش پیدا کند. ماهیت کلی این است که با گذشت زمان افت کیفیت نمونهها را مشاهده میکنیم؛ اما رعایت استانداردها میتواند در بهبود کیفی نمونهها موثر باشد.
سلولهای بنیادی مقوله جدیدی در دنیای پزشکی است، اما قطعا علمی نیست که یکشبه به وجود آمده باشد. نخستین بار از چه زمانی تحقیق درباره این گروه از سلولها و شناسایی آنها در سطح دنیا مورد توجه قرار گرفت؟
سابقه نخستین آزمایشها و تحقیقات درباره سلولهای بنیادی به قرن بیستم یا به عبارتی سال 1960 میلادی برمیگردد. در آزمایشهایی که از سوی گروهی از دانشمندان روی موشهای آزمایشگاهی انجام شد، از نیروی اشعه تابشی برای تخریب یکسری از سلولهای خونی استفاده شد و بعد این سلولها با خون دیگری جایگزین شد و مشاهده شد که سلولهای تخریب شده بازسازی میشود. پس از آن دانشمندان متوجه شدند کلونیهایی در خون وجود دارد که در آن همه رده سلولها یافت میشود. محققان حدس زدند این کلونی از سلولهای بنیادی است. برخلاف آنچه فکر میکنیم سلولهای بنیادی بر اثر ویژگیهای اختصاصی که دارند، شناسایی میشوند نه براساس شکل ظاهری. برای مثال سلول عصبی و قلبی هر کدام شکل خاص خودشان را دارند، اما وقتی از سلولهای بنیادی صحبت میشود، ما به دنبال شکل ظاهری آنها نیستیم. درست است که در رده خودشان این سلولها هر کدام شکل بخصوصی دارند، اما مهمترین مشخصه این سلولها، ویژگیهای آنهاست که آنها را از سلولهای غیربنیادی متمایز میکند.
ویژگی مهم این سلولها چیست که موجب شده تا این اندازه در دنیای پزشکی سر و صدا به راه اندازد؟
به طور کلی پژوهش در زمینه سلولهای بنیادی به سه دلیل در سطح دنیا مورد توجه قرار گرفته است؛ یکی از این دلیلها اهمیت آنها در پژوهشهای پایه است. دلیل دیگر اهمیت سلولهای بنیادی، تواناییها و قابلیتهای آنها در درمان و آسیبدیدگیهاست. وقتی برای درمان سکته قلبی یا بیماریهای سرطانی به سلولی با توانایی تبدیل نیاز داریم، سلولهای بنیادی میتواند کمککننده باشد و دلیل سوم هم امکان بهکارگیری این سلولها در تولید داروهای جدید است.
سلولهای بنیادی در چه حوزههایی کاربرد دارند یا میتوانند کاربرد داشته باشند؟
سلولهای بنیادی کاربرد گستردهای دارند. براساستحقیقاتی که در دنیا انجام شده در درمان طیف وسیعی از بیماریها و آسیبدیدگیها از سکته قلبی، ترمیم آسیبدیدگیهای بافت قلب و درمان بیماریهای قلبی یا ترمیم بافتهای استخوانی که تحت عنوان بیوایمپلنتها یا ایمپلنتهای زیستی از آنها نام برده میشود، میتوان از ویژگیهای سلولهای بنیادی استفاده کرد. در ایران هم در این زمینه در مراکز مختلف مانند مجموعه همانندساز بافت، تحقیقات و فعالیتهایی انجام شده است.
از ماهیت سلولهای بنیادی برای تولید جایگاه بافت استخوانی استفاده میشود که میتواند ضایعات بافت استخوانی و خوردگیهایی را که نیاز به ترمیم دارد، پر کند. سلولهای بنیادی حتی در تولید دریچه قلبی، ترمیم ضایعات عصبی، سوختگیها یا زخمهای مزمن که یکی از معضلات دوران سالمندی است و بار هزینه زیادی را به حوزه بهداشت و درمان کشور تحمیل میکند هم میتواند کاربرد داشته باشد. علاوه بر این برای ترمیم لوزالمعده، سلولهای پانکراس، درمان دیابت به عنوان بیماری که جمعیت قابل توجهی با آن دست و پنجه نرم میکنند یا بیماریهای عصبی مانند آلزایمر یا پارکینسون، درمان سرطان خون و بیماریهای کبدی که موجب ازکارافتادگی کبد میشود هم میتوان از ویژگیهای سلولهای بنیادی برای درمان استفاده کرد.
این سلولها به طور طبیعی در بدن وجود دارد. یک انسان 70 کیلویی تقریبا 10×2 سلول خونی میسازد که همچنان قابلیت تبدیل به دیگر سلولها را دارد. روزانه میلیونها سلول گوارشی در بدن انسان از بین میرود و جایگزین میشود که مبتنی بر خصوصیات و ویژگیهای سلولهای بنیادی است. تعداد سلولهای بنیادی بالغ که در رده خونی قرار میگیرد، کمتر است. هر چه تمایز انجام شده و بیشتر پیش رود، ردههای بالاتری را هم میتواند بسازد. از هر 150 هزار سلول خونی مغز استخوان، یکی از آنها سلول بنیادی است که میتوان از آن برای درمان بیماریهای خاص و بویژه سرطانهای خونی که رده درگیری سلولهای مختلف را شامل میشود، استفاده کرد. در زمینه درمان ناشنوایی و نابینایی، مطالعات حیوانی انجام شده است. در بعضی موارد هم مطالعات انسانی انجام شده که نتایج موفقیتآمیزی به همراه داشته است. نابینایی و ناشنوایی علل مختلفی دارد و نمیتوان تنها با روش تزریق سلول بنیادی آن را درمان کرد. اما در بعضی موارد درمان به کمک سلولهای بنیادی نتایج خوبی به همراه داشته است. آرتروز بیماری است که منجر به از بین رفتن و تغییر ساختار غضروفها میشود که در این زمینه هم سلولهای بنیادی میتواند راهکاری برای درمان باشد. در بسیاری از دیگر بیماریهای عصبی مانند MS تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. حتی در ساخت دندان مصنوعی و شکلگیری داربستهای طبیعی برای دندان هم میتوان از سلولهای بنیادی استفاده کرد. همه اینها نشان میدهد نگاه وسیعی در این زمینه وجود دارد.
به نظر شما آیا ضروری است در درمان همه این بیماریها سراغ سلولهای بنیادی برویم؟
نکته مهم این است که در همه این تحقیقات توجه به چند نکته مهم و ضروری است. مانند بسیاری از دیگر طرحهایی که در حوزه سلامت مطرح میشود، ضروری نیست که کاری به صورت عمومی توصیه شود. برای مثال برای درمان هر بیماری از سلول بنیادی استفاده نمیشود بلکه باید هزینه آن در نظر گرفته شود. یعنی در نظر گرفتن هزینه اثربخشی مهم است. اثربخشی بالینی کامل نیز از دیگر موضوعاتی است که باید در این حوزه مورد توجه قرار گیرد. برای مثال گفته میشود پس از گذشت ده سال کیفیت سلولهای بنیادی بندناف کاهش مییابد. ما باید در این تحقیقات که فازهای نوین بالینی را پشتسر میگذارد دست به عصا حرکت کنیم.
واقعیت این است که سلولهای بنیادی علم نوینی است باید ببینیم پس از گذشت چند سال، تحقیقات بالینی هم نتایج مشابهی دارد. در هر روش درمانی نکته مهم، کیفیت زندگی است. عرض زندگی هم مهم است. وقتی میتوان یک روش را به طور عمومی توصیه کرد که همه جوانب در نظر گرفته شود.
کشور ما در زمینه تحقیق درباره سلولهای بنیادی در چه جایگاهی است؟
در کشور ما پژوهش در زمینه سلولهای بنیادی در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است.تحقیق در بعضی زمینهها هیچ هزینهای ندارد و برای هر کشوری مفید است. هر کشوری که بتواند به مخازن ژنی و سلولی غنی دسترسی داشته باشد میتواند یک گام جلوتر باشد. البته ذخایر زیستی مفهوم و تعریف خاص خودش را دارد. این ذخیره فقط به نگهداری نمونه در بانک بندناف نمونه جفتی یا نگهداری از یک سلول خونی و چند سیسی خون محدود نمیشود بلکه در کنار اطلاعات بالینی و ژنتیکی ارزشمند است و این همان چیزی است که تحت عنوان پرونده سلامت از آن صحبت میشود. اگر اطلاعات بالینی نباشد ذخایر زیستی به تنهایی فایدهای ندارد. بنابراین ذخیره و نگهداری اطلاعات برای هر کشوری لازم و ضروری است و باید این اطلاعات از طریق مراکز مختلف جمعآوری شده و در اختیار مراکز پژوهشی قرار گیرد. بهتر است اطلاعات زیستی در حوزههای مختلف به صورت تخصصی جمعآوری شود. موضوع بعدی پژوهش و تحقیقات است. آیا واقعا نیاز است هزینههای گزافی را اختصاص دهیم و در مقولههای جدیدی مانند سلولهای بنیادی قدم بگذاریم؟ در این زمینه اما و اگرهای زیادی وجود دارد. ما باید در کشور در همه زمینهها بین تحقیقات کاربردی و تحقیقاتی که با هدف توسعه علم انجام میشود، تعادل داشته باشیم و سعی کنیم با توجه به محدودیت منابع به سمت و سویی برویم که علم ما نافع باشد یعنی نیمنگاهی به کاربردی شدن داشته باشیم. باید توجه داشته باشیم گاهی در چاچوبی قرار نگیریم که با پول و هزینه داخلی برای خرید یک دستگاه یا فناوری مبلغی را هزینه کنیم و بعد کاری را انجام دهیم که در حال حاضر در کشورمان خروجی خوبی ندارد و تنها صرف اینکه مقالهای را منتشر کنیم سرمایه، فناوری، مواد مصرفی، زمان و اساتید را هزینه کرده و نتایج کارمان را در اختیار افرادی قرار دهیم که باید همه این هزینهها را خودشان پرداخت میکردند که نتایج کارشان برای شرکتهای دارویی یا مراکز دیگر مورد استفاده قرار گیرد. موضوع اصلی این است که باید هدفمند حرکت کنیم. اشکالی ندارد چند قطب در کشور شکل بگیرد و با نگاهی به بیماریهای بومی کشور خودمان مانند سرطانهای خونی و بیماریهای خونی حرکت کنیم اما باید توجه داشته باشیم در کدام حوزهها موفقتر بودهایم. باید نیازهای خودمان را در نظر بگیریم و بعد با همپوشانی و مشارکت در یک مسیر حرکت کنیم. برای مثال گاهی در یک مرکز درباره درمان بیماری تحقیق میشود که ممکن است در کشور ما شیوع بالایی نداشته باشد.
به نظر میرسد این روزها در بعضی مراکز درمانی، درمان به کمک سلولهای بنیادی جنبه تبلیغاتی پیدا کرده است.
این اشتباه است ما نمیخواهیم بگوییم ایجاد قطبهای درمان با سلولهای بنیادی اشتباه است. این عزم، عزم ملی است. بعضی موضوعات تحقیقی، جزیرهای است یعنی یک دانشگاه، یک مرکز یا یک مجموعه در یک زمینه تحقیقاتی را انجام میدهد. اما بعضی مقولهها، ملی است.
اگر کسی بخواهد یک بیمارستان سلول درمانی راهاندازی کند مشکلی ایجاد نمیشود اما وارد شدن در این مقوله نباید شخصی باشد و تحت عنوان اولین فعالیتهایی را انجام دهد. آفت این کار موفق نبودن و عوارض ناشی از آن است. اگر همه افراد صاحبنظر در این زمینه همکاری و مشارکت داشته باشند و همه افرادی که در مراکز مختلف کار کردهاند تجربههای خود را در یک جا جمعآوری کنند به مراتب بهتر است. وقتی تحقیقی برای نخستینبار انجام میشود بهتر است همه در آن مشارکت داشته باشند چرا که در اینجا آزمون و خطا چندان معنی ندارد.
چرا همه مراکز با هم در یک زمینه فعالیت نمیکنند؟
این یک ایراد است. فلسفه ایجاد شبکههای تحقیقاتی و قطبهای علمی ـ پژوهشی این بود که مطالعات و پژوهشها هدفمند باشد. به نظر میرسد لازم است قطبها و شبکهها وظایف اصلی خودشان را ایفا کنند و شاید این تحریم، این فرصت را ایجاد کند. وقتی بودجه نامحدود باشد هیچکس به فکر هدفمندسازی نیست. ما راهی جز این نداریم که پژوهشی نافع داشته باشیم. اگر میخواهیم در تولید علم در دنیا در زمینههایی به جز تولید علم کاربردی نقشی ایفا کنیم باید بین علم کاربردی و نقش تولید علم در دنیا تعادل ایجاد شود. باید ببینیم در چه زمینههایی و در چه شرایطی تحقیق و پژوهش به نفع ماست. تشکیل شبکهها و تیمها به منظور جلوگیری از گسیختگی و ایجاد همپوشانی خیلی مفید است. گاهی در یک سطح تحقیقات جزیرهای خوب جواب میدهد اما اگر مقالات و کارهای جدیدی در سطح دنیا وارد پروتکل درمانی میشود به این دلیل است که همه مراکز با همکاری هم عمل میکنند و نتایج تحقیقات به یک مرجع ارسال میشود و به این ترتیب همپوشانی ایجاد میشود. نه اینکه هرکس در هر رشتهای چند میلیارد هزینه کند برای کاری که در نهایت به 10 تا 15 مقاله منتهی میشود.
اگر بتوانیم از طریق سلولهای بنیادی اعضای یدکی بدن را تولید کنیم امکان تولید موجودات زنده هم وجود دارد. آیا میتوان از سلولهای بنیادی برای تولید موجودات زنده استفاده کرد؟
با وجود پیشرفتهای بهدست آمده در زمینه شناسایی ژنها ازنظر اخلاق پزشکی تردیدهای بسیاری وجود دارد. تولید اعضای مصنوعی از طریق شبیهسازی انجام میشود و با تحقیق در زمینه سلولهای بنیادی متفاوت است. شبیهسازی یعنی ایجاد یک موجود از سلول غیرجنسی یا کلونینگ. در شرایط طبیعی موجودات زنده از سلولهای جنسی به وجود میآیند. گاهی میتوان در تولید بیوایمپلنتها از سلولهای بنیادی استفاده کرد اما گاهی از تکثیر سلول غیرجنسی بافتی تولید میشود که در نهایت عضو موجودی را تولید میکند. این فرآیند شبیهسازی است و در نهایت میتواند به یک موجود کامل هم تبدیل شود و نمیتوان آن را نقض کرد. این کار وقتی ارزش دارد که بتوان موجودی را کاملتر از آنچه اکنون است به وجود آورد. به نظر من حتی اگر انسان موفق شود انسانی مانند خودش را خلق کند، کار بزرگی انجام نداده، چون شبیهسازی کرده است. آنچه مهم است خلق موجودی است که شبیه آن وجود نداشته باشد و تنها خداوند متعال میتواند این کار را انجام دهد. شبیهسازی و علم اعصاب نقش مهمی در تحول دنیای امروز داشته است. 20 سال پیش هزینهای معادل بودجه نظامی آمریکا که ده برابر بودجه نظامی روسیه است به علم ژنتیک اختصاص داده شد. اما هنوز در این زمینه به موفقیت کامل دست نیافته است. حتی مدلهای حیوانی شبیهسازی شده هم یا پایدار نبودهاند یا ویژگیهایی داشتهاند که برای بقا مناسب نبوده، بنابراین دچار پیری زودرس یا رشد سلولهای سرطانی شدهاند. بعد معنوی خارج از بعد جسمانی است. از نظر ایجاد روح ما نمیتوانیم کاری انجام دهیم و این همان بعد معنوی است که انسان را متمایز میکند، انسان میتواند از روی خود شبیهسازی کند، اما اینکه بتواند بعد روحانی را در دل این جسم فیزیکی قرار دهد، غیرممکن است چون کمال الهی را ندارد. شبیهسازی با خلق متفاوت است کسی میتواند خالق باشد که صاحب این مقام باشد و این مقام فقط از آن خداست.
حضور خیرین در امور پژوهشی ضروری است
در امور پژوهشی دستگاههای نظارتی باید به خروجیها و ورودیها توجه داشته باشند. گاهی ورودی خوبی داریم اما در مقابل خروجی خوبی نداریم. در این زمینه عوامل مختلفی تاثیرگذار است. ارزیابیها باید کاملا مبنای علمی داشته باشد. پس باید سیاستگذاریها دقیق باشد.
ابتدا باید اولویتها تعیین شود و سپس بین مراکز تحقیقاتی، پژوهشگاهها و پژوهشکدهها تقسیم شود. به نوعی سیاستگذار، خرید خدمت میکند. براساس تعهدات مراکز و پیشرفت فیزیکی آنها در تحقیق و پژوهش، بورس تزریق میشود و این هماهنگیها موجب همپوشانی میشود.
اگر احساس شود بودجه محدودی وجود دارد به جای اینکه همه این بودجه برای تجربه هزینه شود میتوان این بودجه را نگه داشت و از تجربه دیگران استفاده کرد.
ماهیت تحقیق همین است. اما در کشور ما یک حلقه گمشده وجود دارد و این نقش خیرین در امور پژوهشی است. کار خیرین فقط ساخت یک ساختمان، تامین تجهیزات، گرفتن مجوز برای ساخت یک مرکز، یک دستگاه یا بخش، اختصاص امکانات و پرداخت هزینه درمان یک بیمار نیست. به نظر باید این کار ترویج داده شود.
لازم است رسانهها هم در این زمینه کار کنند. یعنی پس از تعیین اولویتها، خیرین با نگاه مستقیم خودشان در پژوهشهای کاربردی مشارکت داشته باشند. ما تا چه مدت میخواهیم برای افراد خاص و بیماران خاص در روزنامه درخواست کمک کنیم؟ بهتر است با متخصصان هر رشته مشورت کرده، نیازها را شناسایی و بعد برای حل این نیازها، اساسی فکر کنیم و این مبالغ را در یک راستا هزینه کنیم.
پس از چند سال وقتی زیرساختها ایجاد شود، همه افراد تحت پوشش قرار میگیرند. شاید از یک جمعیت 500 نفری از افراد مبتلا به یک بیماری خاص تنها پنج نفر به روزنامهها دسترسی داشته باشند و هزینه درمان آنها پرداخت شود.
تکلیف بقیه چیست؟ اگر یک کار پایهای در این زمینه انجام شود از این پس، همه افراد از کمک بهرهمند میشوند. در اینجا نقش خیرین پژوهشی بیش از پیش مورد توجه است.
کسی که دانش دارد با نشر آن زکات علم را پرداخت میکند اما گاهی همه میتوانند با اختصاص مبلغی در کارهای پژوهشی زیرساختی و کاربردی نقش داشته باشند.
فرانک فراهانیجم - گروه دانش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی بررسی کرد
رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت در گفتوگو با روزنامه «جامجم»
دکتر منوچهر متکی در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه جامجم ضمن تحلیل دشمنیهای اخیر آمریکا و تروئیکای اروپایی مطرح کرد: