مشحون هرگونه ارتباط میان کمبود اسپانسر در بسکتبال با فدراسیون تحت هدایتش را رد میکند و اعتقاد دارد برای رفع این مشکل علاوه بر هوشیاری باشگاهها موارد دیگری هم باید رعایت شود که به عهده رسانههای مختلف است. او فدراسیون بسکتبال را تلویحا یکی از پاکترین فدراسیونهای ورزشی از لحاظ وضع ترازهای مالی معرفی میکند. مشحون در گفتوگو با جامجم نظرات خود را درباره اسپانسرها و جایگاه آن در ورزش ارائه میکند. البته رئیس فدراسیون بسکتبال در این گفتوگو از ادبیاتی هم خطاب به برخی افراد و مربیان استفاده کرد که جامجم از ذکر آنها خودداری کرده است.
بحث اسپانسر و جذب حامیان مالی در بسکتبال چقدر اهمیت دارد؟
در رابطه با این پرسش در مدت اخیر بحثهای زیادی مطرح شده که متاسفانه ماهیت آن چیزی جز آشوب نیست. این بحثهایی که درباره اسپانسر یا سایر موارد مالی در بسکتبال شکل گرفته است هیچ کدام به نفع بسکتبال نیست و فقط برای ایجاد جنجال شکل میگیرد. اصولا هر صحبتی که درباره حضور اسپانسرها در بسکتبال به وجود میآید سر و ته ندارد و معمولا به جایی نمیرسد. هجمههای مربوط به اسپانسر چه چیزی را عاید ورزش کرده است که هنوز هم بحثهای زیادی درباره آن به وجود میآید. برای اینکه درباره اسپانسرها به درستی صحبت کنیم باید ابتدا ببینیم کسی که قصد سرمایهگذاری در ورزش دارد و به عبارتی میخواهد اسپانسر شود چه قصد و نیتی دارد و اصلا این فرد چه کسی است؟ هر کدام از این ویژگیها تعریف جداگانه خود را دارد و هر کدام محصول خاص خود را نیز داراست. فردی فقط برای منافع شخصی در بسکتبال تبدیل به اسپانسر میشود، افراد دیگری هم وجود دارند که علاوه بر حفظ منافع شخصی به فکر کمککردن به بسکتبال هستند، مورد سومی هم وجود دارد که فرد سرمایهگذاری میکند و علاوه بر نیتهایی که برمبنای حفظ منافع شخصی است همه چیز را برای خود میخواهد و حتی موزاییکهای کف تشکیلاتی را که برای آن اسپانسرشده، متعلق به خود میداند. در این مواردی که نام بردم مسلما فاکتور دوم ـ یعنی کسی که علاوه بر حفظ منافع شخصی به دنبال کمککردن به بسکتبال یا ورزش است ـ ارزش بسیار بیشتری دارد. او برای بسکتبال تاثیرگذار است و برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد. کاری که او انجام میدهد مثل سرریز فواره حوضی است که همه با دیدن آن لذت میبرند.
فدراسیون بسکتبال برای جذب اسپانسرها چقدر تلاش میکند؟
ببینید، بزرگترین اشتباهی که در بسکتبال به وجود میآید همین مسائل مربوط به اسپانسرهاست. من قصد اهانت به کسی را ندارم و فقط میخواهم آنچه در قلبم است منتقل کنم. فرض کنید فردی میآید که میخواهد پشتیبان کامل مالی فدراسیون ما باشد. ما هم با کمال میل قبول میکنیم، اما وقتی قرار است اتفاقهای دیگری بیفتد، باید تصمیم دیگری بگیریم. گاهی اوقات به دلیل برخی مسائل که به سود سرشاری مربوط میشود آن فرد از ما میخواهد برای مواردی مبلغ مورد نظرمان را بگوییم. من نمیدانم تا چه حد متوجه میشوید، اما امیدوارم تا ته قضیه را رفته باشید. در این مواقع من چه کاری باید انجام بدهم؟ هیچ، من هرگز برای پول، فدراسیون بسکتبال را دست هر اسپانسری نمیدهم. من با کسی همکاری میکنم که شفافیت در کار او حرف اول را بزند و سلامت کاری او برای همه مشخص باشد. فدراسیون مدتها تحت حمایت یک اسپانسر مشخص قرار داشت و در این رابطه همه چیز واضح و عیان بود. اشکالی که فدراسیون بسکتبال دارد این که از مسیری میرود که همه حساب و کتابهایش معلوم است. ما فقط این مسیر را بلدیم و هرگز فکر دیگری نمیکنیم. سال گذشته قرار شد پنج فدراسیون را از لحاظ مالی مورد بازرسی قرار بدهند که این اتفاق هجمه بزرگی را به وجود آورد. آن پنج فدراسیون کشتی، فوتبال، والیبال، بسکتبال و اگر اشتباه نکنم تکواندو بودند. بازرس کل وقتی به فدراسیون بسکتبال آمد و ترازهای مالی ما را بررسی کرد با خجالت رفت! آنها هر مدرکی میخواستند در اختیارشان گذاشتیم. من یکی که خیالم خیلی راحت است. اسپانسر برای بسکتبال خیلی مهم است، اما باید مواظب باشیم که سراغ چه کسی میرویم.
آیا مدت زمان کوتاه بازیهای لیگ بسکتبال باعث جذبنشدن اسپانسرها میشود؟
مطرحکردن این موارد برای ایجاد هجمه علیه ماست. لیگ این فصل پنج ماه طول کشید که به نظر من در این 12 سال که در فدراسیون هستم این لیگ زیباترین لیگی بود که تا به حال دیدهام. در این لیگ تکلیف هیچکس معلوم نبود. تیم البدر بندر کنگ میآمد و مدعی قهرمانی یعنی پتروشیمی را شکست میداد یا ماهان را میبرد، گرگان که اصلا مدعی نبود چهارم شد یا همیاری زنجان که برای قهرمانی آمده بود به مقام ششم رسید. هیچکس منکر پویایی این لیگ نمیشود. هیچ اسپانسری از لیگی که اسفند سال گذشته تمام شد، کنارهگیری نکرد. من به اندازه شعور و تواناییام کار انجام میدهم و این را خوب میدانم که برای پول هر کاری را نباید انجام بدهم. برای اینکه اوضاع اسپانسرها در بسکتبال را بهتر و بیشتر سر و سامان بدهیم میتوانستم از ذوب آهن، مهرام، ماهان یا هر تیم دیگری بخواهم که هر کدام برای بازیهای لیگ دو تابلو از تابلوهای تبلیغاتی دور زمین را بگیرند و تبلیغ کنند تا به نوعی خود اسپانسر این لیگ باشند، اما من گرسنه هم بمانم هرگز چنین کاری را انجام نمیدهم. میپرسید چرا؟ چون در این صورت همه توقعشان بالا میرود و این اصلا منطقی نیست. اگر بخواهیم این کار را واقعا انجام بدهیم همه چیز از قالب درست کار خارج میشود و همه چیز روی هوا میرود وگرنه خیلی از تیمها علاقهمند هستند خود این کار را انجام بدهند. حتی این را خوب میدانیم که با صلابت این کار را انجام میدهند، اما نمیخواهیم زیر بار این قضیه برویم. وقتی توقعشان بالا میرود ما هم نمیتوانیم کاری انجام بدهیم. همین باشگاه مهرام، خدمات بسیاری به بسکتبال ما کرده است، اما نمیتواند نقش یک اسپانسر را داشته باشد، بخصوص با اشتباهی که آخر سال گذشته از آنها سر زد.
چه اشتباهی؟
وقتی پتروشیمی بندر امام قهرمان شد مهرامیها حاضر نشدند به عنوان تیم دوم روی سکو بیایند که این تصمیم از گنجی (مدیرعامل مهرام) بسیار بعید بود. در شأن آنها نبود که چنین رفتاری داشته باشند. البته باز هم میگویم مهرام خدمات زیادی به این بسکتبال کرده است و خودشان هم متوجه شدهاند رفتارشان اشتباه بود. مهرام کارهای بسیار بزرگی کرد و حرکت غلط آخر سال گذشته آنها باعث نمیشود لطفهای بزرگشان را در بسکتبال از یاد ببرم.
شما اعتقاد دارید جذب نشدن اسپانسر برای بسکتبال تقصیر خود باشگاههاست؟
بله، کاملا طبیعی است تقصیر خودشان است. اصلا به فدراسیون چه ارتباطی دارد که یک باشگاه اسپانسر خود را از دست بدهد؟ اگر باشگاهها از مسیر انحرافی برای جذب اسپانسر اقدام کرده باشند که دیگر اصلا به من ربطی ندارد. از طرفی وقتی اسپانسر میبیند مربی و بازیکنان تیمی که روی آن سرمایهگذاری کرده است، نمیتوانند بر خلاف وعدهها خوب نتیجه بگیرند و در پیاده کردن خواستهها ناتوان هستند، طبیعی است که میرود و دیگر اسپانسر نمیشود. مقصر من نیستم، مقصر آن مربی و آن سرپرستی است که به اسپانسر وعده میدهند جزو چهار تیم برتر میشویم، اما جزو هشت تیم هم نمیشوند، وعده میدهند به فینال میرسیم و قهرمان میشویم اما ششم میشوند. خب وقتی اسپانسرها این روال را مشاهده میکنند دلسرد میشوند. آنها پول و آبروی خود را برای باشگاه گذاشتهاند، اما بسادگی میبینند به تعهداتی که به آنها داده شده، عمل نمیشود. این شخص یا اشخاص آنقدر غیرمنطقی نیستند که دوباره بیایند و سرمایهگذاری کنند. شعور آنها دیگر این اجازه را نمیدهد که پولشان را داخل جوی آب بریزند. از همه این بحثها که بگذریم آیا من باید میآمدم فلان تیم را قهرمان لیگ میکردم؟ ارزانتر از من سراغ ندارند، بنابراین هر چیزی را به من وصل میکنند.
چرا حامیان مالی در ورزش ایران جایگاه تعریفشدهای ندارند؟
این یک بحث مفصل است. یک مهمانی را در نظر بگیرید. برای آن مهمانی من مقدار مشخصی پول دارم و با کمک دیگران و اعضای خانواده دستهجمعی همکاری و مهمانی را برگزار میکنیم و حسابی هم آبروداری میشود. از این مهمانی همه لذت میبریم، اما جای دیگری هم است که من باید برای مهمانی پول خرج کنم، اما هیچ کس با من همکاری نمیکند و با این شرایط آن مهمانی یک آبروریزی تمام عیار میشود. شرایط ورزش ایران همین گونه است. اسپانسرها پول دارند، سرمایهگذاری هم میکنند، اما هیچ همکاری وجود ندارد و نتیجهاش فقط شکست و ناکامی میشود. این سرمایهگذار هزینه کرده، آبرویش هم رفته و حالا مورد تهاجم هم قرار میگیرد که چرا تیمش با ناکامی بزرگی مواجه شده است.
برای تقویت اسپانسرها و تشویق آنها به حضور در ورزش چه کاری باید انجام داد؟
برای تقویت اسپانسرها ما نیاز به دو پایه داریم. 1 ـ صداو سیما و 2 ـ مطبوعات. با رعایت این شروط اسپانسرها رغبت پیدا میکنند که در ورزش حضور داشته باشند. وقتی بازی بسکتبال به آن جذابی برگزار میشود و رادیو و تلویزیون اهمیتی نمیدهند، اسپانسرشدن چه معنایی دارد؟ وقتی نتیجه خوشحالکننده و بزرگی در بسکتبال رقم میخورد، اما فردای همان روز فلان روزنامه عکس یک فوتبالیست را در حال بستن بند کفشش نشان میدهد، دیگر چه انگیزهای باقی میماند؟
شما امسال از مدیران، مربیان و کارشناسان دعوت کردید برای برگزاری لیگ دیدگاههای خود را اعلام کنند. به چه منظور این کار انجام میشود؟ آیا تغییرات در برگزاری لیگ به کل کار لطمه نمیزند؟
به هیچ وجه، بشر جایزالخطاست و انسانها کامل نیستند و به همین دلیل ما چارهای جز استفاده از نظر دیگران نداریم. ما پیش از آغاز لیگ مجمعی متشکل از مربیان، مدیران و نمایندههای باشگاهها برگزار میکنیم. آنها آییننامه را بررسی میکنند و اصلاحیه را با کمک هم انجام میدهیم. گاهی اوقات پیش میآید عقل ما نمیرسد و یک مورد را پیشبینی نمیکنیم. مثلا امسال متوجه شدیم برای پرتاب نارنجک باید مواردی را در آیین نامه بگنجانیم یا این که اگر مانند فصل گذشته تیم نایبقهرمان نخواهد روی سکو بیاید چه کاری باید انجام بدهیم. بچه وقتی کوچک است مشکلاتش کوچک است، اما وقتی بزرگ میشود مشکلاتش هم بزرگ میشود. بسکتبال ما زمانی در غرب آسیا جایگاهی نداشت، اما اکنون بسکتبال ما را فراتر از آسیا میدانند، این خیلی خوب است، اما در کنار آن مشکلات ما هم چند برابر شده است. به همین ترتیب آییننامه ما فقط برای باشگاههایی بود که در حد غرب آسیا بودند ولی اکنون مدعی قهرمانی در آسیا هستیم و این آییننامه هم باید تغییر کند. شاید من، حسن نوربخش یا برادرم رضا که در فدراسیون حضور داریم درباره این آییننامهها درست تصمیم نمیگیریم، بنابراین وظیفه مربیان و مدیران است که با ما هماندیشی کنند. آنها نظر خودشان را میگویند ما هم باید آنها را در قالب آییننامه تنظیم کنیم.
شما از مربیان ایرانی در تیمهای ملی استفاده میکنید، اما با وجود این باز هم عدهای اعتقاد دارند مربیان متخصص از فدراسیون شما دور هستند. آیا با این نظر موافقید؟
مربی تیمهای ملی نوجوانان، جوانان، زیر 18 سال و زیر 19 سال همه ایرانی هستند. در تیم ملی بزرگسالان هم قبلا حاتمی وکمالیان بودند، مگر این دو نفر آفریقایی بودند؟! از طرفی آقایانی که میگویند از آنها استفاده نمیشود منصفانهتر فکر کنند. زمانی که ما از آنها تقاضای همکاری کردیم نمیآمدند، خب ما که همیشه منتظر آنها نمیمانیم. فکر کنید یک آژانس نزدیکی محل سکونت شما وجود دارد. حالا شما یک روز نیاز مبرم به آژانس دارید، اما آنها میگویند ماشین نداریم. حالا یک روز میرسد که این آژانس بدون مشتری مانده و به اصطلاح هشتش گرو 9 است و حالا به شما التماس میکنند از آنها ماشین بگیرید. خب وقتی نیازی ندارید جایی بروید چرا باید این کار را انجام دهید؟ الان شرایط مربیان ما هم همین طور است. زمانی که به آنها احتیاج داشتیم نیامدند، در حال حاضر چهکاری باید برای آنها انجام بدهیم. آقایانی که ادعا دارند ما از آنها استفاده نمیکنیم همیشه مدنظر ما قرار داشتهاند. از طرفی توقعشان هم خیلی بالاست. انتظار دارند آنها را سرمربی تیم ملی کنیم و حتی دستیارانشان را هم خودشان انتخاب کنند.
بچیروویچ از مهرام رفت. شما در تیمهای ملی کارها را به او واگذار کردهاید. آیا او میتواند همزمان تمام برنامههای جوانان برای رقابتهای جهانی و تیم ملی بزرگسالان را برای جام ملتهای آسیا پیش ببرد؟
اگر نمیتوانست او را برای چه میخواستیم؟! بعضی مربیان به این مربی اسلوونیایی اعتقاد ندارند و ما هم به آنها احترام میگذاریم. هر فردی میتواند به هر شکلی که خواست فکر کند. فراموش نکنید بچیروویچ قرار نیست تیمهای جوانان را تمرین بدهد، او به مربیان این تیمها فقط برنامه ارائه میدهد.
برخی اعتقاد دارند زمان تغییر رسیده است و باید بچیروویچ جای خود را درتیم ملی بزرگسالان به مربی دیگری بدهد.
بچیروویچ به عنوان سرمربی در مهرام خوب کار نکرد؟! خود من هر کاری که نکرده باشم بسکتبال را خوب بلدم و تمام مدارج آن را طی کردهام. هر افتخاری را هم که فکرش را بکنید به دست آوردهام؛ از قهرمانی در آسیا گرفته تا اسکار بسکتبالی. همه این افتخارات تعارف بود؟! خیر، من با این افتخارات و با همه تجاربی که دارم خوب میدانم بچیروویچ مربی خوبی است. او در حالی با مهرام نایبقهرمان لیگ شد که فقط دو ستاره در اختیار داشت؛ یکی مهدی کامرانی و دیگری صمد نیکخواهبهرامی. بقیه همه جوان بودند، اما بچیروویچ در مهرام با همین تیم جوان تا آستانه قهرمانی در لیگ پیش رفت و حتی فینال را به بازی پنجم هم کشاند. او مربی بسیار خوبی است و نیازی به تغییر او وجود ندارد.
تیم ملی بسکتبال جوانان سال آینده رقابتهای جهانی را پیش رو دارد. تیم ملی بزرگسالان هم باید خود را آماده حضور در جام ملتهای آسیا کند. چشمانداز شما برای این رقابتها چقدر روشن است؟
بسیار امیدوارم. همه سعی ما این است که تیمهای ملی ردههای سنی مختلف بهترین نتیجه را در هر میدانی بگیرند. هیچ کس نمیتواند بگوید ما چندم میشویم، اما حداقل این است که میتوانم بگویم ما نهایت سعی و تلاش خود را انجام میدهیم. ما برای موفقیت در تمام رقابتهای پیش رو حمایت کامل رسانهها و انرژی مثبت دوستان را نیازمندیم.
هیلدا حسینیخواه/ گروه ورزش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد