تنهایی سازنده یا کشنده؟
هر فردی دوست دارد در اوقات خاصی، احساس تنهایی را تجربه کند. تنهایی میتواند قدرت خلاقیت را به میزان قابل توجهی بالا ببرد. در اینجا میتوان با دید مثبتی به تنهایی نگاه کرد، زیرا حتی باورها و ارزشهای نادرستی که فرد بر آنها پافشاری داشته، در دل این سکوت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و فرد با اصلاح آنها به نحو صحیحی باورهای سازنده را رشد میدهد و ایدهها و افکار مخرب خود را کنار میگذارد. اغلب افراد در تنهایی، بازنگری درونی داشته و از خود سوال و جواب میکنند و نقاط منفی و مثبت خود را مورد ارزیابی قرار میدهند.
بنابراین تنهایی به خودی خود بد نیست و یکی از جنبههای مهم زندگی محسوب میشود، اما جنس و نوعی از تنهایی که دست و پای فرد را ببندد و نگذارد براحتی با اطرافیانش رابطه مناسب برقرار کند باید شناخت و برای آن اقدامات لازم را انجام داد.
ما در طیف تنهاییهای منفی، با دو نوع تنهایی سر و کار داریم؛ یکی تنهایی اجتماعی و دیگری تنهایی عاطفی. تنهایی اجتماعی، همان طور که از نامش پیداست به جامعه و عضویت داشتن در یک گروه مربوط میشود. وقتی فردی احساس کند نقاط مشترکی با دیگران ندارد، نسبت به دیگران احساس ناهماهنگی و عضویت نداشتن در یک گروه میکند و به تنهایی اجتماعی گرفتار میآید. چنین فردی در تعاملات اجتماعی خود با دوستان و همکارانش احساس بی لیاقتی و بی کفایتی میکند، بنابراین از عزت نفس و خود پندارهای پایین برخوردار است.
افرادی که در زندگی با شکستهای پی در پی مواجه و به دنبال آن با سرزنش افراد نزدیک خود روبهرو میشوند، در خود فرو رفته و خود را سرزنش میکنند و بیش از دیگران تنهایی را تجربه میکنند |
عمده نیاز چنین فردی اطمینان مجدد در مورد ارزشمندی خود است، که هیجان غالب و ایجاد شده در وی معمولا به شکل افسردگی خود را نشان میدهد، اما در تنهایی عاطفی فرد یکسری کمبودها و خلأهایی را در روابط صمیمی خود با دیگران احساس میکند، یعنی نداشتن ارتباط با اطرافیان، نداشتن احساس نزدیکی با دیگران و درک نشدن به عنوان یک شخص از تجارب معمول او به حساب میآید، بنابراین نیاز به دلبستگی و مهرورزی از جمله خواستهای عمده او به شمار میآید.
مبتلایان به تنهایی عاطفی
اما کسانی که دچار تنهایی عاطفیاند دلیلی بر فقدان روابط اجتماعیشان نیست، ممکن است چنین فردی بتواند در اجتماع به صورت شایستهای عمل کند، اما در سطح برقراری رابطه صمیمی با خانواده، همسر، فرزند و والدین خود نتواند رابطهای عاطفی بهینهای ایجاد کند، بنابراین هیجان غالب در این افراد، خود را به شکل افسردگی و اضطراب نشان میدهد. اما یکی از خصوصیات مشترک مبتلایان به این دو نوع تنهایی آن است که چون این افراد نمیتوانند ارتباط متقابل و رابطه صمیمی با دیگران داشته باشند، بنابراین قادر به نگهداری دوستان و بستگان زیادی در اطراف خود نیستند که این موضوع بیشتر خود را در تنهایی عاطفی نشان میدهد.
تنهایی با عواطف منفی همچون غم، ناراحتی، افسردگی، اضطراب و در برخی مواقع با خجالت همراه است. تنهایی عاطفی یکی از نتایج اصلی بروز اختلاف در روابط زن و شوهر است، همچنین این تنهایی خود را در شکافی که بین نسلهای مختلف به وجود میآید، نشان میدهد. اگر فرد نتواند برای تنهایی عاطفی خود چارهای بیندیشد به تنهایی اجتماعی هم کشیده میشود، زیرا به عنوان فرد شاغل، رابطهای صحیح با دیگران برقرار نمیکند. تنهایی یک تجربه ذهنی است. زمانی که بین روابط اجتماعی ایدهآل و روابط اجتماعی که هماکنون در آن قرار داریم، ناهماهنگی به وجود آید، فرد احساس تنهایی میکند.
عزت نفس پایین، تنهایی به دنبال میآورد
عوامل مختلفی وجود دارد که میتواند به احساس تنهایی افراد منجر شود. افرادی که احساس عزت نفس پایینی دارند و ترس در بیشتر کارها بر آنها غالب میشود، معمولا احساس تنهایی میکنند. فردی که با خود مدام میگوید من نمیتوانم در فلان کار موفق شوم، آن قدر کمرو هستم که هیچ کاری از من بر نخواهد آمد، بیشتر مستعد تنهایی است. افرادی که در زندگی با شکستهای پی در پی مواجه و به دنبال آن با سرزنش افراد نزدیک خود روبهرو میشوند، در خود فرو رفته و خود را سرزنش میکنند. شکست در ذهنشان پررنگ شده و بر همه موضوعات و اولویتهای زندگی سایه میاندازد و در نهایت دریچه ذهنشان کوچک میشود. آنها خود پنداره منفی و عزتنفس پایینی را تجربه خواهند کرد.
ما یکسری باورها و ارزشهایی را از خانواده خود میگیریم و آنها را به عنوان یکی از اولویتهای رفتاری مان مد نظر قرار میدهیم. اما زمانی که بین باورها و اعتقادات فعلی من و باورهایی که قبلا از خانواده به من منتقل شده ناهمخوانی و عدم تجانس به وجود آید، مشکل پیش میآید. مثلا گرایش و گذر از باورهای سنتی به مدرنیته و ناهمخوانی مولفههای این دو با هم میتواند به احساس تنهایی فرد منجر شود. تمرکز همراه با تعارض بر خویشتن میتواند به احساس اعتماد به نفس پایین، اضطراب، گناه و بیگانگی بینجامد.
احساس تنهایی و عادتهای افراطی
جالب است بدانید یکی از دلایل مهم طلاق، بخصوص در چهار سال اول زندگی، احساس تنهایی عاطفی است. نداشتن یک رابطه گرم و صمیمانه بین زن و شوهر میتواند تنهایی عاطفی را به ارمغان آورد. شکل نگرفتن روابط گرم و عاشقانه در زندگی زوجین، به نوع و شیوه روابط افراد در خانواده خود یعنی پدر و مادر یا مراقبتکنندگان اولیه برمیگردد.
موضوع دیگر در این باره وجود رابطه میان احساس تنهایی، افسردگی و شکلگیری برخی عادات غلط در افراد است. بسیاری از آدمهایی که احساس تنهایی میکنند برای جبران افسردگی خود به خوردنهای افراطی رو میآورند یا از صبح تا شب در یک فضای بسته فیلم میبینند که عملا مشکل آنها را تشدید میکند.
متاسفانه خانوادههای افراد تنها هم در این شرایط احساس همدردی و همدلی با آنها نکرده و خود را جای طرف مقابل قرار نمیدهند. پس همین عامل به تنهایی کافی است که به تنهایی افراد بینجامد.
شکوفه شیبانی /جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد