جملاتمان کودکانه و نپخته بود، در ابتداییترین شکل ممکن، پر از حرفهای نسنجیده، جملات خشک و بیتوصیف و انشایی که یک مقدمه، یک بدنه و در نهایت یک نتیجهگیری اخلاقی و گاه خندهآور داشت.
هول انشا هنوز در دل بعضیها مانده. اینها صفت منفور را برای انشا زیاد به کار میبرند و یادشان میآید که وحشت از خواندن انشای ننوشته و توبیخ شدن در کلاس چه طعمی داشت. دانشآموزان دهه 70 و قبل از آن خوب به یادشان مانده که در مقابل موضوع انشا تا چه حد خلعسلاح و دست بسته بودند و چقدر حس بدی داشتند که قادر به آوردن افکار و احساسشان روی کاغذ نبودند.
اما همه این هولها و ناتوانیها حالا به خاطره پیوسته، حتی خاطرات خوشایند شاگردان دست به قلم کلاس که خوب و روان، شهامت نوشتن مفید بودن ثروت را در دفتر انشا داشتند و لطیفترین کلمات را در توصیف فصل بهار به کار میگرفتند.
زنگ انشا نواخته میشود
بعضی میگویند احیا، بعضی هم میگویند تقویت، چون زنگ انشا قرار است از سال تحصیلی آینده پرتوانتر از گذشته در مدارس اجرا شود. واژه احیا به این علت به انشا میچسبد که بعد از دهه 80 ـ که کتابهای درسی تغییر اساسی پیدا کرد ـ زنگ انشا به شکل گذشتهاش از بین رفت و به جزیی کوچک از درس ادبیات فارسی تبدیل شد.
بعد از تالیف دوباره کتابهای درسی دبستان و تبدیل درس ادبیات فارسی به دو کتاب «بخوانیم» و «بنویسیم»، درس انشا در کتاب «بنویسیم» وارد شد و این درس بجز در کلاسهایی که معلمان فعالی داشتند و انشا را به صورت کامل کردن جملههای نیمهتمام و تبدیل آنها به داستان یا نوشتن خاطرات دانشآموزان از هر آنچه میبینند و تجربه میکنند، تدریس و تمرین میکردند، انشا تقریبا به فراموشی سپرده شد.
میزان نفوذ اندک درس انشا در مدارس میتواند یکی از انگیزههای آموزش و پرورش برای احیا و تقویت این درس باشد. آخرین خبر رسمی نیز این است که زنگ انشا در درس ادبیات فارسی دوره متوسطه اول و دوم از سال تحصیلی آینده احیا میشود و دانشآموزان دوره سه ساله دوم در ابتدایی نیز از امسال به بعد به صورت مرتب در مسابقات انشانویسی شرکت میکنند تا انگیزه نوشتنشان بالا برود.
بدون آموزش مینویسیم
تولد دوباره زنگ انشا برای زبان مادری خبری خوش است. این که فارسی زبان باشی و همه زندگیات با این زبان آمیخته باشد، ولی نتوانی افکار و احساساتت را به خط فارسی بنویسی، ضعفی بزرگ است که اگر زنگ انشا در مدارس جدی گرفته شود، این نقص نیز برطرف میشود.
آن زمان که درس انشا غولی در مدرسه بود و دانشآموزان گریزان از آن زیاد، انشانویسی به طرح یک موضوع در کلاس و موظف بودن دانشآموزان به نوشتن آن در خانه و به همراه آوردنش در کلاس بعدی خلاصه میشد که البته معلوم نبود برای خواندن انشا در کلاس نوبت به او میرسید یا نه. در واقع دانشآموز یک موضوع پیش روی خود داشت که اطلاعاتش درباره آن کم بود یا اگر اطلاعات داشت، نمیدانست باید آن را چطور بنویسد که به معنی واقعی، یک انشا باشد.
کمتر دانشآموز نسل گذشته به یاد دارد که معلم در کلاس انشا، نوشتن را از الف تا یا تشریح کند و بگوید با این کلمات که دیکتهاش را یاد میگیرند، چطور میشود هنرنمایی کرد. سختی انشانویسی هم از همین ناحیه بود چون کودک در سن دبستان با آن اطلاعات محدود و دایره لغات کوچک درباره یک موضوع نمیتوانست بیشتر از چند خط آن هم به سبکی بسیار ابتدایی و خالی از احساس بنویسد.
آن زمان مشکل این بود که معلم به دانشآموزانش یاد نمیداد چطور بنویسد، چگونه موضوعات عادی را از زوایای تازه ببیند و چطور افکار و تخیلاتش را بدون واهمه به رشته تحریر درآورد. البته شاید معلمان نیز خود از این هنر خالی بودند یا اگر دستی در کار نوشتن داشتند وقت محدود کلاس و حجم زیاد کتابها مجال کار را از آنها میگرفت و به این راه میآورد که از زنگ انشا سرسری بگذرند و آن را در ذهن بچهها به عنوان یکی از تلخترین و بیفایدهترین درسهای دوران تحصیل حک کنند. اکنون نیز شرایط درس انشا بهتر از قبل نیست و حتی میتوان گفت چون در سیستم جدید، انشا به عنوان درسی مستقل شناخته نمیشود وضعش از برخی جهات بدتر از قبل شده است. این که انشانویسی تاکنون فقط در مقطع ابتدایی پیشبینی شده نیز ایرادی بزرگ است چون با ورود دانشآموزان به مقطع دبیرستان ارتباط آنها یکباره با نوشتن قطع میشود و بویژه در رشتههای غیر از علوم انسانی، درس زبان فارسی با همه زیرشاخههایش به حاشیه رانده میشود. البته شاید در سال تحصیلی جدید ـ که قرار است درس انشانویسی به مقطع متوسطه اول و دوم راه یابد و در دوره ابتدایی جدیتر گرفته شود ـ ورق به نفع انشا برگردد.
انشانویسی، مهارتی به درد بخور
اگر قرار باشد درسهایی را که در نظام آموزشی ما مظلوم واقع شدهاند، بشماریم حتما یکی از این دروس که درصد مظلومیتش نیز بالاست، درس ادبیات فارسی بویژه املا و انشاست و البته انشا مهجورتر است.
این که انشانویسی چه فایدهای برای دانشآموز دارد، کمتر معلمی در کلاس درس دربارهاش حرف میزند و همین میشود که حس ناخوشایند بودن در زنگ انشا وجود دانشآموزان بیرغبت را پر میکند و انشا را به درسی که بهتر است در حاشیه باشد تبدیل میکند، در حالی که اگر دانشآموزان بدانند دست به قلم شدن و تمرین کردن برای فاخر نوشتن چه تاثیر مثبتی بر زندگی آنها دارد، زودتر آستین همت را بالا میزنند.
انشانویسی مقدمهای برای به کمال رسیدن زبان فارسی در هر فرد است. این مهارت به افراد کمک میکند تا واژهها، تعابیر، اصطلاحات و ظرایف زبان فارسی را بشناسند و در موقع مناسب از آن استفاده کنند. انشانویسی رابطه مستقیمی نیز با پرورش قدرت تفکر، تحلیل و استدلال دارد چون در آن باید موضوعات مختلف را به هم ربط داد و میان آنها و موضوع اصلی ارتباط برقرار کرد. انشانویسی باعث پرورش قدرت توصیف نیز میشود و کسی که این مهارت را بیاموزد، صاحب نوشتههایی لطیف، خواندنی و جذاب میشود که بخوبی او را از دیگران متمایز میکند. نوشتن انشا عواطف و احساسات نویسنده را نیز تقویت و او را به نیرویی مسلح میکند که بتواند در جمع ابراز وجود کند و اعتماد به نفسش بالا برود.
اما لازمه خوب نوشتن، مطالعه زیاد، مشاهده فراوان و باریکبینی در پدیدههای اطراف است که البته در نظام آموزشی ما کمتر چنین مجالی برای دانشآموزان مهیا میشود. با وجود این، همه مشکلات را نباید به مدرسه ربط داد چون خانوادهها نیز فرهنگ مطالعه ندارند و برای کسب تجربههای جدید از عالم هستی به فرزندان کمک نمیکنند. سفر (نه لزوما سفرهای گرانقیمت و طولانی) میتواند به باز شدن افقهای تازه در ذهن کودکان و نوجوانان کمک کند، همچنین خواندن کتاب و دیوان شعر، اما پیش از اینها باور و نگاه ما ایرانیان نسبت به انشاست که باید تغییر کند.
مریم خباز / گروه جامعه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد