
باران بسیار شدید شد و ما هم که با رانندگی در این گونه مناطق آشنا نبودیم، به هر چالهای سقوط میکردیم و نوبت به نوبت ماشین بود که در گل گیر میکرد. همه به هم کمک میکردیم و یکی یکی ماشینها را در میآوردیم و چاله بعدی. خدایا چقدر همکاری و همدلی زیبا بود.با هزار بدبختی از گل و لای جنگل بیرون آمدیم. نمیدانید چه قیافهای شده بودیم. صبح همه با کت شلوار و لباس مرتب آمده بودیم، حالا همه سر تا پا پر از گل بودیم. گلی که ماندنش بر بدنمان خیلی لذت داشت. خلاصه به کوهدشت برگشتیم و ناهار را مهمان آقای آزادبخت بودیم آن هم ساعت ۷ غروب. خیلی خوش گذشت. امیدوارم روزی دوباره با یکی از شما دوستان به آنجا بروم و بیشتر امیدوارم آن روز میرملاس سروسامان گرفته باشد. امیدوارم، امیدواری چیز بدی نیست. (ضمیمه چمدان)
امیررضا قاسمی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد