این تعداد به تفکیک شامل 34 پستاندار (سه مورد نهنگ)، 15 پرنده، 12 خزنده، دو گونه دوزیست و هفتگونه ماهی است. با این حال لازم است که وضع زیستی بسیاری از گونههای کشور ما بار دیگر مورد بازبینی و ارزیابی دقیقتر قرار گیرد. سازمان حفاظت محیطزیست در دهه 70 میلادی (1359 ـ 1349ه.ش.) گزارشی را از طرحهای حفاظتی و برآوردهای اولیه از وضع ماهیان تنظیم کرد که براساس آن شرایط ماهیان نسبتا قابل قبول گزارش شد، اما در هر صورت تخریب زیستگاه و سیر تصاعدی ماهیگیری از جمله دلایل عمده انقراض ماهیان نهتنها در ایران، بلکه در جهان است. از این میان هستند گونههای آسیبپذیری نظیر ماهیانکور غار که دو مورد از آنها در استان لرستان بهعنوانگونه ملی شناخته شدهاند. این ماهیان جزو گونههای بومی کشور ما و بسیار ارزشمند هستند، اما تحقیقات علمی انجام شده روی آنها نسبتا محدود بوده است. آنچه در ادامه میخوانید، صرفا اطلاعات مختصری از این نوع ماهیان و دلایل تفاوتشان با دیگران است.
ماهیان کور غار لرستان
از ماهیانکور غار دو نمونه نادر در استان لرستان وجود دارد که تنها بومی کشور ما هستند. علت شهرت این ماهیان به کور غار، حضورشان در آبهای زیرزمینی و در تاریکی غارهاست. این دو گونه منحصربهفرد در حفره آب زیرزمینی غارمانندی در شمال غربی روستای لون از توابع شهرستان خرمآباد زیست میکنند. گونه اول با نام علمی (Iranocypris/typhlops) از خانواده کپورماهیان است و حداکثر 5/4 سانتیمتر طول دارد. از جمله کلیدهای شناسایی این ماهی میتوان به سر نسبتا پهن و دو جفت سیبیلکهایش اشاره کرد که یک جفت آنها در بالای لب و جفت دیگر در کنار دهان دیده میشود. رنگ بدن این ماهی به صورتی متمایل است و چشم ندارد. اینگونه که هماکنون در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در رده آسیبپذیر جای دارد، در واقع از این لحاظ تنها سه پله با گونههای منقرضشده فاصله داشته و این در حالی است که تاریخ آخرین ارزیابی جمعیت آن توسط اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (آییوسیان) به سال 1375 هجری شمسی برمیگردد. گونه دوم با نام علمی (Paracobitis/smithi) به خانواده سگماهیان تعلق دارد و بومی ایران منطقه آبشار لوه است. این ماهی همانند گونه اول چشم ندارد و در عین حال آثاری از حضور رنگدانه و فلس در بدنش دیده نمیشود. اینگونه برخلاف گونه اول سه جفت سیبیلک دارد که جفت دوم سیبیلکها بخوبی رشد کرده و به انتهای سومی میرسد. متوسط طول بدن این ماهی حدود 45 میلیمتر است و از نظر ردهبندی نیز در رده آسیبپذیر جای گرفته است. سابقه آخرین ارزیابی اتحادیه جهانی حفاظت محیطزیست و منابع طبیعی از این گونه نیز به سال 1375 برمیگردد و این در حالی است که لزوم مطالعات دقیقتر روی آن بشدت احساس میشود.
نقب در تاریخ
ماهی کور غار گونه (Iranocypris/typhlops)در سال 1937 میلادی (1316 ه.ش.) و توسط پژوهشگری به نام ای.دبلیو کایزر و در حفره آب چاهمانندی کشف شد. کایزر سال 1944 (1323 ه.ش.) و آنتوان اسمیت در سال 1953 (1332 ه.ش.) زیستگاه این ماهی منحصربهفرد را چنین تشریح کردند: «مجرای خروجی یک مجموعه سنگآهکی زیرزمینی در کوههای زاگرس و دره موسوم به آب سیروم که از نظر بعد مسافتی به ایستگاه راهآهن تنگهفت استان لرستان در جنوب غربی ایران نزدیک است. این حفره آب در محدوده زهکش رودخانه دز و حوضه آبخیز رودخانه فرات واقع شده است.» ماهیکورغار گونه (Paracobitis/smithi)نیز سال 1976 (1355 ه.ش.) و در همان محدوده جغرافیایی توسط زیستشناس انگلیسی به نام آنتوان اسمیت کشف و در موزه تاریخ طبیعی انگلستان ثبت شد. اکنون نیز این گونه به نام کاشف خود (Paracobitis/smithi) خوانده میشود.
مشخصات بارز ماهیانکور غار
تحقیقات نشان میدهد که گونههای جانوری و گیاهی برای اینکه بتوانند بهتر خود را با محیط زندگیشان وفق دهند، در طول زمان دستخوش تغییرات ملموس و گاه غیرملموسی میشوند.
یکی از بارزترین نمونههای این تغییرات را در ماهیانکور غار میتوان مشاهده کرد. زیستشناسان در تازهترین تحقیقات خود توالی ژنتیکی 11 جمعیت مختلف از ماهیانکور غار مکزیکی با نام علمی (Astyanax/mexicanus)را مورد بررسی قرار داده و به این جمعبندی رسیدهاند که درجه نابینایی هر یک از جمعیتهای مختلف این گونه با سایر جمعیتها میتواند متفاوت باشد، چنانکه هرکدام از آنها بسته به زیستگاه خود درجهای از بینایی محدود را دارند. با وجود این تحقیقات روی سیستم بینایی ماهیانکور غار مستلزم داشتن حجم وسیعی از اطلاعات کمی و کیفی است. دو گونه ماهی کور غار لرستان نیز فاقد اندام مشخص بینایی یعنی چشمها هستند، اما در هر صورت ابراز عقیده قطعی در مورد آنها مستلزم دادههای اطلاعاتی بیشتر است.
زندگی در دنیایی تاریک
تحقیقات نشان داده ماهیانی که در غارها زندگی میکنند نهتنها اغلب نابینا هستند، بلکه در عین حال به نوعی خود را با زندگی در محیطهای تاریک نیز وفق دادهاند. یکی از راههای سازگاری با محیطهای تاریک از دست دادن پیگمانها یا همان رنگدانههاست. از طرف دیگر زیستمندان غارها اغلب الگوهای خواب متفاوتی نسبت به دیگر خویشاوندان نزدیکشان دارند. دو سال پیش گروهی از دانشمندان پرتغالی، آمریکایی و مکزیکی تحقیقات گستردهای را در سه منطقه جغرافیایی کاملا متفاوت و روی جمعیتهای مختلف ماهیان غار انجام دادند.
این پژوهشگران در مطالعات تطبیقی خود خویشاوندان نزدیک این ماهیان یعنی گونههای مشابهی را که در سطح آب زندگی میکنند مورد مطالعه قرار دادند. نتایج مطالعات ژنتیک نشان داد که باوجود اینکه این ماهیان از نظر نژادی صفات مشابهی دارند (ژنوتیپ آنها شبیه است) اما داستان حیات ماهیانی که در سطح آب زندگی میکنند بهطور کل با آنهایی که در غارها زندگی میکنند، متفاوت است. در مورد ماهیانی که در غارها زندگی میکنند، اغلب تنوعژنتیکی بسیار محدود است و دانشمندان احتمال میدهند که این مساله بهمحدودیت زیستگاه و کم بودن منابع غذایی ربط داشته باشد. از طرف دیگر ماهیانی که در سطح آب زندگی میکنند، اغلب الگوهای مهاجرتی متفاوتی دارند که این مساله نیز در تنوع ژنتیکی آنها بیتاثیر نیست. دکتر مارتینا برادیک، یکی از پژوهشگران ارشد این تحقیق در این باره میگوید: «نداشتن بینایی در ماهیان ساکن غار، رازی است، که از طریق مطالعات ژنتیک جمعیتهای متفاوت از زیستگاههای متفاوت تا حدودی قابل فهم است اما برای جمعبندی علمیتر هنوز دادههای بیشتری مورد نیاز است.» در مجموع دانشمندان معتقدند که هنوز رازهای بیشماری در مورد ماهیان غار وجود دارد که زمان و دادههای علمی بیشتر باید به حل آنها کمک کند.
ماهیان بومی ایران
ایران در مجموع 33 گونه ماهی بومی دارد. ماهیان بومی جزء بسیار مهمی از میراث طبیعی یک کشور هستند. زیستگاههایی که در خود تعداد معناداری از گونههای بومی را پذیرا باشند، اصولا بهعنوان نخستین نامزدهای طرحهای حفاظتی شناخته میشوند. ماهیان از جمله زیستمندانی هستند که در مقایسه با دیگر ارگانیسمهای آبزی کوچکتر نهتنها بهتر شناخته شدهاند، بلکه حتی از نظر تنوع جغرافیایی نیز میتوانند شاخصهای ایدهآلی برای سنجش وضع محیط باشند. محدودیتهای منابع آبی در کشور ما سبب شده که زیستگاههای ماهیان نیز به نوعی محدود باشد و دقیقا همین مساله است که تعدادی از گونهها را ایزوله و از دیگران جدا کرده و نسبت ماهیان بومی کشور ما را تقریبا بالا برده است. با وجود این کماکان مخاطرات بسیاری حیات گونههای بومی را تهدید میکند. تحقیقات نشان داده که درصد ماهیان بومی در حوضه خزر به نسبت قابل ملاحظه اما در مجموع کم است. ظاهراً در حوضه فرات نیز شرایط کم و بیش مشابه است، اما در مقابل حوضه سیستان بدون اغراق یکی از منحصربهفردترین مجموعهها را در قلب خود جای داده است.
فرناز حیدری / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد