عربستان سعودی بیست و ششم مارس حملات هوایی را به شهر صنعا آغاز کرد و متعهد شد 150 هزار پیادهنظام را برای حمایت از رئیسجمهور منصور هادی، روانه یمن کند. پیشتر عبدربه منصور هادی از دولتهای عرب برای بازپسگیری اقتدار حکومتش کمک نظامی درخواست کرده بود.
تنها عربستان و مصر نیروهای نظامی فراوانی را مشارکت دادهاند و دیگر دولتهای خلیج فارس همچون کویت، قطر و امارات برخی پشتیبانیهای هوایی و تعداد کمی نیروهای ویژه را در اختیار قرار دادهاند.
در این گزارش محدودیتها و نتایج این مداخله نظامی عربستان و مصر مورد واکاوی قرار خواهد گرفت. مهمترین جنبه مداخله نظامی عربستان در یمن، تغییر در جنگ نیابتی با ایران به سمت و سوی رویارویی مستقیمتر است که این مهم، نتیجه افزایش تاثیر و موفقیتهای ایران در لبنان، سوریه و اکنون در عراق است؛ جایی که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار نیروهای نظامی شیعه عراقی قرار گرفتهاند.
کشورهای عربی خلیجفارس که حامیان تخاصمات سنی ـ شیعه هستند، اکنون مرکزیترین منافع خود را که شامل امنیت تنگه بابالمندب در جنوب دریای احمر است، در معرض تهدید قلمداد میکنند. احتمالا درگیری حامیان منطقهای تخاصم شیعه ـ سنی در منطقه شدیدتر خواهد شد و به تبع آن امکان جنگهای مستقیم (و نه نیابتی) در چشمانداز سه تا پنج سال آینده بین رقبای منطقهای دور از انتظار نخواهد بود.
فشارها برای مداخله
شاید عربستان خطرات و شکست ناشی از دخالت نظامی در یمن را کمتر از عدم دخالت ارزیابی کرده که به این اقدام دست زده است. مصر نیز به دلیل نیاز مالی به کمکهای عربستان و امارات، به درخواست این کشورها برای اعزام سربازانش برای درگیری با حوثیها پاسخ مثبت داده است. علاوه بر اینها، حمله به حوثیها به ترسیم این تصویر که رئیسجمهور السیسی در مصر و خاندان آلسعود در عربستان، محافظان منافع اعراب و مسلمانان سنی هستند، کمک میکند. آن هم در زمانهای که به دلیل حضور شبهنظامیان اسلامگرا در کشورهای متبوعشان، مشروعیت حکومت این دو کشور با چالش جدی روبهرو شده است.
محدودیتهای عربستان
مداخله نظامی عربستان در یمن در نوامبر و دسامبر 2009 در برابر حوثیها، برخی عملیات زمینی در مناطق مرزی را متوقف کرد و نتوانست جنبش حوثیها را سرکوب کند؛ در مقابل حوثیها قسمتهایی از مناطق تحت کنترل عربستان را به دست گرفتند. این موضوع باعث به حاشیه رفتن شاهزاده خالدبن سلطان، [معاون] وزیر دفاع اسبق عربستان شد. اگرچه گویا محاسبات عربستان متکی بر پیشرفت زمینی سریع از طریق مارب به سمت صنعاست، که منتج به خروج مبارزان حوثی از جنوب میشود، اما به این ترتیب باعث تعهد بیانتهای عربستان برای در قدرت نگه داشتن منصور هادی میشود که این خود خطر ادامه جنبش حوثیها را برای عربستان در پی خواهد داشت. شکست دیگری که در اثر این مداخله ممکن است رخ دهد متوجه محمدبن سلطان، پسر پادشاه عربستان و وزیر دفاع کنونی این کشور است. کسی که در رسانهها بسیار مرتبط با حملههای هوایی اخیر شناخته میشود و شکست حاصل از این اقدامات، به رویاهای وی که به دنبال ارتقای موقعیت جانشینی است، ضربه وارد خواهد کرد. همچنین سربازان عربستانی در زمینه جنگ، چندان باتجربه و آبدیده نیستند. به علاوه، چندان وفادار نیز نیستند و عناصری از آنها احتمالا به القاعده احساس تعلقی دارند که باعث ایجاد مسائل امنیتی داخلی در بازگشت این سربازان به وطنشان خواهد شد. به هر حال، درگیر شدن عربستان در این مداخله، با وجود خطرات ناشی از شکست آن و رویای رویارویی مستقیم با ایران شیعه، گویا به قیمت افزایش اعتبار داخلی و منطقهای خاندان آلسعود میارزد.
موانع مداخله مصر
ارتش مصر باوجود بهکارگیری روشهای شدید علیه جهادگران شبهجزیره سینا، نتوانسته آنها را سرکوب کند و آرامش را به آنجا برگرداند. علاوه بر آن، مصر نیازمند اندوختهای راهبردی برای مداخله نظامی در لیبی است؛ جایی که داعش و دیگر گروههای مسلح مستقر هستند. همچنین از زمان مشارکت مشروط در جنگ اول خلیجفارس، مصر تجربه استقرار نیروهایش در خارج از کشور را نداشته است. دخالت نظامی مصر در یمن در دهه 1960 فاجعهآور بود، شکست متعاقب در جنگ شش روزه علیه اسرائیل در سال 1967 و بخشبندی کشور بعد از ناتوانی در شکست دادن امامت زیدیه که حوثیها جانشینان آنها هستند، مجموعه ناتوانیهای نظامی مصر در سالهای اخیر بوده است.
به نظر میرسد با وجود محدودیتهای جغرافیایی، ایران حمایتهای خود را از حوثیها- البته تا حد معینی-افزایش خواهد داد. حریم هوایی یمن توسط عربستان بسته شده است و تنها گزینه ایران برای کمک به حوثیها از طریق دریاست و این باعث افزایش خطر رهگیری کشتیهای ایران توسط ناوهای ائتلاف و در نتیجه افزایش درگیریهای احتمالی بین ناوهای اعراب و ایران خواهد شد. درگیری در یمن احتمالا موجب افزایش تاثیر ایران در منطقه خواهد شد که اکنون بیشتر در سه کشور عراق، سوریه و لبنان است.
پیشبینی
نه عربستان و نه مصر قادر به شکست حوثیها و همپیمانان آنها نخواهند بود، چرا که از مزیت آشنایی با منطقه کوهستانی برخوردار نیستند. به همین ترتیب، این مداخله، خطر تبدیل شدن به موضوعی پایانناپذیر را دارد، زیرا احتمال میرود ارتش یمن تکه تکه شود و هیچگونه رهبری سیاسی، بدون دخالت و حمایت نیروهای خارجی، قادر به برقراری نظم در کشور نخواهد بود.
تلفات سنگین دو کشور مصر و عربستان در یمن موجب بروز ناآرامی در این دو کشور خواهد شد، در حالی که شکست آشکارشان در حذف حوثیها از قدرت در صنعا باعث ثبات سیاسی در این دو کشور میشود. به علاوه، درگیریهای مختصر احتمالی بین ناوهای ایران و باعث ایجاد اختلال عربستان یا مصر در سواحل یمن، شامل تنگه بابالمندب، خسارتهای ناخواستهای به حمل و نقل دریایی وارد میکند و در مسیرهای راهبردی محمولههای نفتی میشود که این موضوع میتواند تاثیرات مهمی در بازار نفت داشته باشد.
حملات هوایی میتواند خطرات زیادی برای انبارها، نیروگاهها، جادهها و هواپیماها روی زمین داشته باشد. این حملات باعث خواهد شد حوثیها تلاش کنند تا مارب و میدانهای انرژی را به کنترل خود در بیاورند. همچنین خطر تهاجم حوثیها به مناطق تحت کنترل سعودیها در استان جازان افزایش خواهد یافت.
جینس دیفنس / مترجم: امین پاکزاد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد