
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
این بازیگران و بسیاری دیگر بدون برخورداری از مولفههای ثابت و کلیشهای بازیگری و صرفا با تکیه بر استعداد ذاتی و آموختن دانش بازیگری، به سینما راه پیدا کردند و با ارائه بازیهایی درخشان، نام خود را در این هنر جاودانه کردند.
ستارگان خوشچهره بخش غیرقابل انکار هنر ـ صنعت سینما هستند و یکی از الزامات چرخش چرخهای هنرهفتم وجود بازیگرانی با چهره جذاب است، اما کیست که نداند بخش اعظم نقشهای ماندگار سینما بر کاکل بازیگران توانمند و کاربلد میچرخد و نه آنهایی که چشم و ابرو و جمالی فانی و زودگذر دارند.
این مقوله در کشور ما هم مصداقهای فراوانی دارد و بازیگران بسیاری را میشناسیم که به جای زیبایی ظاهری، با بازی زیبا و هنر و تواناییشان، مردم را در سالن سینما یا پای گیرندههای تلویزیونی میخکوب کردهاند. مهدی هاشمی هیچگاه استانداردهای یک ستاره شامل قد رعنا و بلند، چهره زیبا یا چشمهای رنگی را نداشت، اما چه کسی میتواند منکر توانایی و قدرت بازیگریاش شود؟ پرویز پرستویی، رضا کیانیان، عزتالله انتظامی و بازیگران بزرگی از این دست، با زیبایی درونی و توانِ هنریشان به قلبهای یک ملت راه یافتهاند.
ضمن اینکه قریب به اتفاق این بازیگران ایرانی و خارجی نامبرده، ریشه و سابقه تئاتری دارند و پیش از ورود به عرصه تصویر و مدیومهای تلویزیون و سینما، بارها بر صحنه تئاتر درخشیدهاند و تماشاگران مختلف را با خود همراه کردهاند.
زیبایی در تئاتر نسبت به عرصههای تصویری، جایگاه کم اهمیتتری دارد و آن بازیگری روی صحنه نمایش پیروز و فاتح است که قدرت بدن، بیان و احساس بیشتری داشته باشد. درواقع در تئاتر آن چیزی مترادف زیبایی است که به توانِ یک بازیگر ارتباط دارد و زیبایی ظاهری تاهنگامیکه با بازی درست، همدلی برانگیز و تاثیرگذار همراه نباشد، تعیینکننده و قابل اشاره نیست.
زیبایی در تئاتر یعنی بازی تماشایی سیامک صفری در نقش آغامحمدخان قاجار در «شکار روباه» علی رفیعی، زیبایی در تئاتر یعنی بازیهای زیبای گلاب آدینه و پیام دهکردی در «سه گانه اورنگ» محمد حاتمی، زیبایی در تئاتر یعنی بازی امیر جعفری در «ترن» نیما دهقان، زیبایی در تئاتر و عرصه بازیگری یعنی هر حضور رضا بهبودی در یک کار نمایشی.
شاید خیلی از تماشاگران عرصه هنرهای تصویری، رضا بهبودی را نشناسند یا حداکثر چهرهاش را در چند فیلم و سریال دیده باشند، اما این بازیگر به گواه کارنامهاش بخصوص در تئاتر، یکی از بهترین بازیگران ماست. او که در کنار بازیگری، به آموزش این حرفه به جوانان علاقهمند هم مشغول است، اول فروردین 1350 در رودسر استان گیلان به دنیا آمد و سال 76 از دانشکده سینماتئاتر فارغالتحصیل شد و از همان سال با بازی در نمایش «بینوایان» به کارگردانی بهروز غریب پور وارد دنیای حرفهای بازیگری شد.
عضویت در گروه تئاتر «لیو» و حضور در نمایشهایی به کارگردانی حسن معجونی، همچون «خرس و خواستگاری»، «خواب آهسته مرگ» و «دایی وانیا»، نام او را بیش از پیش روی زبان علاقهمندان به تئاتر انداخت.
بهبودی همچون چهرههای سرشناسی که اسمشان ذکر شد، بدون بهرهمندی از فیزیک و چهره ویژهای و فاصله از معیارهای ستاره بودن، به واسطه استعداد و توانایی در بازیگری و ترکیب ظریف حسهای گوناگون و متضاد و استفاده درست از بدن و بیان، برای تماشاگر زیبا جلوه میکند.
او با درک موقعیت نقش و تجزیه و تحلیل کاراکتر، این توانایی را دارد که به نقشهای مختلف و بسیار دور از هم جان دهد و تماشاگر را با بازی خود همراه کند. این هنر اوست که میتواند با چهرهای ثابت و اجزای صورتش همچون سری طاس، ابروهایی کمانی، چشمانی ریز، بینی بزرگ و چانهای شکافدار و بدون توسل به چهرهپردازی خاصی، از بیماری هنرمند و بیآزار و غریب در «آرامش از نوعی دیگر» (شبنم فرشادجو) به سیاهی لشکری در سنگها در جیبهایش (پارسا پیروزفر) یا شخصیت فرصتطلب و قالتاقی چون لوپاخین در «باغ آلبالو» (حسن معجونی) بغلتد و تغییر حالت دهد.
از همین دست است آخرین هنرنمایی او در نمایش «گفتوگوی فراریان» (نوشته محمد زارعی و کارگردانی میلاد شجره) که بیهیچ ابزار کمککنندهای و فقط با اتکا به متنی سهل و ممتنع و موثر درباره عنصر مهم، تاریخساز و درعین حال محل مناقشه «زبان»، کاری میکند کارستان و در لحظهای میتواند از نقش یک نویسنده و کارگردان تئاتر به نقش یک فیزیکدان یهودی زندانی در آشوویتس درآید یا با سخنرانی جنونآمیز و دیوانهوار به زبان آلمانی، نقش آدولف هیتلر را بازی کند.
خوشبختانه با رویکرد کارگردانان تلویزیون و سینما به برخی از تواناترین چهرههای بازیگری تئاتر، چند سالی است پای بهبودی به عرصه تصویر هم باز شده و او با بازیهایی خوب در آثاری چون «آبروی از دست رفته آقای صادقی»، «طبقه حساس» و «روایت ناپدیدشدن مریم»، در معرض دید و توجه بیشتری قرار گرفته است.
بهبودی با وجود حضور در کارهای تلویزیونی و سینمایی و بازی در نقشهایی خاص که با نمک تزریقی ویژه او، ملیحتر هم میشود، همچنان حضورش در تئاتر را به طور جدی دنبال میکند و به نقشهای جذاب و ماندگارش میافزاید. او این روزها یک تنه بار نمایش «همه چیز میگذرد، تو نمیگذری» (مونولوگی نوشته محمد چرمشیر) را به دوش میکشد و بازی و کارگردانی کار به عهده اوست و این یعنی تجربه روبهرو شدن با یک زیبایی دیگر در تئاتر و هنر بازیگری.
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد