ائتلاف ریاض و ابوظبی در ویرانه‌های یمن فروپاشید

شکست استراتژیک ابوظبی

 در ساعات پایانی دسامبر ۲۰۲۵، خاورمیانه شاهد یکی از دراماتیک‌ترین گسست‌های دیپلماتیک در قرن اخیر بود. اعلام خروج کامل نیروهای اماراتی از یمن آن هم تحت فشار مستقیم و ضرب‌الاجل ۲۴ساعته ریاض تنها یک جابه‌جایی نظامی ساده نیست. این واقعه تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان «ائتلاف عربی» و آغاز فصلی نوین از یک جنگ سرد زیرزمینی میان دو کشوری است که سال‌ها پشت ماسک برادری، تیشه به ریشه امنیت منطقه زده‌اند. خروج امارات از یمن، نه از روی مصلحت‌اندیشی برای مردم رنج‌دیده این کشور بلکه واکنشی هراس‌آلود به فشار هژمونیک عربستان سعودی و تضاد منافع عمیقی است که اکنون از میادین جنگ به اتاق‌های بازرگانی و کریدورهای لجستیکی کشیده شده.
 در ساعات پایانی دسامبر ۲۰۲۵، خاورمیانه شاهد یکی از دراماتیک‌ترین گسست‌های دیپلماتیک در قرن اخیر بود. اعلام خروج کامل نیروهای اماراتی از یمن آن هم تحت فشار مستقیم و ضرب‌الاجل ۲۴ساعته ریاض تنها یک جابه‌جایی نظامی ساده نیست. این واقعه تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان «ائتلاف عربی» و آغاز فصلی نوین از یک جنگ سرد زیرزمینی میان دو کشوری است که سال‌ها پشت ماسک برادری، تیشه به ریشه امنیت منطقه زده‌اند. خروج امارات از یمن، نه از روی مصلحت‌اندیشی برای مردم رنج‌دیده این کشور بلکه واکنشی هراس‌آلود به فشار هژمونیک عربستان سعودی و تضاد منافع عمیقی است که اکنون از میادین جنگ به اتاق‌های بازرگانی و کریدورهای لجستیکی کشیده شده.
کد خبر: ۱۵۳۷۰۱۸
نویسنده فاطمه مرادی-گروه بین الملل
 
یمن؛ زمین بازی غارتگران و آغاز یک انشقاق 
ریشه این خروج تحقیرآمیز را باید در استراتژی «زمین سوخته» و «تجزیه هدفمند» جست‌وجو کرد. از ابتدای مداخله نظامی در یمن، عربستان و امارات هرگز هدف مشترکی نداشتند. در حالی که ماشین جنگی سعودی دنبال تثبیت یک دولت دست‌نشانده در صنعا برای تضمین امنیت مرزهای جنوبی خود بود، ابوظبی نقشه دیگری در سر داشت. امارات با سرمایه‌گذاری روی نیروهای شبه‌نظامی موسوم به «شورای انتقالی جنوب» (STC) عملا دنبال قطعه‌قطعه کردن یمن بود تا با تسلط بر بنادر راهبردی عدن و المکلا و مجمع‌الجزایر سقطری، امپراتوری لجستیکی خود را در اقیانوس هند تثبیت کند. تقابل اخیر در بندر المکلا که جنگنده‌های سعودی محموله‌های تسلیحاتی امارات را هدف قرار دادند، نشان داد ریاض دیگر تحمل ‌دولت در دولت اماراتی را ندارد. این درگیری نظامی، پرده از حقیقتی تلخ برداشت: یمن برای این دو قدرت نه یک کشور در حال فروپاشی بلکه غنیمتی جنگی است که اکنون بر سر تقسیم غنایم آن کار به تهدید نظامی مستقیم رسیده. خروج امارات بیش از آن‌که پایان اشغالگری باشد، جابه‌جایی مهره‌ها در بازی شطرنجی است که در آن مردم یمن تنها پیاده‌نظام‌هایی هستند که زیر پای جاه‌طلبی‌های «بن‌سلمان» و «بن‌زاید» له می‌شوند. 
   
نبرد لجستیک؛ وقتی بنادر بوی خون می‌دهند 
اختلافات ژئوپلیتیک دو کشور به مرزهای یمن محدود نمی‌ماند. دریای سرخ و شاخ آفریقا اکنون به صحنه نبرد «کفتارها» تبدیل شده است. در سودان این رقابت به شکلی مشمئزکننده در جریان است. در حالی که ریاض با ژست‌های بشردوستانه سعی در خرید اعتبار بین‌المللی دارد، نفوذ پنهانی امارات و حمایت از گروه‌های شورشی مانند RSF منطقه را به بشکه باروت تبدیل کرده است. هدف نهایی هر دو کشور، کنترل بر گلوگاه‌های دریایی است.
در عرصه اقتصادی، این رقابت به یک جنون تمام‌عیار تبدیل شده است. امارات که دهه‌ها از طریق بندر «جبل‌علی» نبض تجارت منطقه را در دست داشت، اکنون با تهدید وجودی از سوی عربستان مواجه است. پروژه ابرقدرتی بن‌سلمان در شهر «نئوم» و توسعه بنادر دریای سرخ، تلاشی آشکار برای خفه کردن اقتصادی دبی و ابوظبی است. ریاض با استفاده از اهرم‌های قهری، شرکت‌های جهانی را مجبور کرده میان بازار بزرگ عربستان یا زرق‌وبرق رو به افول امارات یکی را برگزینند. این نبرد بر سر «هاب‌های لجستیکی» درواقع تلاشی برای به حاشیه راندن رقیب و تبدیل کردن آن به یک بازیگر درجه دوم در منطقه است.
   
واگرایی در دیپلماسی؛ معامله با شیطان 
یکی از کثیف‌ترین وجوه این رقابت، نحوه استفاده از «کارت اسرائیل» است. امارات با «پیمان ابراهیم»، حراج آرمان‌های منطقه را به امید دریافت تکنولوژی‌های جاسوسی و تسلیحات پیشرفته آمریکایی کلید زد. ابوظبی قصد داشت با پیشدستی در عادی‌سازی، خود را به‌عنوان تنها شریک مدرن غرب در منطقه معرفی کند اما عربستان با رویکردی فرصت‌طلبانه، عادی‌سازی را به تأخیر انداخت تا در زمان مناسب، بزرگ‌ترین امتیازات ممکن را از واشنگتن دریافت کند. این واگرایی دو کشور را در یک مسابقه تسلیحاتی و امنیتی قرار داده است که در آن هر یک سعی می‌کند با نزدیکی بیشتر به اسرائیل یا لابی‌های قدرتمند جهانی، رقیب خود را غیرقابل اعتماد جلوه دهد. این معامله با شیطان، نه برای صلح بلکه برای کسب اهرم فشار علیه یکدیگر در داخل خانه خلیج فارس است.
   
هژمونی روی ویرانه‌ها؛ نبردی برای تاج‌وتخت 
در نهایت آنچه امروز شاهدیم فروپاشی افسانه «شورای همکاری خلیج فارس» است. عربستان سعودی تحت رهبری بن‌سلمان، دیگر تاب تحمل نفوذ نامتناسب امارات را ندارد. از نظر ریاض، امارات کشوری کوچک با اشتها بزرگ است که باید به جایگاه سنتی خود به‌عنوان یک پیرو بازگردد. در مقابل، ابوظبی با تکیه بر شبکه‌های نفوذ مالی و امنیتی خود، حاضر به پذیرش قیمومیت سعودی نیست.خروج از یمن، نماد شکست یک ائتلاف متجاوز است که از ابتدا برپایه دروغ و غارت بنا شده بود. اکنون که غنایم رو به اتمام است و فشارهای بین‌المللی افزایش یافته، شرکای جرم به جان هم افتاده‌اند. یمن، سودان و دریای سرخ، تنها قربانیان این جنون قدرت هستند. هر دو کشور نشان داده‌اند برای رسیدن به مقام قدرت برتر منطقه حاضرند تمام منطقه را به آتش بکشند. این نبرد سرد، هیچ برنده‌ای نخواهد داشت چراکه هر دو قدرت، مشروعیت خود را در پای دیوارهای فرو ریخته صنعا و کوچه‌های خونین خارطوم قربانی کرده‌اند. خاورمیانه در سال ۲۰۲۶، نه با یک نظم جدید بلکه با آشوب ناشی از برخورد دو ایگوی (منیت) تورم‌یافته مواجه است که برای بقا راهی جز تخریب یکدیگر نمی‌شناسند. 
newsQrCode
برچسب ها: یمن
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها