مقایسه زندگی دانشجویان مجرد و متاهل؛ دو مسیر متفاوت در گذر از دانشگاه

یک دانشگاه، دو سبک زندگی

دانشگاه همواره مدرسه‌ای برای آموختن علم و بلوغ اجتماعی بوده اما در دهه‌های اخیر، این محیط آموزشی شاهد تحولات بنیادینی در سبک زندگی دانشجویان شده است. یکی از مهم‌ترین این تغییرات، ورود رسمی و پررنگ‌تر پدیده ازدواج به دوران تحصیل است؛ پدیده‌ای که مرزهای سنتی بین تعهدات زندگی مشترک و تمرکز بر آینده شغلی را در هم شکسته است.
دانشگاه همواره مدرسه‌ای برای آموختن علم و بلوغ اجتماعی بوده اما در دهه‌های اخیر، این محیط آموزشی شاهد تحولات بنیادینی در سبک زندگی دانشجویان شده است. یکی از مهم‌ترین این تغییرات، ورود رسمی و پررنگ‌تر پدیده ازدواج به دوران تحصیل است؛ پدیده‌ای که مرزهای سنتی بین تعهدات زندگی مشترک و تمرکز بر آینده شغلی را در هم شکسته است.
کد خبر: ۱۵۳۷۵۰۴
نویسنده مهدی جابری - روزنامه‌نگار
 
درگذشته، مسیر غالبا مشخص بود: فارغ‌التحصیلی، کسب تجربه کاری،سپس تشکیل خانواده.اما امروز،تقاطع این دو مسیر، دانشجویان را در موقعیت‌های منحصر‌به‌فردی قرار می‌دهد؛ موقعیتی که به‌شدت به وضعیت تاهل یا تجرد آنها بستگی دارد. آیا زندگی دانشجویی در دوران مجردی، آزادی و فرصت بیشتری برای جستجوی هویت فراهم می‌کند؟ یا این‌که ازدواج زودهنگام،باوجود فشارهای مالی،ثبات عاطفی لازم برای پیمودن موفقیت‌آمیز مسیرتحصیلی رامهیا می‌سازد؟
تغییر سبک زندگی دانشجویان تنها به استفاده ازتکنولوژی یا تغییر عادات غذایی محدودنمی‌شود؛بلکه ریشه در پیچیدگی‌های اقتصادی، انتظارات اجتماعی و بلوغ زودتر یا تاخیر در تعهدات دارد. این گزارش تحلیلی در صدد است با نگاهی واقع‌بین و بی‌طرفانه، دو مسیر متفاوت دانشجویی، یعنی مسیر مجردی و مسیر تاهل را مقایسه کرده و چالش‌ها، مزایا و پیامدهای فرهنگی و روانی هر کدام را واکاوی کند. هدف، ارائه تصویری روشن از واقعیت‌های زیسته این دو گروه است تا در نهایت، زمینه برای درک بهتر و حمایت ساختاری فراهم آید. 
 
فشارهای چندگانه تحصیل
امروز دیگر دانشجو‌بودن تنها به‌معنای حضور در کلاس‌های درس و کتابخانه نیست؛ امروزه زندگی دانشجویی یک ماراتن طاقت‌فرسا در سه حوزه اصلی است: تحصیل، شغل و مسکن. 
اقتصاد، سایه سنگین خود را بر سر تمام دانشجویان انداخته، چه مجرد وچه متاهل. افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه اجاره مسکن در شهرهای بزرگ و شهرهای میزبان دانشگاه‌ها، دانشجویان را مجبور به اتخاذ تصمیمات دشواری کرده است. 
دانشجویان اغلب مجبورند برای پوشش هزینه‌ها، ساعات طولانی‌تری کار کنند، که این امر مستقیما بر عملکرد تحصیلی آنها تاثیر می‌گذارد. 
رقابت برای ورود به مقاطع بالاتر یا یافتن شغل مناسب پس از فارغ‌التحصیلی، دانشجویان را با استرس مزمن مواجه کرده است. این فشار، که اغلب از سوی خانواده‌ها و جامعه نیز تقویت می‌شود، جایی برای استراحت یا اکتشافات جانبی باقی نمی‌گذارد. دانشجویان باید همزمان با حفظ معدل بالا، مهارت‌های جانبی بیاموزند و شبکه‌سازی کنند؛ همه این‌ها نیازمند زمان و انرژی روانی قابل توجهی است. 
شرایط فیزیکی زندگی دانشجویی نیز اغلب ایده‌آل نیست. در حالی که دانشجویان مجرد غالبا با کمبود امکانات در خوابگاه‌های شلوغ یا اجاره‌های سنگین آپارتمان‌های مشترک دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دانشجویان متاهل با دغدغه‌های متفاوتی روبه‌رو هستند. تامین مسکن مناسب برای یک خانواده دانشجویی، حتی با وجود کمک‌های جزئی دانشگاهی، می‌تواند از بزرگ‌ترین مانع‌های پیش روی آنها باشد. مساله تغذیه نیز از دغدغه‌های مشترک است؛ رژیم غذایی مبتنی بر غذاهای آماده، سلامت بلندمدت آنها را به خطر می‌اندازد. 

دانشجوی مجرد؛ «آزادی، تنهایی و چالش‌ها» 
زندگی دانشجوی مجرد اغلب در نگاه بیرونی، مترادف با آزادی کامل، برنامه‌ریزی شخصی و فرصت‌های نامحدود اجتماعی به تصویر کشیده می‌شود اما این تصویر تنها بخشی از واقعیت است. 
مزیت اصلی تجرد در دوران دانشجویی انعطاف‌پذیری است. دانشجوی مجرد می‌تواند ساعات مطالعه خود را بدون نیاز به هماهنگی با همسر تنظیم کرده، در پروژه‌های تحقیقاتی شبانه‌روزی شرکت کند و وقت بیشتری را صرف فعالیت‌های فوق‌برنامه یا کار پاره‌وقت نماید. این استقلال، به توسعه مهارت‌های خود مدیریتی و انضباط فردی کمک می‌کند. 
دانشجویان مجرد دسترسی بیشتری به شبکه‌های اجتماعی دانشگاهی دارند و می‌توانند فعالانه‌تر در محیط‌های علمی و تفریحی مشارکت کنند اما این آزادی، هزینه‌های عاطفی خود را دارد. نیاز به ایجاد ارتباطات عمیق‌تر و یافتن شریک عاطفی در میان مشغله‌ها می‌تواند خود چالش‌برانگیز باشد. 
دانشجوی مجرد معمولا تنها مسئول هزینه‌های خود است که از یک‌سو بار مسئولیت را کمتر می‌کند اما از سوی دیگر او را در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر می‌سازد. نداشتن درآمد مشترک، بسیاری از آنها را وادار می‌کند تا فشار بیشتری را روی یافتن کار موقت بگذارند تا صرفا بتوانند شهریه و اجاره خود را پوشش دهند. 

بزرگ‌ترین آسیب روانی مجردی، به‌ویژه هنگام مواجهه 
با شکست‌های تحصیلی یا فشارهای خانوادگی احساس تنهایی است. نبود یک تکیه‌گاه عاطفی ثابت، مانند همسر می‌تواند سطح استرس را افزایش دهد. آنها باید تمام بار مدیریت بحران‌های روحی را به‌تنهایی بر دوش بکشند امری که بسیاری از افراد قادر به حفظ آن در بلندمدت نیستند.  

دانشجوی متأهل؛ «مسئولیت، ثبات و فشار مضاعف» 
ازدواج در دوران دانشجویی هرچند در سال‌های اخیر رونق بیشتری یافته اما مسیر آن با پیچیدگی‌های چندوجهی همراه است. این مسیر، هم ثبات عاطفی به‌همراه می‌آورد و هم بار مسئولیت سنگینی را اضافه می‌کند.  
دانشجوی متأهل باید زمان خود را میان کلاس‌ها، مطالعه، تکالیف و وظایف روزمره خانه تقسیم کند. این تقسیم کار، اگر با توافق کامل همراه باشد می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری شود (مثلا تقسیم وظایف خانه‌داری) اما در غیاب تقسیم عادلانه وظایف، دانشجو دچار فرسودگی شغلی دوگانه (تحصیلی و خانگی) می‌شود.  
اگرچه درآمد یک زوج معمولا از یک فرد بیشتر است اما هزینه‌های زندگی دو نفر، به‌ویژه هزینه‌های مسکن که اغلب از خوابگاه‌های دانشجویی خارج هستند بسیار سنگین‌تر است. تأمین یک محیط مستقل برای زندگی، خود نیازمند ثبات مالی قابل قبولی است که اغلب دانشجویان از آن بی‌بهره‌اند. این فشار اقتصادی می‌تواند به عاملی مخرب در روابط زناشویی تبدیل شود. بزرگ‌ترین نقطه قوت دانشجوی متأهل، وجود شریک زندگی است. همسر می‌تواند منبع مهمی از حمایت روانی باشد؛ کسی که در طول شب‌های بیداری مطالعه، در زمان اعلام نتایج ناامیدکننده و هنگام سختی‌های مالی نقش تثبیت‌کننده را ایفا کند. این حمایت، سلامت روان را به شکل چشمگیری تقویت می‌کند. 
تصمیم در مورد فرزندآوری، یکی از معضلات بزرگ دانشجویان متأهل است. داشتن فرزند در طول تحصیل، به‌دلیل نیازهای مراقبتی و مالی می‌تواند تقریبا غیرممکن باشد و دانشجو را مجبور به انصراف یا کاهش واحدهای درسی کند. از سوی دیگر به تعویق انداختن بیش از حد فرزندآوری می‌تواند فشار عاطفی دیگری بر زوجین وارد سازد. زیرا آینده شغلی آنها پس از فارغ‌التحصیلی نیز تضمین‌شده نیست.  
   
مقایسه اجتماعی و روان‌شناختی
براساس مشاهدات میدانی و تجربیات بیان شده، می‌توان تفاوت‌های عمده‌ای در سلامت روان و رضایت تحصیلی این دو گروه مشاهده کرد.
دانشجویان مجرد، در معرض خطر بیشتری برای افسردگی ناشی از انزوا و فشار شخصی قرار دارند. نبود یک سیستم پشتیبانی اجتماعی -عاطفی پایدار، آنها را در برابر استرس‌های ناگهانی آسیب‌پذیر می‌سازد. از سوی دیگر، دانشجویان متأهل اگرچه از نظر عاطفی حمایت می‌شوند اما اغلب دچار فرسودگی ناشی از تعارض نقش‌ها (دانشجو/ همسر/ خانه‌دار) هستند. موفقیت در این مرحله، بستگی زیادی به مهارت‌های مذاکره و تقسیم وظایف زوجین دارد. ناهماهنگی در این بخش، استرس مضاعفی را بر دوش دانشجو می‌گذارد.
رضایت دانشجوی متأهل از زندگی و داشتن تمرکز تحصیلی، اغلب در گرو ثبات رابطه است. اگر رابطه خوب باشد، رضایت کلی از زندگی به‌دلیل داشتن شریک و چشم‌انداز مشترک، بالاتر گزارش می‌شود اما رضایت دانشجوی مجرد بیشتر حول محور دستاوردهای فردی (معدل و پروژه) تعریف می‌شود و به‌شدت نوسان دارد.
به لحاظ تئوری،دانشجوی مجردتمرکزبالاتری دارد.امادرعمل این تمرکزمی‌تواند‌بافشارناشی ازکارپاره‌وقت‌برای امرارمعاش مختل شود. دانشجوی متأهل در صورت داشتن محیط زندگی مناسب، می‌تواند به‌دلیل داشتن انگیزه‌های مشترک (مانند آینده بهتر برای خانواده)، تمرکز عمیق‌تری پیدا کند اما مدیریت زمان به چالشی دائمی تبدیل می‌شود. معادله‌ای که بسیاری با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند این است که هر ساعت صرف شده برای کار یا زندگی مشترک، ساعتی از مطالعه کم شده است.
   
نگاه دانشگاه‌ها و سیاست‌گذاران؛ از فاصله تا واقعیت
ساختارهای دانشگاهی عمدتا براساس مدل دانشجو در سال‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ طراحی شده‌اند؛ دانشجویی که هیچ تعهد خانوادگی ندارد و تمام زمان و انرژی‌اش آزاد است. این مدل دیگر با واقعیت‌های امروز همخوانی ندارد.
یکی از بزرگ‌ترین کمبودها، کمبود و کیفیت پایین خوابگاه‌های متأهلی است. در بسیاری از دانشگاه‌ها، تعداد این واحدها بسیار محدود است و اغلب از امکانات اولیه نیز محروم هستند. این موضوع، زوجین دانشجو را به اجبار به سمت بازار پرهزینه مسکن سوق می‌دهد. ارائه تسهیلات ویژه برای دانشجویان متأهل در زمینه وام‌های تحصیلی و شهریه نیز همچنان بسیار ناکافی است.در حالی‌که دانشگاه‌ها تلاش‌هایی برای ایجاد مراکز مشاوره ازدواج دانشجویی انجام داده‌اند اما حمایت‌های مالی ساختاری، مانند سهمیه‌های ویژه در ارائه وام‌های مناسب ودیعه مسکن یا امتیازات جامع و کامل برای بیمه درمانی، هنوز به اندازه کافی نهادینه نشده‌اند. این کمبودها، ازدواج در دوران تحصیل را نه یک انتخاب آسان، بلکه یک مبارزه جانبی می‌سازد. سیاست‌گذاران باید بپذیرند دانشجو متأهل، یک شهروند فعال‌تر با تعهدات بیشتر است که نیازمند برنامه‌ریزی متفاوت است.

گفت‌وگو با یک دانشجوی مجرد؛ جست‌وجوی هویت در میان کتاب‌ها 

برای درک بهتر واقعیت زیسته، با سامان، دانشجوی مهندسی کامپیوتر در یکی از دانشگاه‌های پایتخت که به‌‌صورت مجردی زندگی می‌کند گفت‌وگو کردیم.  

سامان، زندگی مجردی در دوران دانشجویی چطور است؟ چه مزایایی برای تو دارد؟
در وهله اول، تمرکز مطلق روی هدف اصلی است. من می‌توانم شب تا صبح بیدار بمانم، در کارگاه‌ها شرکت کنم و برای کنفرانس‌های علمی وقت بگذارم بدون این‌که نگران کسی باشم یا برای کسی توضیح دهم. آزادی مدیریت زمان در این دوره یک امتیاز طلایی است. می‌توانم هر شغلی را برای تأمین مالی انتخاب کنم، حتی اگر ساعات غیرمعمولی داشته باشد.

اما آزادی مطلق همیشه هم شیرین نیست. بزرگ‌ترین چالش تو چیست؟
تنهایی و فشار مالی توأمان. وقتی پروژه سختی دارم یا نمره پایینی می‌گیرم، تنها تکیه‌گاهم خودم هستم. هیچ‌کس نیست که بگوید «اشکالی ندارد، من کنارت هستم». باید همیشه قوی باشم. از نظر مالی هم، همه بار روی دوش خودم است. باید همزمان درس بخوانم و کار کنم و این یعنی همیشه خسته و تحت فشارم.

نگاه تو به ازدواج در دوران دانشجویی چیست؟ آیا در فکرش هستی؟ 
حقیقتش را بخواهید، فعلا نه. ازدواج یک تعهد بزرگ است که نیاز به ثبات مالی و عاطفی دارد. با وضعیت فعلی که مجبورم برای پرداخت اجاره، در یک شرکت پاره‌وقت کار کنم، نه می‌توانم همسرم را خوشبخت کنم و نه تمرکز کافی روی درس‌هایم داشته باشم. فعلا هدفم اتمام تحصیل با معدل خوب و تضمین یک شغل ثابت است، بعدا به فکر تشکیل خانواده خواهم بود. می‌ترسم عشق و تعهد، مانع رسیدن به آرزوهای حرفه‌ای‌ام شود.

انتخاب آگاهانه در میان امکانات محدود

مقایسه زندگی دانشجویان مجرد و متأهل در ایران امروز، به یک برنده یا بازنده واحد نمی‌رسد. هر دو مسیر، مجموعه‌ای از فداکاری‌ها و فرصت‌ها را پیش‌روی دانشجو قرار می‌دهد. زندگی مجردی، آزادی بی‌پایانی در مسیر شغلی و تحصیلی فراهم می‌کند اما آن را با تهدید انزوا و استرس مدیریت فردی تنها به همراه می‌آورد. زندگی متأهلی، یک شبکه حمایتی عاطفی قوی می‌سازد اما با دوچندان شدن مسئولیت‌های مالی و مدیریتی، خطر فرسودگی شغلی را  افزایش می‌دهد.
این گزارش تلاش کرد تا قضاوت نکند که کدام مسیر بهتر است؛ چرا که انتخاب به شخصیت، شرایط مالی خانواده و اهداف فردی بستگی دارد. آنچه مهم است، افزایش آگاهی نسبت به پیچیدگی‌های هر انتخاب است.دانشجو باید پیش از هر اقدامی، توانایی خود در مدیریت بحران‌های مالی (مجردی) یا مدیریت تعارض نقش‌ها (تأهل) را بسنجد.تصمیم‌گیری شتاب‌زده، چه در ازدواج و چه در تعلل بیش از حد در آن، می‌تواند به قیمت از دست رفتن فرصت‌های تحصیلی تمام شود.
در نهایت، وظیفه اصلی نظام آموزش عالی و سیاست‌گذاران، فراهم‌کردن زیرساخت‌هایی است که تعهدات زندگی را بر دوش دانشجو سنگین‌تر نکند. خوابگاه‌های متأهلی کافی با امکانات مناسب و کافی، وام‌های بلندمدت دانشجویی برای زوجین و تسهیلات مراقبتی برای فرزندان دانشجویان، می‌تواند تعادل را از یک رؤیای دشوار به یک واقعیت قابل دستیابی تبدیل کند. تا زمانی که این ساختارها اصلاح نشود، دانشجویان مجرد و متأهل مجبور خواهند بود که تنها و به روش خود، این مسیر پرفراز و نشیب را طی کنند.

گفت‌وگو با یک دانشجوی متأهل؛ تعادل میان عشق و معادله‌ها

برای درک سوی دیگر ماجرا، سراغ مریم‌خانم، دانشجوی دکترای روان‌شناسی رفتیم که سه سال است همزمان با تحصیل، زندگی مشترک را نیز مدیریت می‌کند.

شما در مقطع دکتری هستید و همزمان متأهل. این دو مسئولیت چگونه با هم همخوانی پیدا می‌کنند؟
آغاز زندگی مشترک، آزمونی طاقت‌فرسا را پیش روی‌مان نهاد، به‌ویژه در ماه‌های نخست. هر دو دانشجو بودیم و برنامه روزانه‌مان بین کلاس‌های صبحگاهی و کارهای خانه و درس‌های عصر تقسیم می‌شد؛ اما کلید تحمل این فشار، همکاری و همراهی ما بود. من مسئولیت نوشتن تز دوره کارشناسی‌ارشد را داشتم و همسرم با آشپزی و کارهای اجرایی به من کمک می‌کرد. این حمایت متقابل، بزرگ‌ترین مزیت بود.

فشارهای اقتصادی ازدواج در دوران دانشجویی چقدر بر زندگی شما سایه انداخت؟
فشار مسکن سنگین بود. ما مجبور شدیم از خوابگاه‌های دولتی که سهمیه کمی به متأهلان می‌دهند خارج شویم و به یک آپارتمان کوچک با اجاره بالا برویم. این امر باعث شد که هر دو مجبور شویم کارهای پاره‌وقت بیشتری بگیریم. گاهی اوقات،به‌جای مطالعه،مشغول کارهای خدماتی بودیم تاقسط عقب نیفتد.این وضعیت واقعاسلامت روانی رابه چالش می‌کشید.

همسرتان عاملی برای پیشرفت بود یا مانع؟
صددرصد عامل پیشرفت بود. وقتی در تحقیقاتم به بن‌بست می‌خوردم، همسرم (که مهندس است) با دیدگاهی متفاوت به من کمک می‌کرد. مهم‌تر از آن، در روزهایی که خستگی روح، سنگین‌تر ازهربارمی‌شد، دیگر تنها نبودم. مجرد بودم، احساس تنهایی می‌کردم؛ اما حالا در کنار همسرم، حتی اگرخسته باشم،حس حمایت دائمی دارم. تنها نگرانی ما فعلا فرزندآوری است؛ هر دو ترجیح دادیم تا پایان دکتری، این تصمیم را به تعویق بیندازیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها