به گزارش جامجمآنلاین از روابط عمومی رسانه ملی به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، در ساختار رسانه ملی برنامههای خانوادهمحور همواره یکی از اصلیترین بسترهای ارتباط مستقیم با بدنه جامعه بوده است. خانواده، به عنوان هسته مرکزی شکلگیری هویت فردی و اجتماعی، نقطه تلاقی مسائل فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و روانی است و طبیعی است که رسانه ملی، در مواجهه با تحولات پرشتاب اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری به این حوزه توجه نشان دهد. برنامههای خانوادهمحور نهتنها باید بازتابدهنده زندگی روزمره مردم باشند، بلکه وظیفه دارند نقش فعالتری در جهتدهی فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و پاسخ به مسائل واقعی خانواده ایرانی ایفا کنند.
انتظار از این برنامهها فراتر از توصیههای کلی و کلیشهای و پرداختن به موضوعاتی مبتلابه جامعه است نه صرفا شعارهای اخلاقی و توصیههای بیاثر. خانواده ایرانی امروز با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده روبهرو است؛ از دغدغههای جوانان در مسیر ازدواج و اشتغال گرفته تا فشارهای روانی، تغییر الگوهای ارتباطی، شکاف نسلی، جایگاه سالمندان در ساختار خانواده، سلامت روان، توسعه فردی، سبک زندگی سالم و موضوع مهم فرزندپروری در عصر رسانه و فضای مجازی. برنامههای خانوادهمحور اگر بخواهند اثربخش باشند باید این مسائل را به صورت مسئلهمحور، واقعبینانه و با پرهیز از شعارزدگی دنبال کنند به گونهای که مخاطب احساس کند رسانه صدای زندگی واقعی اوست، نه صرفاً تریبونی برای توصیههای از بالا به پایین و صرفا شعار.
در این میان، پرداختن همزمان به زندگی فردی و مسئولیت اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. خانواده تنها یک واحد خصوصی نیست بلکه کنشهای آن در سطح اجتماع اثرگذار است از همین رو توجه به مسائل مربوط به آن نه فقط خانواده بلکه کل جامعه را دربرمیگیرد. ترویج فرهنگ گفتوگو، همدلی، تابآوری، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی، بخشی از مأموریتی است که برنامههای خانوادهمحور میتوانند و باید بر عهده بگیرند.
تمرکز شبکه دو بر خانواده
در سالهای اخیر، شبکه دو سیما به دلیل سبک و سیاق برنامههایش بهعنوان شبکه تخصصی خانواده شناخته میشود و به نظر میرسد تلاش کرده هویت مشخصتری در این حوزه برای خود تعریف کند. تمرکز روی برنامههایی با محور خانواده، تربیت، سبک زندگی و مسائل اجتماعی باعث شده این شبکه تا حدی بتواند مرجعیت خود را در میان مخاطبان خانوادهمحور حفظ کند. هرچند نقدهایی به تنوع قالبها و عمق برخی محتواها وارد است، اما در مجموع، شبکه دو توانسته با تداوم تولید و پرهیز از نگاه مقطعی، جایگاه خود را در این عرصه تثبیت کند.
در این میان، برخی برنامههای است شبکه تواتستهاند از قالب گفتوگوهای صرف فراتر رفته و وارد میدان کنش اجتماعی شوند، یعنی نه تنها درباره مسائل خانواده حرف بزنند، بلکه در عمل، بستری برای حل یا کاهش برخی از این مسائل فراهم کنند. در این میان میتوان به برنامه «عصر خانواده» در این مسیر اشاره کرد.
«عصر خانواده»، از برنامه تلویزیونی تا جریان سازی اجتماعی
این برنامه در فصل جدید خود تلاش کرده نقش رسانه را از سطح روایتگری به سطح جریانسازی اجتماعی ارتقا دهد؛ اتفاقی که در کمتر برنامهای از رسانه ملی شاهد آنیم. این برنامه با تکیه بر مشارکت مردمی، پیوند دادن مناسبتهای دینی با کنشهای اجتماعی و تمرکز بر مفاهیمی، چون بخشش، همدلی و مسئولیت اجتماعی، توانسته چند اتفاق قابل توجه را رقم بزند. یکی از نمونههای شاخص، برگزاری بزرگترین روضه خانگی تلویزیونی با هدف آزادی مادران زندانی بود. در این ویژهبرنامه که به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) برگزار شد، فضای یک روضه خانگی با حضور مردم و چهرههای آیینی بازآفرینی شد، اما هدف صرفاً آیینی نبود. در کنار مرثیه و ذکر مصیبت، پویشی برای جمعآوری کمکهای مردمیبرای آزادی مادرانی که به دلیل جرایم نقدی و غیرعمد در زندان بهسر میبرند، شکل گرفت؛ اقدامیکه با مشارکت سازمان دیه و سازمان زندانها، پیوندی معنادار میان آیین مذهبی و مسئولیت اجتماعی برقرار کرد. نمونه دیگر، دومین پویش مردمی «عصر خانواده» پویش موج» با شعار «زن، جریان زندگی» بود که همزمان با میلاد حضرت فاطمه (س) روی آنتن رفت. در این پویش، خانوادهها و بهویژه مادران، با طبخ یک وعده غذای گرم برای نیازمندان محله خود، به کنشگری اجتماعی دعوت شدند. سادگی ایده، مشارکت محلی و واگذاری نقش اصلی به مردم، باعث شد این طرح با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شود و نشان دهد رسانه میتواند تسهیلگر کنشهای کوچک، اما اثرگذار اجتماعی باشد.
لحظهای فراتر از قاب رنگی
اما نقطه اوج جریان سازی «عصر خانواده» را میتوان در ماجرای حذف قصاص و ترویج فرهنگ بخشش همزمان با میلاد حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و روز پدر دانست؛ اتفاقی که از یک خبر فراتر رفت و به لحظهای ماندگار در حافظه رسانهای تبدیل شد. در این برنامه که ۱۳ دی ۱۴۰۴ به مناسبت میلاد امام علی (ع)، برگزار شد پروندهای پنجساله از استان آذربایجان شرقی پیگیری شد؛ پروندهای که در پی یک درگیری ناخواسته، به جان باختن یک جوان و صدور حکم قصاص منجر شد. خانواده مقتول پس از سالها، همچنان خواستار اجرای حکم بودند، اما همزمان خیرین و نیکاندیشان برای جلب رضایت اولیای دم وارد میدان شدند. «عصر خانواده» نیزبا الهام از سیره امیرالمومنین (ع) و مفهوم بخشش علوی، این پرونده را هدفمند دنبال کرد و آن را به متن برنامه آورد. آنچه ۱۳ دی ۱۴۰۴ در استودیو «عصر خانواده» رقم خورد، صرفاً یک گفتگوی تلویزیونی نبود. لحظهای که خانواده قاتل و خانواده مقتول در کنارهم ایستادند، لحظهای که پدر و مادر داغدار در برابر چشمان میلیونها مخاطب، میان حق قصاص و گذشت مردد بودند، لحظهای که قرآن و پرچم منسوب به امیرالمؤمنین (ع) به استودیو آورده شد و مادر مقتول، با بغضی سنگین، به حرمت این نمادها از خون فرزندش گذشت؛ همه اینها قابهایی بود که تلویزیون کمتر به خود دیده است. فضای استودیو سرشار از بغض، اشک و در عین حال امید بود.
در گوشهای از استودیو، گروه نوازنده نشسته بود که با موسیقی آرام خود، حالوهوای برنامه را عمیقتر میکرد. سکوتهای معنادار، نگاههای لرزان و لحظهای که اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند، نهتنها یک پدر را به آغوش خانوادهاش بازگرداند، بلکه معنای زندهای از گذشت و ایثار را به تصویر کشید. این اتفاق نشان داد که رسانه، اگر بهدرستی از ظرفیت خود استفاده کند، میتواند فراتر از اطلاعرسانی، به کنشگری اجتماعی مؤثر تبدیل شود. «عصر خانواده» در این تجربه تسهیلگری بود برای گفتوگو، همدلی و بازگشت انسانها به مدار انسانیت.
این برنامه نمونهای روشن است از ظرفیت رسانه در ایجاد جریانهای مثبت اجتماعی و نشان میدهد که رسانه ملی میتواند با برنامههای خانوادهمحور، نقش اثرگذاری در فرهنگسازی و ارتقای همبستگی اجتماعی ایفا کند.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
معاون دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی تهران در گفتوگو با جام جم آنلاین: