هند که زنده مانده و مجروح شده بود، به مدت هفت ساعت با بدنی زخمی و نیمهجان در داخل ماشین چشم به راه کمک نیروهای امدادی بود. اما زمانی که اعضای صلیبسرخ فلسطین صدای کمکخواهی اوراشنیده بودندوهنگامی که وسیلهنقلیه به گلوله بسته شده بود، رسیدند که جانی در بدن دخترک پنج ساله نبود. آنها جسد دخترک را پیدا کردند.
تعریف ماجرایی تکاندهنده
این ماجرای تلخ و تکاندهنده، سوژه اصلی فیلم خانم کوثر بن هنیه، فیلمساز تونسی شد که بعد از نمایش عمومی در چند جشنواره جهانی، تحسین منتقدان و تماشاگران را برانگیخت و توجه محافل بینالمللی را بیش از گذشته به معضل فلسطینیان و ادامه تجاوز و نسلکشی «آنها (و بهویژه مردم غزه) توسط نیروهای نظامی اسرائیل جلب کرد. داستان فیلم در دو فضای بسته اتفاق میافتد؛ یک فضا که در آن نیروهای امدادی تلاش دارند به کمک دخترک بیایند و دیگری، فضایی که دورتادور آن را شیشههای شکسته احاطه کرده و صدای دخترک شنیده میشود. بن هنیه برای خلق فضایی مستندگونه در فیلم داستانی خود، تعدادی از صحنههای واقعی زندگی هند و صدای ضبط شده او خطاب به نیروهای صلیبسرخ فلسطین را مورد استفاده قرار داده و تصاویری از او را به نمایش میگذارد. فیلمساز اشاره میکند که تمامی عکسها با اجازه مادر هند در فیلم مورد استفاده قرار گرفته و او همکاری بسیار خوبی با سازندگان فیلم در طول ساخت آن داشته است.
دزدیده شدن حق زندگی
به گفته بن هنیه: «من پیش از این هم در این رابطه چیزهایی شنیده بودم و این یک نکته کلیدی در ماجرای تولید فیلم است. وقتی شما صدای فلسطینیان را وسعت و قدرت میدهید، متهم به این نکته میشویدکه درحال استثمار این صداو بهرهبرداری از آن هستید. این هم روش دیگری برای خاموشکردن شماست تا صدایتان را خفه کنند. بنابراین جوابی برای این پرسش ندارم.» بن هنیه فیلمش را فریادی علیه زور و استبداد معرفی میکندومیگوید نسلکشی، گرسنگی دادن، تخریب، رفتارهای غیرانسانی و بالاخره اشغال بس است:«صدای هند تنها یک صدا از صدهاهزارصدای بچههایی است که طی دو سال گذشته کشته شدهاند. این صدای هر دختر و پسری است که حق زندگی کردن، رویاپردازی، ادامه حیات و تمام آن چیزهایی را دارند که از جلوی چشمهایشان دزدیده شده است.»
کودکی که نعره میزند
به همین دلیل است که بن هنیه فیلمش را تنها در ارتباط با یک دختر پنج ساله نمیداند و اضافه میکند: «پشت سر هر کودک فلسطینی داستانی وجود دارد که شاید تا قبل از این گفته نشده یا اگر گفته شده، بهخوبی و بهدرستی تعریف و بازگو نشده است. داستان هند داستان کودکی است که نعره میزند و دادخواهی میکند. هیچکس نمیتواند در صلح زندگی کند، وقتی که بچهای مجبور به فریاد برای درخواست زندگی و ادامه حیات شود.»
اثری صادقانه و تاثیرگذار
منتقدان سینمایی که سخت تحت تاثیر فضاسازی صدای هند رجب قرار گرفتهاند، از آن بهعنوان اثری صادقانه نام میبرند که بیواسطه تماشاگرانش را با خود به کرانه غربی میبرد و آنها را در دل ماجرایی غیرقابل وصف رها میکند. فیلمساز از حمایت معنوی برد پیت و واکین فونیکس یاد و تشکر میکند و میگوید بدون کمک این دو نمیشد ابرهای تیره را از داستان هند که جزو داستانهایی است که معمولا تلاش میشود ناگفته و خاموش بمانند، دور کرد. در عین حال، او به تلاشهای گروههای صلحطلب اروپایی اشاره میکند که تلاش زیادی کردند تا محاصره غزه را شکسته و به کمک اهالی جنگزده و قحطیزده آن بیایند. بهگفته فیلمسازان زمانی که کار تدوین فیلم روبهپایان بود، از تهیهکنندگانش درخواست کردیم آنرا برای گروهی از مردم نمایش دهیم و نظرشان را جویا شویم. اینکار کمک زیادی کرد تا فیلم پس از آنکه آماده شد، مورد توجه و حمایت بیشتری قرار گیرد.
برآوردهشدن آرزویی محال
فیلمساز آمادهشدن فیلمش برای نمایش عمومی را برآوردهشدن یکی از بزرگترین آرزوهایش ارزیابی کرده و ادامه میدهد: «خیلیخیلی خوشحالم که فیلم میتواند روی پرده برود، با انبوه تماشاگران از نقاط مختلف جهان ارتباط بگیرد و داستانش را برای آنها بدون واسطه تعریف کند. هیچوقت در زندگیام تصورش را هم نمیکردم که بالاخره روزی چنینآرزویی میتواند لباس واقعیت بهتن کند. فکرمیکردم غیرممکن است بتوان چنین فیلمی راساخت.اسرائیل درکنار آن خلقوخوی تجاوزگرانه، دوستان زیادی هم دارد که باعث میشود تا تمام تلاشش را بهکار گیرد تا مانع تولید و نمایش عمومی چنین آثاری شود.»
معنی خاص یک همراهی جمعی
یکی از پرسشهای جالبی که از بنهنیه پرسیده میشود، در رابطه با میزان نفوذ کسی چون بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در بین چهرهها و گروههای اجتماعی بینالمللی است. واقعیت این است که تحمیل جنگ به غزه و ادامه کشتار فلسطینی ها، صدای اعتراض جمع کثیری از هنرمندان هالیوودی و اروپایی را بلند کرد و همگی آنها به دفاع از حقانیت و مظلومیت مردم غزه پرداختند. طی جنگ دو ساله غزه، بسیاری رسانهها صحبت از این کردند که «نتانیاهو نتوانسته فرهنگ جنگ خود را در هالیوود جا بیندازد» و در این رابطه شکست سختی خورده است. بنهنیه پاسخ میدهد: «ایدهای در این رابطه ندارم، اما وقتی اینهمه هنرمند از سراسر جهان به حمایت از مظلومیت اهالی غزه برمیخیزند، این معنی خاصی در خودش دارد و رساننده مطلبی مهم است. جهان، درندهخویی نتانیاهو را به چشم خود دید و این یعنی اینکه مسائل دارد تغییر میکند و اوضاع دیگر اصلا شبیه سابق نیست که وجدان جمعی جهانی در این رابطه سکوت کند.»
مقابله با اخبار جعلی
فیلمساز در خصوص با نقش رسانههای گروهی در اطلاعرسانی درست و مقابله با افکار فیک و تقلبی طرفداران جنگ و سرکوب میگوید: «زمانی که تبلیغات رسمی و حکومتی میخواهد اخبار جعلی ارائه داده و مسائل را وارونه به نمایش بگذارد، اهمیت هنر، سینما و دیگر اشکال خبررسانی مشخص میشود. این رسانهها سدی در برابر انتشار دروغ و فریبکاری هستند و باعث میشوند صدای عدالتخواهان رساتر شنیده شود. خود من ساخت این فیلم را بهترین راه و روش برای بیان احساساتم در رابطه با معضل فلسطینیان میدانستم و خیلی زود متوجه شدم در این راه تنها نیستم و بخش عظیمی از وجدانهای بیدار هنری با من همراه است.»
تعریف فریادهای در گلو خفهشده
به باور بن هنیه، سینما میتواند یار و یاور بیپناهان و بیصدایان باشد: «طبیعی است که فیلمهای سینمایی داستانهایی را برای سرگرمکردن تماشاگران خود تعریف کنند، اما تمام وظیفهشان به این نکته ختم نمیشود. به عقیده من، سینما وظیفه مهم دیگری نیز به عهده دارد و آنهم مطرحکردن مسائل و مشکلاتی است که مردم تحت ستم در هر نقطه جهان با آنها طرف هستند. سینما باید تعریفکننده داستانهایی درباره بیپناهان و کسانی باشد که صدایی ندارند و فریادشان در گلو خفه میشود. خوشبختانه در کشورهای عربی و منطقه خاورمیانه، این حس عمومی در هنرمندان و فیلمسازان وجود دارد که در کنار آثار سرگرمکننده باید دست به خلق و تولید فیلمهایی هم زد که حالوهوای اجتماعی دارند و برای تماشاگران خود، چیزی فراتر از سرگرمی تولید میکنند.»
استقبالی خارج از تصور
بن هنیه تصدیق میکند که انتظارچنین استقبال عظیمی ازصدای هند رجب درجشنوارههای بینالمللی و منتقدان و تماشاگران معمولی نداشته است. رسانهها دراینباره نوشتهاند که پس از پایان نمایش فیلمش در دور اخیر جشنواره ونیز (که جایزه بزرگ هیات داوران را برایش به همراه داشت) تماشاگران حاضر در سالن به مدت ۲۳دقیقه و بدون وقفه بهصورت ایستاده فیلم و سازندگانش را تشویق کردند: «اصلا انتظار چنین واکنشی را از سوی تماشاگران نداشتم. چیزی بسیار فراتر از انتظارات و توقع من بود. میدانید، من خیلی خوب میدانم که فیلم و داستانش میتواند تاثیری احساسی و بزرگ بر بینندگان خود بگذارد، اما چنین استقبال عظیمی حقیقتا خارج از تصوراتم بود. این نشان میدهد که برای مردم عادی هم موضوع غزه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و آنها هم مثل من و بقیه سازندگان فیلم از اتفاقات تلخ و وحشتناکی که در غزه رخ میدهد عصبانی و خشمگین هستند.»
همذاتپنداری با شخصیتهای روی پرده
این هنرمند تونسی، سینما را وسیله مورد نظرش برای بیان احساسات و تفکراتش معرفی میکند و میگوید فیلمسازی را بر شاعری، نویسندگی یا نقاشی ترجیح میدهد: «همیشه باور و تصورم این بوده که سینما وسیلهای بزرگ برای انتقال فکر است. شما وقتی فیلمی را درباره یک کاراکتر میبینید، وابسته به آن شده و با او احساس همذاتپنداری میکنید. از یکسو تلاشها و تقلاهای او برای برونرفت از مشکل را میبینید و از سوی دیگر، با او در حلشدن این مشکلات همراه شده و تجربهای مشترک را کسب میکنید. حالا فکرش را بکنید که این کاراکتر دارد درباره موضوعاتی مهم صحبت میکند که گریبان یک ملت را گرفته و باعث درد و رنجشان شدهاند. سالها تلاش شد تا فلسطینیها خاموش بمانند و صدایی نداشته باشند. حتی برخی رسانهها آنها را موجوداتی بدون چهره نشان دادند و داستانهایشان هیچوقت گفته و تعریف نشد. اکنون سینما و بسیاری از هنرمندان در تلاشند تا این داستانهای ناگفته را تعریف کنند. برای من مهم بود که از طریق سینما به هند رجب هم صدا بدهم و هم چهره. زمانی که اولینبار صدای خود هند رجب را شنیدم که درخواست کمک میکرد، حال غریب و بدی داشتم. شنیدن صدایش برایم بسیار سخت و عذابآور بود؛ اما در همان زمان تلاش کردم آن را بهصورت تصویری تصور کنم. صدای ضبطشده هند بهشدت قدرتمند بود، چراکه با خودش پیامی را منتقل میکرد. زمان کارگردانی فیلم، برای من همه چیز همان صدا بود. تصاویر باید با خودشان چیزی را بگویند و من میدیدم که این صدا داشت تمام چیزهای لازم را میگفت. خشمم را تبدیل به احساسی قوی برای تعریف داستان هند کردم و باور داشتم که این شیوه بهتری برای واکنش نشاندادن نسبت به ماجرای اوست. برایم اهمیت بسیار زیادی داشت که احساس بیصدایان و خشم آنان را به زبان سینما برگردانم و نمایش دهم.»