لازم به یادآوری است ظرفیتهای پزشکی تابع قوانین ومقرراتمشخصی است ووزارت بهداشت نیزدراین زمینه سختگیریهای قابل توجهی دارد که تحسینبرانگیز است. همین سختگیریها موجب شده سطح حوزه پزشکی کشور نسبتا مطلوب باشد. با این حال اگر گفته میشود امکانات کم است، راه حل آن توسعه امکانات است، نه محدود کردن ظرفیت.
یکی از دلایلی که این وضعیت در حوزه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایجاد شده، این است که در دهه ۶۰ آموزش پزشکی از بدنه وزارت علوم جدا و به وزارت بهداشت منتقل شد. پیش از آن، این حوزه در چارچوب وزارت علوم قرار داشت. بهعنوان مثال اگر برای دانشکده فنی امکانات توسعه مییافت، دانشکده پزشکی هم همزمان پیشرفت میکرد و ظرفیت هر دو افزایش مییافت اما با جدایی این دو حوزه و نوعی انزوا، آموزش پزشکی در مسیر جداگانهای قرار گرفت که تبعاتی داشته و یکی از آنها همین مسأله ظرفیت است.
در بسیاری از کشورهای دنیا، آموزش ذیل یک وزارتخانه قرار دارد و بهرهبرداری در اختیار نهادهای دیگر است اما در ایران آموزش پزشکی در همان ساختار بهرهبردار قرار گرفته. این روش البته فوایدی دارد که قابل تأمل است اما در عین حال مشکلاتی نیز ایجاد کرده. اگر پزشکی همچنان در خانواده علم و در وزارت علوم باقی میماند، تصمیماتی که برای توسعه سایر حوزهها گرفته میشد شامل پزشکی هم میشد.
از سوی دیگر، در حوزههایی که مواهب مادی بیشتری دارند، مانند پزشکی، معمولا تمایل چندانی به افزایش تعداد فعالان وجود ندارد. در نتیجه شاهد هستیم که برخی افراد برای تحصیل در دورههای تخصصی به کشورهای دیگر، حتی کشورهایی با دانشگاههایی با کیفیت پایین میروند.
باید توجه داشت چنین مسائلی تا حد زیادی قابل حل است. میتوان ظرفیت را افزایش داد تا کسانی که واقعا از معیارهای آموزش پزشکی برخوردارند، در داخل کشور فعالیت کنند.
همزمان با توسعه کشور در حوزههایی مانند آب، برق، آموزش و دانشگاهها، باید حوزه پزشکی نیز توسعه یابد. اگر این بخش عقب نگهداشته شود، به ضرر کشور خواهد بود.