
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
مشاهده مادری که توانسته بود با تلاش فراوان مهد کودکی آن چنانی دایر و کلی کارمند را اداره کند، تاثیری عمیق در ساشا گذاشت، طوری که او از پذیرفتن مسئولیت و انجام کارهای بزرگ، هراسی نداشت. همین موضوع باعث شد او در چهارده سالگی با تسلطی که به زبان انگلیسی داشت، استاد کلاسی شود که جوانترین شاگرد آن، شش سال از او بزرگ تر بود.
با توجه به همین روحیه و اعتماد به نفس فراوان، پس از گرفتن دیپلم راهی ینگه دنیا شد تا به دور از خانواده تحصیلات عالیه خود را ادامه دهد. گرچه ساشا سررشته و علاقه خاصی به رایانه و آی.تی نداشت، ولی آشنا شدن با یکی از هم خوابگاهیهایش کافی بود تا او شیفته راهاندازی یک کسب وکار نو در حوزه آی.تی شود. اما کار کردن در این حوزه قبل از هر چیزی به ایدهای ناب نیاز دارد؛ ایدهای که برآمده از دل مشکلات روزمره مردم باشد تا بتواند زانوهای خمیده یک کسب و کار نوین دانش بنیان را برای بلند شدن در آشفته بازار اشباع شده صنعت آی. تی، نیرو بخشد. پایان دوران دانشجویی از راه میرسید و ساشا همچنان به دنبال ایده طلایی زندگی خود بود که یکی از دوستانش او را به مراسم عروسی خود دعوت کرد. ناآشنایی با مهمانان دعوت شده و فرهنگ عروسی در یک کشور غربی باعث شد تا ساشا در گوشهای بنشیند و ناظر شادی و جشن اقوام و دوستان همکلاسی خود شود. نظارتی که زندگی آینده او را رقم میزد. درست در لحظه ورود عروس و داماد ساشا متوجه شد که بیشتر مهمانان با تلفنهای همراهشان عکس و فیلم میگیرند. او با خود فکر کرد که این همه فیلم و عکس چه میشود؟ آیا این تصاویر خاطره انگیز به دست عروس و داماد بهعنوان صاحبان اصلی این مهمانی بزرگ خواهد رسید؟
دیییینگ! چراغ ایده روشن شده بود و حالا ساشا لحظه شماری میکرد مراسم هر چه زودتر تمام شود و او بتواند ایده نابش را در خلوت اتاقش پرورش دهد. ایده این بود: ساخت یک آلبوم آنلاین با نام وِدینگ اِسنپ (Wedding Snap). او به این فکر افتاد تا توسط یک برنامک، شرایطی را مهیا کند تا عروس و داماد بتوانند از مهمانان بخواهند تصاویر و فیلمهای گرفته شده در جشن را برای آنها ارسال کنند. این کار به فضایی روی سرور مرکزی احتیاج داشت که عروس و داماد میتوانستند آن را اجاره کنند. آنها سپس از مهمانهایشان میخواستند تا آن برنامک را روی گوشی هوشمند خویش نصب کنند. پس از این کار هر یک از مهمانها عکس و فیلمهایی را که با گوشیشان گرفتهاند برای آلبوم اختصاصی عروس و داماد میفرستند. با این کار نه تنها عروس و داماد عکسهایی را از مراسم عروسیشان میدیدند که شاید هیچگاه تا آخر عمرشان به دستشان نمیرسید، بلکه به صورت پلکانی به مشتریان ساشا نیز افزوده میشد؛ طوری که در هر مراسم بین 50 تا 70 نفر کاربر جدید وِدینگ اِسنپ را روی گوشی خود نصب میکردند.
از آنجا که ساشا اطلاعاتی در این مورد نداشت تصمیم گرفت برای عملی کردن ایده اش تمامی پساندازی را که داشت بدهد تا بلیت سفر از آتلانتا، شهر محل اقامتش در شرقی ترین نقطه آمریکا به «سیلیکون ولی» در غربی ترین نقطه آن کشور بخرد. با ورود به سیلیکون ولی که مهد رویش بسیاری از ایدهها در فضای آی.تی است در چند کلاس و کنفرانس شرکت کرد تا اطلاعاتی را هر چند اندک برای پروراندن ایدهاش به دست آورد.
او با شور و شوقی که برای برپا کردن یک کار شخصی پیدا کرده بود دیگر حوصله دانشگاه را نداشت؛ به همین دلیل به محض گرفتن لیسانس دانشگاه را ترک کرد و برای زندگی به کالیفرنیا رفت. در ابتدای ورود به کالیفرنیا آن قدر بی پول بود که تا سه هفته روی یک کاناپه در خانه یکی از دوستانش میخوابید.
ساشا برای عملی کردن ایدهای که در سر داشت با کلی عروس و داماد، عکاس و برنامهریزهای عروسی صحبت کرد تا اطلاعاتی را به دست بیاورد. برای مثال در همین سوال و جوابها فهمید که عروس و دامادها دوست دارند در کنار عکسهایی که عکاس حرفهای از بهترین شب زندگیشان میاندازد عکسهایی کاملا آماتور هم داشته باشند. با توجه به همین موارد ساشا توانست در نهایت رضایت یک شرکت بزرگ فعال در زمینه خدمات عروسی را به خود جلب کرده و سرمایهگذار پیدا کند. با مشتریانی که از سمت آن شرکت به سوی ودینگ اسنپ آمدند ساشا توانست طی هفته نخست، حدود 50 میلیون تومان درآمد کسب کند. با درآمدی که از این راه کسب کرده بود کمکم یک دفتر برای شرکتش اجاره و چند مهندس را استخدام کرد.
او برای به اجرا رساندن ایدهاش با خیلیها مشورت کرد. به قول خودش به جای اینکه به دنبال نظری باشد تا نظر خودش را اثبات کند، همیشه به دنبال نظرات منفی بود با این منطق که با گوش دادن به آنها میتواند مشکلات کارش را متوجه و آنها را برطرف کند.
حال ساشا پس از دو سال از آغاز کار روی ایدهاش 16 کارمند و حدود 200هزار نفر کاربر از 130 کشور مختلف دارد. او بیشتر به این دلیل کار کردن روی ایدهاش را دوست دارد که معتقد است در این کار آزادی عمل و فکر دارد.
ایده از نگاه ساشا فکری است که میتواند مشکلی را حل کند. او میگوید ایده هایمان را آزمایش بکنیم، هر چند خیلی کوچک، شاید گرفت. او معتقد است برای کسی که دوست دارد استارت آپ راه بیندازد، تنها یک جای خواب، غذا و یک خط اینترنت کافی است.
او اکنون به جای تمرکز روی آلبوم عکس برای مراسم عروسی، ایده اش را گسترش داده و آن را برای هر نوع مراسمی توصیه میکند. از همین رو ساشا نام ایدهاش را از ودینگ اسنپ به Eversnap عوض کرده است. حالا حتی یک کمپینگ ساده دوستانه در دل طبیعت هم میتواند مشتری ایده ساشا باشد. / ضمیمه کلیک
رامین فتوت
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد
چیزی كه مهمه اهمیت دادن و پرورش دادن ایده هاست.