متهم اصلی به خاطر سوء‌ظن به همسرش نقشه این قتل را اجرا کرد

پایان مرگبار یک رابطه پنهانی

نماینده دادستان و 2 نفر از متهمان جزئیات واقعه را شرح می‌دهند

رابطه پنهانی،پشت پرده جنایت

اگر سوگل اسیر وسوسه نمی‌شد و با جوان میوه‌فروش ارتباط برقرار نمی‌کرد و شوهرش را در مقابل آن مرد قرار نمی‌داد، قتلی اتفاق نمی‌افتاد و حالا هم جوان میوه‌فروش زنده ‌بود و هم شوهرش در آستانه اعدام قرار نمی‌گرفت.
کد خبر: ۵۹۶۲۱۴
رابطه پنهانی،پشت پرده جنایت
سوگل و پسر نوجوانش بعد از این حادثه همدیگر را ندیدند چون پسرک نمی‌خواهد با مادرش روبه‌رو شود و از او دلخور است. سوگل و دو همدستش در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه‌ شدند هر چند تنها کسی که همه اتهامات را قبول کرد این زن بود و بقیه منکر همه چیز شدند.

کرمی، نماینده دادستان تهران که در جلسه رسیدگی به این پرونده حضور داشت، می‌گوید:متهمان با طرح نقشه‌ای سروش، جوان میوه‌فروشی را که با سوگل رابطه داشت به خانه این زن کشانده و بعد از بستن دست‌وپایش او را به قتل رسانده‌اند.

آن‌طور که محتویات پرونده نشان می‌دهد سوگل از مشتریان سروش بوده و آنها بعد از مدتی با هم رابطه برقرار کردند اما سوگل که از این رابطه دچار عذاب وجدان شده ‌بود با همدستی شوهرش او را به خانه کشاند و سعید ـ شوهر سوگل ـ سروش را کتک زد و سپس خفه‌اش کرد. این زوج همدست دیگری هم داشتند که از اقوام سوگل است و در آدم‌ربایی و از بین بردن جسد با آنها همدست بوده ‌است. متهمان همگی در مراحل اولیه به قتل اعتراف کردند و مدارک موجود در پرونده و شواهدی که پلیس به دست آورده نیز نشان می‌دهد اعتراف آنها منطبق با واقعیت است.

نماینده دادستان در مورد گفته‌های سوگل که مدعی شده مقتول او را بیهوش کرده و مورد آزار قرار داده ‌است، می‌گوید: سوگل بعد از بازداشت مدعی‌ شد سروش وارد خانه او ‌شده و بعد از این‌که وی را با دستمال آغشته به مواد بیهوش کرده‌، مورد آزار قرار داده‌ است همین هم انگیزه‌ای برای قتل شد اما بعد از چند جلسه اعتراف خود را پس گرفت و گفت خودش از سروش دعوت کرده به خانه‌اش برود. او با نوشتن نامه‌ای از زندان گفت دچار عذاب وجدان شده و تصمیم گرفته واقعیت را بگوید. حتی توضیح داد چطور شوهرش روسری را دور گردن مقتول انداخت و او را به قتل رساند.

آنها بعد از به قتل رساندن مقتول جسد را به بیابانی بردند و با بنزین آتش ‌زدند. سوگل این گفته‌ها را در چند مرحله دیگر نیز تکرار و تاکید کرد به خاطر عذاب وجدان واقعیت را گفته‌است.

نماینده دادستان در مورد نحوه دستگیری متهمان می‌گوید: مقتول یک زن صیغه‌ای داشت که در مورد سوگل با او صحبت کرده ‌بود و ماموران از طریق این زن توانستند سوگل را شناسایی و بازداشت کنند. به هر حال جرم متهمان از نظر دادسرا ثابت شده و با توجه به درخواست اولیای‌دم به‌عنوان نماینده دادستان درخواست مجازات کرده‌ام.

من گناهکار هستم

سوگل می‌گوید گناهکار است و حاضر است تاوان کاری را که کرده بدهد. او در مورد آنچه اتفاق افتاده ‌است، می‌گوید: شوهرم همیشه شهرستان بود و من و پسرم در خانه تنها بودیم. با این حال گله‌ای نداشتم چون شوهرم کار می‌کرد و فکر من و پسرم بود.

من هم کارهای خانه را انجام می‌دادم و گاهی خرید هم می‌رفتم. مدتی قبل از ماجرای قتل با سروش آشنا شدم. او میوه‌فروش دوره​گردی بود. چند کیلو از او ‌خرید کردم و متلکی به من گفت. جوابش را ندادم بار دوم که رفتم میوه بخرم به من پیشنهاد رابطه داد. من هم قبول و او را به خانه دعوت کردم. وقتی آمد با هم رابطه برقرار کردیم. به محض این‌که رفت دچار عذاب وجدان شدم. حالم اصلا خوب نبود.

آنقدر عذاب کشیدم که دست به خودکشی زدم. چند بسته قرص خوردم و بعد هم خودم را با ضربات چاقو مجروح کردم. وقتی این کار را کردم پسرم در خانه نبود او به محض این‌که رسید مرا به بیمارستان بردو فامیل را خبر کرد چند عمل انجام و معده‌ام را هم شست‌وشو دادند از مرگ نجات پیدا کردم شوهرم چند ‌بار از من پرسید چه شده، جوابی ندادم. نمی‌توانستم بگویم چه شده‌ است.

عذاب وجدان رهایم نمی‌کرد نمی‌توانستم کاری بکنم. دوباره تصمیم به خودکشی گرفتم. به مغازه رفتم و مرگ موش خریدم تا به خانه بروم و بخورم. نمی‌دانم از کجا اما شوهرم و زن همسایه با خبر شده‌ بودند.

زن همسایه جلوی من را گرفت و نگذاشت وارد خانه شوم. تا این‌که شوهرم رسید وارد خانه شدیم او با اصرار پرسید چرا می‌خواهی خودکشی کنی. من هم همه چیز را به او گفتم. البته به شوهرم گفتم مرد میوه‌فروش مرا بیهوش کرد و مورد تجاوز قرار داد. او گفت می‌رویم و شکایت می‌کنیم.

به کلانتری رفتیم. کارهای اداری را هم انجام دادیم اما چون از او آدرس و نشانی نداشتیم گفتند نمی‌شود بروید و هروقت نشانی پیدا کردید بیایید. ما هم رفتیم.

این زن ادامه می‌دهد: چند روز بعد دوباره او را دیدم و موضوع را به شوهرم گفتم. گفت با او درخانه قرار بگذار من هم این کار را کردم. شب ساعت 12 بود که آمد.

حالم اصلا خوب نبود به بهانه‌ای چند دقیقه از اتاق بیرون رفتم در همین حین شوهرم و فامیلمان وارد اتاق شدند. آنها با سروش درگیر شدند او مقاومت خاصی نکرد من دوباره از اتاق بیرون رفتم و وقتی برگشتم دیدم شوهرم با روسری در حال خفه کردن سروش است. چند ثانیه بعد سروش به زمین افتاد و مرد.

پزشکی قانونی گزارش داده سروش دچار خونریزی مغزی هم شده ‌است. سوگل در مورد این‌که چه کسی ضربات را به سر مقتول زده ‌است، می‌گوید: مدتی که من در اتاق نبودم شوهرم و آن فامیلمان با پوتین ضرباتی را به سر مقتول زدند و من فکر می‌کنم همان ضربه‌ها باعث شد او خونریزی مغزی کند. جسد سپس از خانه خارج و به آتش‌ کشیده ‌شده ‌است.

زن متهم در مورد آتش زدن جسد این‌طور توضیح می‌دهد: ما سوار خودرو شدیم. شوهرم و فامیلمان جسد را در صندوق عقب گذاشتند و با هم به سمت بیابانی حرکت کردیم. بعد شوهرم جسد را بیرون آورد و از باک ماشین بنزین کشید و روی جسد ریخت و آن را آتش زد و ما هم به خانه برگشتیم.

سوگل در ادامه حرف‌هایش می‌گوید: عذاب وجدان شدیدی داشتم و همچنان دارم. خانواده‌ام از بین رفتند، آنها گناهی نداشتند من بودم که با ندانم کاری، این کار را کردم. خودم می‌دانم چه کار زشتی انجام دادم و به همین خاطر هم می‌خواستم خودکشی کنم.

پسرم خیلی ناراحت است او اصلا به دیدن من نمی‌آید اما به دیدن پدرش می‌رود و با او رابطه خوبی دارد. دیگر برایم مهم نیست چه اتفاقی در زندگی برایم خواهم افتاد. چیزی که برایم مهم است این است که پسرم مرا ببخشد.

بی‌خبر بودم

سعید، شوهر سوگل مدعی است از دروغ‌های همسرش خبر نداشته و سروش را مقصر ماجرا می‌دانسته است. او می‌گوید: برای این‌که یک لقمه نان برای خانواده‌ام بیاورم به شهرستان می‌رفتم و همین نبودن‌ها هم باعث شد زنم تنها شود و به او تجاوز کنند.

البته او به من چیزی نگفت. حتی بعد از خودکشی‌اش هم حرفی نزد تا این‌که یک روز مرد مغازه‌داری که دوستم بود تماس گرفت و گفت همسرت برای خرید مرگ موش آمده ‌بود فکر می‌کنم دوباره قصد خودکشی دارد خودت را برسان.

من هم خودم را رساندم آن روز خیلی با همسرم صحبت کردم تا این‌که راضی شد بگوید چه اتفاقی افتاده‌است و گفت به او تجاوز شده ما شکایت هم کردیم اما ردی از آن مرد نداشتیم تا این‌که چند روز بعد همسرم زنگ زد و گفت آن مرد دوباره به او پیشنهاد داده. من هم به زنم گفتم بهتر است او را به خانه بیاوری. قصدم کشتن او نبود وقتی دیدمش بلافاصله دست و پایش را بستم و گفتم تلفنت را بده زنگ می‌زنم پدر و مادرت بیایند و همه چیز را ببینند، اما عصبانی شد و گفت نمی‌توانی کاری بکنی.

وقتی دست و پایش را بسته ‌بودیم سرش را به زمین کوبید چند‌بار این کار را کرد. او خیلی سر و صدا می‌کرد به زنم گفتم بیا دهانش را ببندیم زنم هم همدست من بود او حالا در دادگاه خودش را تبرئه می‌کند.

این مرد در مورد گفته‌های همسرش می‌گوید: من در دادگاه متوجه شدم زنم خودش آن مرد را دعوت کرده و راضی به این رابطه بوده ‌است.

او به من دروغ گفته‌ بود. شاید فکر می‌کرد با او برخورد می‌کنم. به هر حال به من دروغ گفت و خودش باید تاوان دروغش را بدهد. آبروی من رفته و حالا یک قاتل شدم. من زنم را نمی‌بخشم. / ضمیمه تپش

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱۴
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
لعنت خدا به انسانهای پست وبوالهوس.
قدرت الله
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
همیشه: كرم ازخود درخت است.
رحیم
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
جامعه خیلی بی بند وبار گشته باید مسئولین فكری به حال مردم بكنند
حمید
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
فساد در جامعه رو به انفجار گذاشته
سارا
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
لعنت بر تو زن هوس باز
مجازات تو اعدامه
جواد
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
زن خیانت كاربایداعدام شود
عفت زن
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
دراین مورد هردو طرف گناهكارند ،مسلم است كه گناهكار اصلی زن است چون خود زمینه را فراهم كرده ولی بی توجهی مرد به نیازهای همسرش هم گناه كمی نیست
علی دینوی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
اعدام حق سوگل بوالهوس است كه باعث مرگ 2مردشده
محمد جمالی
Australia
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
كوچك ترین اشتباه و سهل انگاری مساوی است با فروپاشی نظام خانواده.
شاهپور
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
فكر می كنم بی توجهی به شئونات اسلامی- انسانی و اخلاقی چنین نتیجه ای دارد.واقعا جامعه به سمت بی بند باری رفته و می رود. وای برای فرزندان ما
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
چیزی كه در اینجا نادیده گرفته شده موضوع بیكاری و یا اشتغال است. اگر آن مرد در محله خودشان كاری پیدا می كرد و به شهرستان نمی رفت و بالا سر خانواده خودش بود هیچ كدام از این اتفاقات نمی افتاد
نادر
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۱
۰
۰
بایدریشه یابی ومسئله راحل كنیم نه اینكه صورت مسئله راپاك كنیم
بی اسم
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۲
۰
۰
باور كنید اسمم را فراموش كردم از خودم كه یك زن هستم بدم آمد زمانه آنقدر كثیف شده كه بعضی انسان ها خداوند را فراموش كرده اند. حال ما دم از حقوق زن میزنیم من بعنوان یك زن از این زنها متفرم از پسرش خجالت نكشید؟از خدای خودش چطور ؟ بیچاره مرد برای یك لقمه نان به سفر میرفته و زن كثیف به كار خودش میرسیده مرك بر چنین زنانی .جای تو در جهنم است خود میبینی كه چه عذابی میكشی خداوند تو را نبخشد بخاطر اینكه دو فرد بی گناه را به نابودی كشاندی. دوست دارم این نامه را به زندان بفرستید تا بدانند مردم از كارش متنفر هستند. دروغ گفتن كلید همه چیز هاست مرگ برتو باد شما و امثال شما ننگ جامعه هستید شما را به خدا این نامه را برایش بفرستید. خدا نیامرزد تو را
مریم
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۳
۰
۰
دوری از همسر دلیل برای برقراری رابطه پنهانی نیست. این رابطه نتیجه فساد روانی افراد است

نیازمندی ها