امیر محبیان، دکترای فلسفه غرب دارد و هرچند همزمان با استقرار دولت اصلاحات بهعنوان عضو شورای سردبیری و دبیر سیاسی روزنامه رسالت، نقش مهمی در زنده نگهداشتن میراث اصولگرایی در آن دوره داشت، اما پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد با تاسیس خبرگزاری آریا و مرکز مطالعات استراتژیک آریا به سازماندهی توان تئوریک و رسانهای برای پیشبرد ایدههای خود پرداخت. او سال 1385 نیز حزب نواندیشان ایران اسلامی را تاسیس کرد، حزبی که یکی از اهداف آن توسعه فرهنگ نواندیشی اسلامی در جامعه بویژه در نسل جوان برشمرده شده است، اما از زمان تاسیس، چیز بیشتری جز یک نام از آن مطرح نشده است.
نامگذاری سال 1393 به نام «فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی» باعث شد تا در گفتوگو با این تحلیلگر سیاسی، راهکارهای تحقق این شعار و نقش نهادهای سیاسی در تبیین و نهادینهسازی آن را به بحث بگذاریم. او که نگران برخوردهای شعاری با این نامگذاری و سیاسی شدن مفاهیم غیرسیاسی به دنبال ورود سیاسیون به این مبحث است، معتقد است که مقدمه لازم برای تحقق شعار سال، داشتن نگرشی انتقادی نسبت به اوضاع فرهنگی و اقتصادی و سپس استفاده از راهکارهای تبیین شده در این شعار برای اصلاح وضع موجود است. در اولین ماه از سال «فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی» با امیر محبیان گفتوگویی کردهایم که میخوانید.
باتوجه به نامگذاری سال 93 به نام فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی، شما مهمترین موانع تحقق این نامگذاری را چه میدانید؟
مهمترین عواملی که از منظر رهبری موجب تحقق مدیریت صحیح فرهنگ و اقتصاد میشود؛ عزم ملی و فرهنگ جهادی است که مبتنی بر مدلی بومی از مدیریت است. طبعا تحقق نیافتن این عوامل موجب نرسیدن به هدف تعیین شده میشود. یکی از نگرانیهای همیشگی آن است که برخورد با افقهای تعیین شده از سوی رهبری، برخوردی صوری و غیراجرایی باشد. برای تحقق افقها و اهداف تعیین شده ضروری است که اهداف از شکل بینش کلی و توصیه، به شکل اهداف عینی راهبردی، برنامههای اجرایی درازمدت و کوتاهمدت تدوین شود؛ سپس وظایف هر نهاد مشخص شده و سیستم ارزیابی در انتهای سال، ارزیابی میزان تحقق را به عهده داشته و موفقیتها و کوتاهیها را اعلام کند.
به نظر برخی صاحبنظران، یکی از آسیبهای فرهنگی و اقتصادی در جامعه ایرانی، آغشته شدن مفاهیم فرهنگ و اقتصاد با چالشهای سیاسی و نزاعهای جناحی است. به نظر شما برای اینکه چنین آسیبی به توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور ضربه نزند، چه باید کرد؟
این مساله، ایرادی جدی است. حوزه سیاست ما متاسفانه حوزه حل مشکل نیست؛ لذا وقتی این رویکردهای ملی را به حوزه چالشهای سیاسی وارد کنیم، نتیجه آن برخورد صوری و شعاری با این رویکردهای مهم خواهد شد. به گمانم این مباحث سریعا باید در حوزه کارشناسی و مدیریتی بررسی و با تعیین ابعاد عملیاتی آن به برنامه اجرایی تبدیل شود.
آیا احزاب و تشکلهای سیاسی در ایران از این ظرفیت برخوردار هستند که رفع مشکلات فرهنگی و اقتصادی را فراتر از نزاعهای جناحی ببینند؟
این موضوع مطلوب است؛ ولی متاسفانه عمق لازم را در برخوردهای سیاسی نمیبینم.
با عنایت به تاکیدات رهبر معظم انقلاب بر دستیابی به یک عزم ملی برای پرداختن به مسائل فرهنگی و اقتصادی، راهکار شما برای رسیدن به اجماع نخبگان بر سر مسائل فرهنگی و اقتصادی چیست؟
نکته: حوزه سیاست ما متاسفانه حوزه حل مشکل نیست؛ لذا وقتی رویکردهای ملی را به حوزه چالشهای سیاسی وارد کنیم، نتیجه آن برخورد صوری و شعاری با این رویکردهای مهم خواهد شد |
این مباحث باید به نقطه مشترک و محلی برای اجماع نخبگان ما تبدیل شود. منظور من از نخبگان، صرفا نخبگان سیاسی نیست، بلکه بیشتر نظر من نخبگان مدیریتی و دانشگاهی است. لازمه آن این است که تجمیع امکانات و توجهات روی این سوژهها به وجود آید و از نخبگان مدیریتی و دانشگاهی جهت تحلیل این موارد دعوت به عمل آید و نظرات آنها هم محل توجه جدی قرار گیرد.
به عقیده برخی، مشکلات روزمره مردم چه در حوزههای فرهنگی، چه اقتصادی و چه سیاسی، در کلام خواص و نخبگان کمتر بروز مییابد. به نظر شما چه راهی برای نزدیک کردن مطالبات تودهها و نظریهپردازی نخبگان وجود دارد؟
متاسفانه شرایط و فضای سیاسی ما به گونهای است که باید از اهل سیاست درخواست کنیم که لطف کرده و صحبتی از مسائل فرهنگی و اقتصادی نکنند؛ زیرا طرح این مباحث از سوی اهل سیاست معمولا آنچنان سطحی و شعاری یا در بطن چالش صورت میگیرد که از عمق این مباحث کاسته و کارآمدی آن را از بین میبرد.
با توجه به عملکرد دولت یازدهم، فکر میکنید مهمترین اصلاحی که باید در شیوه مدیریت این دولت اعمال شود تا بتواند در مسیر تحقق شعار سال گام بردارد، چیست؟
دولت دکتر روحانی ابتدا باید این افقها را بهعنوان رویکردی مفید فارغ از شعارها در نظر بگیرد؛ سپس ستادی عملیاتی را به صورت متمرکز برای ساماندهی فعالیتها تعیین کند تا هماهنگی نهادهای دولتی و وزارتخانهها را در مسیر تعیین شده به عهده گیرد و هرچند وقت یکبار، طبق برنامه، میزان تطابق عملیات اجرایی با برنامهها را مورد ارزیابی قرار دهد.
مهمترین اقدامی که میتواند جلوی بخشنامهای و کلیشهای شدن تلاشها برای عینیتیابی شعار سال را بگیرد، چیست؟
مهمترین اقدام، برنامه و عملیاتی روشن است که قابلیت ارزیابی شدن داشته باشد. اگر اهداف کلان رهبری در حد شعار باقی بماند فقط موجی از بخشنامههای اداری و همایشهای پرهزینه بدون نتیجه به راه خواهد افتاد و بس.
فکر میکنید با چه راهبرد رسانهای یا تبلیغاتی میتوان تحقق نامگذاری سال را به پویشی اجتماعی که این هدف را مطالبه میکند، تبدیل کرد؟
دیدگاه ارائه شده از سوی رهبری بواقع پاسخی به یک پرسش و دغدغه مقدر است که رهبری، آن را برحسب اشراف اطلاعاتی که دارند؛ درک کردهاند. طبعا تودههای مردم و نخبگان هم باید احساسی مشابه رهبری یابند تا با پاسخ مورد نظر ایشان همسو شوند. اگر مسئولان مدعی باشند که هیچ مشکلی در حوزههای اقتصادی و فرهنگی نیست مردم خواهند پرسید پس چرا باید عزم ملی و مدیریت جهادی را برای حل مسالهای به کار گرفت که مدیران اجرایی معتقدند اصلا وجود ندارد. پس باید در یک فاز انتقادی، وضع موجود اقتصادی و فرهنگی مورد تحلیل قرار گیرد تا مردم با دغدغههای رهبری همافق شوند.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد