30 لیتر دود سمی

روزنامه را تا کرد و برای نخستین بار پس از آن روز تلخ، در حالی که لبخندی بزرگ صورتش را پوشانده بود، استارت زد و خودرو را راه انداخت.
کد خبر: ۶۷۰۴۶۲
30 لیتر دود سمی

دوست داشت خودش را شوفر تاکسی خطاب کند و سال‌ها بود که در یکی از ابرشهرهای ایران از سحر تا شام، پدال‌های گاز و ترمز و کلاچ را حرکت می‌داد و با چرخاندن هر فرمان، پولی در جیب گذاشته و با تعویض هر دنده و بالا‌گرفتن غرش موتور پیکانش، تنش لرزیده بود، چون سال‌ها پیش، وقتی هنوز پیکانش مثل خودش جوان و قبراق بود، مسافری پریشان سوار کرده بود. مردی که بیچارگی را در چهره درمانده‌اش بوضوح می‌توانستی ببینی.

جوانی کرده بود و خواسته بود حرمت مهمان تاکسی‌اش را به جای آوَرَد، به همین دلیل علت آن حال نزار را جویا شده بود. اما در پاسخ با پرسشی روبه‌رو شد که تا امروز هر وقت تاکسی را استارت می‌زد، تن و بدنش را می‌لرزاند.

داداش شما روزی چند لیتر بنزین می‌سوزونی؟ پرسش ساده بود و پاسخش که یک عدد 30 بود از آن هم ساده‌تر؛ اما عواقبش تمام زندگی کاری او را سیاه کرده بود.

پس شما روزی 30 لیتر دود سمی می‌فرستی تو آسمون این شهر؟ ها؟ این تاکسی وسیله رزق و روزی‌اش بود و تا حالا به روزی 30 لیتر دود سمی که تولید می‌کرد حتی فکر هم نکرده بود. مرد که چشم‌های گشاد و صورت پر از ابهام شوفر را دیده بود، سرش را به سمت خیابان چرخاند.

می‌توانستی نفرت و مقاومت در برابر اشک‌ها را با جابه جا شدن مداوم ماهیچه‌های ریز و درشت صورتش ببینی. «بچه دسته گلم، سرطان گرفته...... دکترها می‌گن مال هوای آلوده این شهر لعنتی‌یه.»

در تمام این سال‌ها هر وقت جلوی دانشگاه دانشجویی را سوار می‌کرد، حرف را طوری می‌چرخاند تا آخرش برسد به جمله معروفش که «..‌.کاش می‌شد شما مهندسا یک کاری می‌کردین ما از شرم این روزی 30 لیتر دود سمی خلاص می‌شدیم...» به این امید که جرقه‌ای در ذهن یکی از آنها به وجود آورد.

بارها شنیده بود که بعضی دانشگاه‌های ایران روی ساخت خودروهای برقی کار می‌کنند، اما مثل این‌که قرار بود حسرت دیدن یکی از آنها را با خودش به گور ببرد. اما حالا در روزنامه نوشته بودند که گویا قرار شده با حذف عوارض واردات خودروهای برقی، این‌گونه ماشین‌های پاک و بدون آلودگی راهی بازار تشنه ایرانی شود.

از ته دل خوشحال بود. البته خوشحال‌تر می‌بود اگر همین مسافرهای دانشجویی که سوار و پیاده می‌کرد دست به‌دست هم می‌دادند و ایران را به صادرکننده خودروهای برقی تبدیل می‌کردند و خوشحال‌تر اگر بچه دسته گل آن مسافر پریشان در جنگ با سرطان پیروز شده باشد و حالا امیدوار که شاید آسمانی آبی در راه ایران باشد.

شهرام یزدان‌پناه - دبیر گروه دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها