نغمه نو

تلقی معنوی و عرفانی از موسیقی در طول تاریخ در تمدن‌ها و فرهنگ‌های گوناگون تجلی‌های مختلفی داشته که نشان‌دهنده جایگاه پراهمیت موسیقی در فرهنگ معنوی آن تمدن‌ها بوده است.
کد خبر: ۸۵۴۱۳۱
نغمه نو

به این نکته نیز باید اشاره کرد که نغمه و وزن موسیقی، تاثیر فوق‌العاده‌ای در روح انسان دارد و پیوندی که میان فطرت انسان و موسیقی همواره برقرار است، نشان‌دهنده سرشت آدمی است و اگر درست به کار برده شود، می‌تواند معرفتی را در رویاهای روح جایگزین کند.

هنرمند شرقی

هنرمند شرقی همواره برای رسیدن به این کمال در موسیقی از کلام (اشعار) شاعرانی استفاده می‌کرده که حس نهفته در زخمه‌های سازش را نیز نمایان سازد که این مهم را در اشعار شاعران کلاسیک ایران که از دانش موسیقی نیز بی‌بهره نبودند، می‌توان به‌راحتی مشاهد کرد که علاوه بر استفاده از وزن‌های موسیقایی از کلمات تخصصی موسیقی نیز استفاده می‌کردند. (از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو؛ مولانا)

مولانا

نمونه بارز چنین اشعاری مختص مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است. در اشعار مولانا وزن‌شناسی به‌خوبی مشهود بوده و در جای‌جای دیوان غزلیاتش می‌توان نشانه‌هایی از آگاهی گسترده او را در موسیقی یافت. مهارت او در موسیقی باعث شده بتواند در 55 بحر از بحور مختلف شعر بسراید، که این نشان از تخصص مولانا هم در موسیقی عملی و هم در موسیقی علمی داشته است.

به گفته دکتر شفیعی کدکنی: «از عصر خنیاگران ایران‌باستان تا امروز آثار بازمانده هیچ شاعری به اندازه جلال‌الدین مولوی با نظام موسیقایی هستی و حیات انسان، هماهنگی و ارتباط نداشته است». عنصر موسیقی در غزلیات مولانا آنچنان برجسته است که حتی خواندن ساده اشعار، بی‌ساز و آواز در مخاطبش ترقص و شیدایی می‌انگیزد . مرده بدم، زنده شدم، گریه بدم، خنده شدم. در همین وادی به‌تازگی آلبومی به نام «شب‌های قونیه» به بازار موسیقی ارائه شده که می‌توان در آن تلفیقی از موسیقی کلاسیک ایران همراه اشعار مولانا را به‌خوبی احساس کرد که در این اثر با تکیه به موسیقی دستگاهی به اشعار مولانا پرداخته شده است.

آلبومی با 10 قطعه

«شب‌های قونیه» آلبومی است که ده قطعه دارد، و قطعات آن شامل «رِنگ فرح»، «سه‌تار و آواز»، «عود و آواز»، «تصنیف ساقی»، «کمانچه و آواز»، «چهار مضراب بیداد»، «تصنیف یار من»، «ضربی و آواز» و «تصنیف دلدار» است. آهنگسازی و تنظیم آلبوم شب‌های قونیه کار رضا پرویززاده و بهروز همتی است و اصغر وفایی خوانندگی آن را به‌عهده داشته است. همچنین رضا پرویززاده (کمانچه)، حسین حدت (عود)، نوید افقه (تنبک)، عیسی شکری (دف و دایره) و بهروز همتی (سه‌تار) در این آلبوم به نوازندگی پرداخته‌اند.

انتخاب اشعار این آلبوم نیز که ترکیبی از اشعار مثنوی در آوازها و دیوان شمس در تصانیف است، به شنیدنی شدن اثر کمک کرده است. آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود. این آلبوم از اجرای چند شب متوالی در آذر 1390 در شهر قونیه تهیه شده است.

زیارتگاه اهل ادب و هنر

قونیه که در ترکیه واقع شده، پیش از این‌که اسم و رسم کشورش را به یدک بکشد؛ همه شهرتش را مرهون شاعر پارسی‌گوی ایرانی، مولوی است که از آزار مغولان زادگاه خود در شهر بلخ را ترک گفته و آنجا سکنا گزیده بود و حال قونیه وعده‌گاهی است و برای اهل ادب و هنر از هر جای جهان و شب‌های آن بوی عرفان و عشق و شور و مثنوی و مولانا را دارد؛ حال ‌و هوایی که در اکثر شب‌های قونیه مشهود است.

اجرای قطعات این اثر در دستگاه همایون و با حال ‌و هوای مختص به آن دستگاه اجرا شده است که بیشتر حالتی اشراقی و باوقار و نشان از تداوم زندگی دارد که اتحادی میان عشق و عاشق و معشوق و توحید است، همچنین در مقام عرفا همایون مقام «توحید» را در هفت شهر عشق دارد. مخاطب در قطعه آغازین این اثر ترکیب‌‌بندی زیبایی از رِنگ فرح روایت باقرخان رامشگر را می‌شنود که در رَنگ‌بندی جدید با گفتاری (نریشن) از اشعار مثنوی همراه است که حال‌ و ‌هوای زیباتری به اثر داده است و نوید کاری نو را می‌دهد. تنظیم تصانیفی زیبا در کنار ساز و آواز بر اشعار مثنوی در این اثر جای تامل دارد. سازبندی زیبا، همچنین خوش‌صدایی نواهای کمانچه و سه‌تار و عود در کنار سازهای ضربی در همه قطعات گروه‌نوازی و مثنوی‌خوانی، از نکات بارز و گوشنواز این اثر است.

هنرمندان اثر در کاور آلبوم نوشته‌اند: «حالمان، حال کسی است که چیز ارزشمندی را گم کرده است. افسوس افزون‌تر آن‌که؛ شاید هنگام جارو کردن، گوهر ارزشمند ما با انبوه دورریختنی‌ها رفته باشد. دست‌کم شاید و کاش، کسی او را یافته باشد. زبانمان پارسی است، پارسی می‌گوییم، پارسی می‌شنویم، پارسی می‌فهمیم. گوهر آموزه‌های ارزشمند فرهنگ و ادبیات ایران‌زمین، گوهر مولانا، گوهر مثنوی را گم نکنیم...»

حمید فرید

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها